فانوس زاگرس؛
ما آخرین نسلی هستیم که میتوانیم بخشی از طبیعت کشورمان را نجات دهیم.
به قلم شهرام نوروزی
پیشاپیش عذرخواهی میکنم از همه متخصصین و تحصیل کردگان و فرهیخته گان عرصه محیطزیست و طبیعت و حیات وحش، بواسطه علاقه مندی و طبیعتی که در سابق و اکنون جزیی از زندگیم بوده و سخت دچار غم و نگرانی شده ام وقتی صدها صحنه کوچک و بزرگ دایم به ذهنم می آید، صدای بال و برخاستن هزاران پرنده در طبیعت و کنار رودخانه ها، فضای الهام بخش جنگل های بلوط زاگرس و اقصی نقاط ایران زمین و خصوصا سرزمین مادری ام و همچنین احساس کردم که باید این میراث طبیعی کشورمان را که زندگی مرا این همه به خود جلب کرده بود به نحوی مناسب برای همنوعانمان عرضه کنم. تغییر اقلیم، انقراض گسترده حیات وحش و گونه های زیستی، افت شدید تنوع اکوسیستم با آلودگی، رشد جمعیت و مصرف بیش از اندازه، آینده محیطزیست زمین و طبیعت و کیفیت زندگی ما را تا نیم قرن حاضر به شدت تغییر خواهد داد، چه بسا اگر درست اندیشیده نشود شاید تا سالهای بعد اکثر ویا بخشی از نقاط مختلف ایران بدلیل افزایش دما قابل سکونت انسانی نخواهد بود، کشورهایی همانند ایران که اقتصاد آسیب پذیر و آب و هوایی خشک دارند. بیش از همه در معرض خطرات آن و تخریب محیطزیست هستند، شاید نیاز به حجت نباشد مصرف بیش از اندازه آبها، افت بیش از حد آب های زیر زمینی (که اکثر چشمه و قنات های دوران گذشته خشک و بی آب گردیدهاند) فرونشست زمین در جای جای پهنه ایران، خشک شدن بیش از نیمی از تالاب ها و دریاچه های کشور، گسترش ریزگرد ها و تکرار توفان های گرد و خاک و آلودگی بیش از حد و مصرف بی رویه منابع و انرژی، سرزمین ما را در شرایطی قرار داده است که اگر اقدام های اساسی روش ناپایدار زندگی میلیون ها ایرانی صورت نگیرد بدون تعارف بیش از هر زمانی باید به شدت نگران آینده سرزمینمان بود.
کاهش و نابودی مورد بحث (البته نه تنها در منطقه بلکه در سرزمینمان و بعضی کشورهای دیگر نیز) ظاهرا در حد فاجعه ای در تاریخ زمین شناسی است. با این تفاوت که مرگ و میر مربوط به حوادث بزرگ تاریخ زمین شناسی طی هزاران و بلکه میلیون ها سال به وقوع می پیوندد در صورتی که حیات وحش و محیط زیست کشور ما پدیده ای مربوط به دو دهه اخیر است. کم توجهی به رعایت فاکتورهای زیست محیطی از طرفی و بی توجهی به گسترش حمل و نقل عمومی، توجه نکردن به استفاده از توانمندی بالای ما در استحصال انرژی خورشیدی همگی نشان می دهد پاشنه سیاست و اقتصاد در کشور همچنان بر مدار توسعه نا پایدار می چرخد. شاید از این رهگذر، طبیعت ویژه و فوقالعاده ایران زمین و زاگرس علاقه مندان و حافظان نوین بیشتری را بیابد. عبور از این گذرگاه نیاز به عزم جدی از سوی همه را دارد. خوشبختانه ابلاغ سیاست های کلی محیطزیست از سوی مقام معظم رهبری و بازگشایی روابط ما با دنیا فرصتی است تا همه ماها عزمی برای برداشتن قدم در مسیر توسعه پایدار (هماهنگی و سازگاری با محیط زیست) باشد. بعضی از این حرکت ها مستقیماً به دولت بر می گردد که حمل و نقل و صنعت خودروسازی و انرژی های خورشیدی و توازن آبی کشور و سد سازی و…. اما در مناطقی با استفاده از پتانسیل هزاران فارغالتحصیل بیکار رشته های علوم کشاورزی، منابع طبیعی، زیست محیطی و حیات وحش و…. که در جست و جوی کار هستند و با استفاده از نهادهای مردمی میتوان آنگونه شد که در آینده پشیمان نشویم. چه بر سر زیستگاه های منطقه آمده است؟؟؟ تداوم حیات، در گرو حفاظت از تنوع زیستی است. در یکی دو دهه اخیر حیات وحش و منابع طبیعی ما رو به اضمحلال نهاده است و این وضع را فقط میتوان از فقدان اراده، اعتقاد و فقدان درک اهمیت منابع طبیعی و تنوع زیستی دانست. اگر چنین باشد که امیدوارم اینگونه نباشد باید بگویم که در همه عالم نگارنده را هیچ هدیه ای دیگر خوشحال تر و راضیتر نخواهد کرد الی نجات محیطزیست و زیستمندان ایران زمین. برای درک این فاجعه، لازم است نگاهی به گذشته و حال حیات وحش کشور بیندازیم تا ببینیم سیر مراحل چگونه بوده است که شنیده های شیرین از بزرگان و نیاکانمان و همچنین مسافران و سیاحان و گاه شکارچیان است که از حیواناتی حکایت می کنند که چشمگیر و مورد علاقه شان بوده است. واقعیت امر این است که در آن زمان شکارهای اعیان و دیگر مردم در دراز مدت و حتی میان مدت چندان اثر نامطلوبی بر تنوع حیات وحش یک منطقه بر جا نمی گذاشت و بطور معمول، گر چه نه همیشه بعد از مدتی وضع به حالت اولیه باز می گشت زیرا هم شکارچیان نادر بودند و بیشتر مناطق دست نخورده بودند و هم با توجه به حیوانات صید شده شکار گاهها و حیات وحش دیر به دیر مورد هجوم قرار می گرفت (بطور محلی و عامیانه و به گویش لری مردم سیراتی (شکم پر، سیر شدن)را بلد بودند) و همچنین به واسطه جمعیت کم کشور مسئله تخریب زیست و طبیعت چندان مطرح نبود. اما حالا چرا؟؟؟؟؟ ما محیطزیست را از پیشینیان به ارث نبرده ایم، بلکه از آیندگان به امانت گرفته ایم. حال با توجه به همگانی بودن وظیفه حفاظت از محیطزیست (موضوع اصل پنجاهم قانون اساسی) بمنظور کاهش نا مطلوب ناشی از فعالیت های افراد و سازمان ها و همچنین ایجاد بستر همکاری و تعامل بیشتر جهت ارتقاء وضعیت محیط زیست کشور و سلامت انسان در گرو سلامت محیط زیست و طبیعت در حفظ آن کوشا باشیم، پس درست مصرف کنیم تا همیشه مصرف کنیم زیرا حفظ طبیعت و احترام به آن حفظ زندگی و احترام به زندگیست و احترام به زندگی احترام به خالق هستی است.

درود بر مهندس نوروزی بزرگوار
مطلب جالبی بود اگه مردم سیاست را ول کنن بچسپن به محیط زیست چی می شد
عالی بود تشکر
تعهد اخلاقی جنابعالی به عنوان نمودن مباحث زیست محیطی و حمایت از آن ستودنی است . سپاسگذارم
مرحبا مهندس نوروزی عزیز، حونه گورو به داشتن چنین فرزندی افتخار میکند.
درو بر دکترنوروزی که کودک احساسش درمیان درختان بلوط زاگرس دیده به جهان گشود ,درختانی که هرروز خبر از آتش سوزی بخشهایی از آن سرتیتر رسانه هاست وامروزاوخسته از هیاهوی شهر وصنعت قلم بدست گرفته تابه همدم ونوازشگردوران کودکی اش ادای دین کند
خیلی خوب و عالی بود. سپاس از متن زیبای آقای مهندس نوروزی