فانوس زاگرس؛
به قلم سروش کاویانی
چه بخواهیم و چه نخواهیم ایران ملزم به اجرای تعهدات پذیرفته شده و ملزم به رعایت پیامدهای جبری برجام طی سالهای بعد است از این رو برای اردوگاه اصولگرایان و اصلاح طلبان ورود به دو مجلس خبرگان رهبری و شورای اسلامی در حیات سیاسی پساتحریم بسیار حیاتی است .
از آن حیث که سیاستهای راهبری گشایش
روابط با جهان و خروج از رکود اقتصادی میتواند چهره گروه سیاسی غالب را در بین مردم حائز ارزش کند .
به همین جهت تکاپو و موضع گیری ها در جهت مهندسی و کنترل موج انتخابات از چند ماه پیش و برخلاف رویه گذشته بسیار زود هنگام آغاز شده است و هر جناح می کوشد در دوران پسا توافق هر یک سهم بیشتری از کیک بزرگ قدرت بردارد .
اصولگرایان اما در این بین با دو پارادوکس اساسی روبه رویند که یکی تجدید مشروعیت حاکمیت و نظامی که بخش اعظم آن در اختیار تام آنهاست . که این مهم جز با مشارکت حداکثری مردم پای صندوق های رای و اعتبار بخشی به جمهوریت نظام محقق نخواهد گردید .
و بخش دیگر و مهمتر که نگرانی هایی را هم دامن زده است حضور پررنگ و گسترده بدنه اصلی پتانسیل اجتماعی رای اصلاح طلبان رقابت را برای جبهه اصولگرایی سخت و کفه پیروزی را به نفع اصلاح طلبان و بعضا اعتدالیون نزدیک به دولت سنگین خواهد کرد .
در صورتی که اصلاح طلبان بتوانند از هفت خوان تایید صلاحیت و نظارت استصوابی و غیره بگذرند و اقبال رای عمومی واقع گردند میتوانند به حضور قوی در مجلس امیدوار باشند .
در جبهه اصولگرایان بالاخص شاخه خشکیده تندرو ها پروژه تهدید به رد صلاحیت و حذف تدریجی و گاها هضم جریان اصلاح طلبی رونق گرفته است تا از ورود چهره های شاخص اصلاح طلبان به گود رقابت پیشاپیش پیشگیری شود .
بدون تردید مجلس آینده مجلس تغییرهاست و بسیاری از نمایندگان کنونی مجلس توفیق راهیابی مجدد را نخواهند داشت چه آنهایی که با پلاکارد دلواپسی و به واسطه حمایت های صریح دولت قبل بر کرسی سبز مجلس نشسته اند و چه آنانی در مقابل خواست موکلان خود کوتاهی کردند تا سهم مطالبات اجتماعی از حاکمیت را بالا ببرند .
اما امروز شرایط تغییر کرده است جسارت دولت در حفظ شان قانون اساسی عرصه را بر قانون گریزان تنگ کرده است و البته جایگاه اجتماعی اینان به واسطه عملکرد ضعیفشان نیز به حاشیه کشیده شده است . لذا تنها فضایی که بقا آنان را در حیات سیاسی کشور تضمین می کند پیوستن به کارزار بد اخلاقی سیاسی است که از زمان دولت قبل در کشور باب شده است . استفاده از ابزار زور و خشونت و فشار که از بر هم زدن جلسات سخنرانی و شبهه انگیزی درباره فتنه و فساد و نفوذ و تعمیم این عناوین ناشایسته به فرزندان اصیل انقلاب در پایتخت و شهرستانها بصورت زنجیره ای تکرار می شود تا فضای قبل از انتخابات را ملتهب و مسموم و مانع از حضور حداکثری و پرشور مردم در پای صندوق های رای باشد .
لذا با تکیه بر این ترفندها در صدد حذف رقیب و سپردن آن به تیغ نابرابر رد صلاحیت است .
البته شورای نگهبان هم با عینک سیاسی خود میدان را رصد و پیش دستی کرده است و در تذکرات خارج از برنامه برخی تصمیم گیران خود عنوان داشته ” اصلاح طلبانی که می دانند رد صلاحیت می شوند ثبت نام نکنند !یا کسانی که رد صلاحیت بودند بعید است تایید شوند !فضای ورود کاندیدای شاخص اصلاح طلبان را در هاله ای از ابهام فرو برده است .
آنچه پیداست محدود نگه داشتن بخش اثر گذار این جریان سیاسی کماکان در راهبرد سیاسی حاکمیت لحاظ می شود تا در نهایت مانع از حضور چهره های شاخص و توانمد اصلاح طلبان به مجالس آینده گردد
در نتبجه تن دادن به معدود چهره های کمتر تاثیر گذار اصلاح طلبی و همین طور هضم برخی از این چهره های در مدیریت اجرایی کشور (که در دولت آقای روحانی کلید خورده است ) می تواند راه را برای نیل به دو هدف عمده اصولگرایان هموار سازد .
از این رو حاکمیت با بی اعتمادی به اصلاح طلبان خواهان کثرت و نفوذ جریان اصلاح طلبان در ارکان سیاسی و تصمیم گیری کشور نیستند .دولت اما اعتقاد و اعتمادش به اصلاح طلبان میانه رو اعلام کرده است ولی هنوز منفعل و هدفدار نیست .اعتدالیون نزدیک به دولت اما خود را مدیون حمایت های ۲۴خرداد اصلاح طلبان می دانند و هم اکنون نیز در همین خط قرار گرفته اند و لازمه ورودشان به ساختار قدرت مقننه را بهرگیری از پتانسیل اصلاح طلبان می دانند
در اردوگاه اصلاح طلبان نیز تلاشهای یکساله حول محوریت ناطق نوری و ائتلاف این جریان با اصولگرایان نزدیک بمنظور مدیریت و رهبری آرا بی نتیجه مانده است و اصولا ناطق نوری هم وزن لاریجانی در جبهه اصولگرایی نیست .
اصلاح طلبان میانه رو اما با سر لیستی عارف وارد شدند و در حال مذاکره با شورای نگهبان و سیاست فشار از پایین و چانه زنی از بالا هستند و خوش بین به شکل گیری مثلث لاریجانی عارف و ناطق نوری در مجلس آینده
خروجی جبهه گیری ها با نزدیکتر شدن به فصل انتخابات روشن تر می
شود اما آنچه پیداست شکل گیری عزمی جدی برای به حاشیه راندن تندروی و قانون گریزی از نوع پایداریست .
از طرفی هاشمی رفسنجانی با سکوت در برابر خواسته های اصلاح طلبان و روی خوش به لاریجانی (علیرغم همه کدورت ها) توسط حزب مطبوعش یعنی کارگزاران بطور تلویحی از قدرت گرفتن اصولگرایان میانه حول محوریت آقای لاریجانی روی خوش نشان داده . و همچنین آیت اله از ورود خودش نیز به کارزار انتخابات سخن گفته که باید همه این تلاشها را به نگه داشتن روحانی در قدرت مرتبط دانست .
لاریجانی اما پس از دو سال کش و قوس و راهبری فراکسیون بزرگ رهروان راه ولایت و گرد هم آوردن طیفی از اصولگرایان و اصلاح طلبان همکار !در زیر یک پرچم سرانجام حزبی در قالب جمعیت رهروان ولایت را راه اندازی کرده است و نمایندگان نزدیک به لاریجانی همچون جواد هروی . عبدی . فاطمه رهبر . لاله افتخاری نوری قزلچه . علاالدین بروجردی . پور مختار . حقیقت پور . بهروز نعمتی . محمد سقایی . احمد رضا دستغیب . عوض حیدر پور . الهیار ملک شاهی . باقری بنابی . علی مروی . سید شریف حسینی . هادی قوامی . از طیف اصولگرایان راهبری شورای مرکزی با ریاست کاظم جلالی حزب مذکور را برعهده دارند .
باید دید حزب جدید لاریجانی اولین پازل چیدمان مجلس آینده است یا خیر ؟ اتفاقی که به دور از انتظار نیست انتخاباتی حول محوریت حزب اقای لاریجانی در حال شکل گیری است تا مجلسی اصولگرا اما معتدل ! برای ادامه مسیر کشور پس از برجام شکل گیرد ….

درود بر شما.تحليل کارشانسانه اي بود.
مجلس باید یک محیطی باشد که با کمال تفاهم و خیر خواهی برای ملت و کشور مسائل را پیش بیاورند (امام خمینی)
باتشکر از شما دوست عزیز. تحلیل بسیار خوب و کارشناسی شده ای بود.
درود بر شما آقای سروش کاویانی
اخه این برادران لاریجانی کی میخوان دست از سر این مملکت و مردم بردارن
بسیار عالی و دقیق