فانوس زاگرس;
آيتا… هاشمي مانند هميشه دغدغه كشور را دارد و در اين سن و سال هم آنچه تمايل دارد درباره آن صحبت شود راهكارهاي رفع مشكلات و بهبود زندگي مردم است. او اخيرا با ايلنادرباره انتخابات اسفندماه و وضعيت اقتصادي كشور سخن گفته است كه بخشهايي از آن را در ادامه ميخوانيد:
هدف از ذكر خاطرات گذشته، چقدر آگاهانه براي نشان دادن عقبه سياسي جريان تندرو است؟
در همه دورههاي انقلاب تندروي داشتيم. در مجلس اول هم كه مجلس انقلاب بود و حقيقتا نيروهاي جوان، متدين و انقلابي در ميدان بودند، تندروي داشتيم و خيلي تصميمها گرفتيم كه بعدا نياز شد كه تعديل كرديم. بعد از آن هم هميشه يك جريان تندرو بوده كه گاهي وابسته به راستها و گاهي وابسته به چپها بوده است. اما نهادها از تندرويها دور بودند. تندرويهاي فعلي و جريانهايي كه در دولت قبل به وجود آمدند، ريشه در نهادهاي قدرت پيدا ميكردند و از آنها هم استفاده ميكنند كه تندرويهاي خيلي مزاحمي هستند. مثلا يك عده در مجلس هستند كه با استفاده از تريبون باز آنجا تندروي را اشاعه ميدهند و متاسفانه بعضي از نهادهاي كشور هم كم و بيش با آنها همكاري ميكنند. صداوسيما هم تندرويهاي آنها را پخش ميكند كه تشويق ميشوند. فكر ميكنم تندروي الان قويتر از سابق شده است.
یكي از مسائلي كه در حال حاضر براي تندروها و جريان افراطي دست مايهاي شده، مساله نفوذ است كه از آن براي زدن به جريان رقيب استفاده ميكنند. خود مساله نفوذ و دغدغه اصلي كه نسبت به مساله نفوذ وجود دارد، چيست؟ درباره سوءاستفادههايي كه از آن ميشود، توضيح ميفرماييد.
اين همان مسالهاي بود كه دكتر روحاني تذكر داد و گفت كه رهبري اصلي را گفتند كه هيچ كشوري مايل نيست ديگران در آن نفوذ كنند. اين يك اصل درست است. ولي كساني كه از اين مساله سوءاستفاده ميكنند، در راستاي اهداف ايشان نيست. الان جريان تندرو هر چه را كه دوست نداشته باشد، ميگويد: نفوذ است. حتي دامنه برخورد با مخالفان سياسي خود را به كتابها و روزنامهها هم گسترش دادند كه يعني همه اينها را بايد صاف كرد. اين حرف يعني چه؟ يعني تا اينجا هم پيش ميروند و اسم هر كار خود را مقابله با نفوذ ميگذارند. البته اهداف جناحي ما را از مصالح ملي دور میكند كه اگر قدرتي بتواند، از روزنامهها و راديو و تلويزيون هم استفاده ميكند. الان ماهواره، اينترنت و اين همه وسايل ارتباطي، با مطالبي كه ميگويند، خيلي بيشتر از روزنامههاي خودمان تاثير ميگذارند. هر كسي كه امكانات رسانهاي دارد، ميتواند تاثيرگذار باشد. اما بايد هوشيار باشيم و متقابلا كارهاي اقناعي براي رشد آگاهي مردم انجام دهيم.
بحث انتخاب شوراي رهبري و انتخاب فرد بسيار مطرح است كه البته در دورهاي هم براي آن رايگيري شد. درباره این نوع تصميمگيري توضيح ميدهيد؟
اصل كار خبرگان تعيين رهبري است كه انجام دادند. نظارت بر رهبري است كه اين كارِ كميسيون تحقيق است كه آنها هم نظارتشان را ميكنند و نهادهاي زيرنظر رهبري را بررسي ميكنند و به رهبري گزارش ميدهند. اگر هم لازم باشد كه لازم هم است، در هر دورهاي كميسيونها گزارششان را به جلسه خبرگان ميدهند. كارهايشان همين است. حالا هر وقتي كه بنا شد رهبري عوض شود يا نباشد و كس ديگري بيايد، دوباره بايد كار عمدهاي انجام دهند. البته دارند آماده ميشوند و مطالعه ميكنند و گروهي را گذاشتند كه دارند افراد را بررسي ميكنند تا آنهايي را كه صلاحيت دارند كه اگر بعدا حوادثي پيش آمد، بتوانند براي رايگيري مطرح كنند. كار خبرگان عمدتا همين است. در قانون اساسي، رهبري را از اول شورايي نوشتند. وقتي كه امام (ره) رحلت كردند و ما ميخواستيم رهبري را انتخاب كنيم، قانون اساسي ما شورايي بود. آن موقع هنوز قانون اساسي را اصلاح نكرده بوديم. خود امام جملهاي گفته بودند كه سند شد. ايشان گفته بودند كه شورايي خيلي جواب نميدهد و من فكر ميكنم كه فرد بهتر و زودتر ميتواند تصميم بگيرد. اين در حد صحبت بود و نه در دستور، چون اظهارنظري كرده بودند. وقتي كه بنا شد رهبر جديد انتخاب كنيم، شورا را درنظر گرفتيم و سه نفر را در نظر گرفتيم. يعني آيات موسوي اردبيلي، مشكيني و خامنهاي را به عنوان شورا به جلسه پيشنهاد داديم. منتها عدهاي هم بودند كه آيتا… گلپايگاني را در نظر گرفته بودند كه اعضاي جامعه مدرسين قم بودند. آنها ميگفتند: بايد فرد باشد، چون امام اجازه دادند كه فرد باشد. بحثي شروع شد و در اين بحث هر كسي صحبت كرد كه اكثر وقت جلسه ما را گرفت و خود آيتا… خامنهاي طرفدار شورا و عضو پيشنهادي ما هم بودند. صحبت بسيار مستدلي در طرفداري از شورايي كردند و گفتند كه بايد شورايي باشد. بنا بود من هم صحبت كنم كه نوبت نرسيد و صحبت نكردم. نظر من هم شورايي بود. بعد از صحبت رايگيري كرديم كه ۳۵ نفر به شورا و ۴۵ نفر به فرد دادند و فرد برنده شد. آنها آيتا… گلپايگاني را براي رهبري معرفي كردند و راي گرفتيم كه همان ۱۴ نفر راي دادند و انتخاب نشد. ما آن موقع آيتا… خامنهاي را پيشنهاد داديم، ايشان پشت تريبون رفتند و گفتند: من فرد را قبول ندارم، چرا مرا نامزد ميكنيد؟ قبول نميكنم. من گفتم: نظر ما هم همين بود. ولي رايگيري كرديم و الان قانون شد و اگر شما نباشيد، فرد ديگري بايد بيايد. ايشان جواب مرا ندادند و رفتند در جايشان نشستند. گفتيم كه اين سكوت را دليل رضايت تلقي كنيم و براي ايشان راي گرفتيم كه راي بالايي آوردند. بعدا كه قانون اساسي را بازنگري كرديم، به جاي شورا، فرد آورديم. در همان جلسه به آيتا… خامنهاي گفتم: نظر من هم شورايي بود، ولي وقتي خبرگان اينگونه تصويب كرد، تسليم هستيم. البته الان پشيمان نيستيم، چون شايد اگر در آن موقع و در آن شرايط كشور، شورايي ميگذاشتيم، مشكلاتي پيش ميآمد. بالاخره تشخيص خبرگان اين بود.برخي تنگنظريها ممكن است مانع حضور همه سلايق بشود. در اين مورد راهكاري انديشيده شده؟رهبري مال همه و پدر كل جامعه، يعني مسلمان، غيرمسلمان، چپ و راست است و بايد مرجعي كه ايشان را تعيين ميكند، متعلق به همه باشد و هر چه پيكره خبرگان، تنوع بيشتري داشته باشد، اعتبار رهبري بالاتر ميرود. به نظرم بايد اينگونه باشد و ممكن است كساني هم نظر ديگري داشته باشند و بخواهند كارهاي ديگر بكنند. البته خود خبرگان ميتواند قوانين مربوط به انتخابات خود و ردّ صلاحيتها و مرجعش را اصلاح كند. الان در خبرگان، نظرات و تصميم ردّ و تاييد صلاحيتها را به شوراي نگهبان داديم. البته آن موقع ميخواستيم از خودمان بگذاريم كه گفتند از خودتان نميشود و بايد كسي از بيرون باشد كه بعضيها گفتند مراجع را بگذاريم. گفتيم كه مراجع اجباري ندارند حرف كسي را بپذيرند و قبول نميكنند و نميخواهند دخالت كنند. راههاي مختلفي را رفتيم و ناچار به شوراي نگهبان رسيديم. آن موقع تقريبا همه شوراي نگهبان را قبول داشتند. اوايل بود كه راي دادند تا شوراي نگهبان باشد.
شما براي حمايت از ليستي كه يكجانبه نباشد و به صورت اعتدالي باشد، ورود ميكنيد؟
ليست نميدهم. در هيچ انتخاباتي ليست ندادم. مگر زماني كه حزب داشتيم و حزب جمهوري ليست ميداد.دستيابي به خود توافق برجام و مذاكرات هستهاي چقدر باب مذاكره با آمريكا را باز ميكند؟ در شرايطي كه يك پيادهروي ساده با جانكري يا دست دادن اتفاقي آقاي ظريف با آقاي اوباما، خيل تندروها را به صدا درميآورد، آيا اساس امكان رابطه با آمريكا وجود دارد؟آنچه كه در حدّ كنوني با آمريكا انجام ميشود، كاري است كه قبلا با اذن رهبري شروع شده بود. رهبري پنج، شش ماه قبل از دولت آقاي روحاني، درباره مذاكره با آمريكا و با ميانجيگري سلطان قابوس در عمان، موافقت كرده بودند و مذاكره هم شروع شده بود. چند دوره هم در سطح كارشناسي مذاكره كردند كه البته نتيجهاي نداد. بنابراين اصل مذاكره، بهويژه در مسائل هستهاي را رهبري هم تاكيد كردند و مشكلي ندارد و داريم مذاكره ميكنيم. در حواشي اين، اتفاقات ديگري هم افتاد. مثلا در قضيه سوريه اخيرا دو اجلاس در يمن برگزار شد و باز هم ادامه دارد، در آنجا هم مسئولان ما و هم مسئولان آمريكا حضور دارند و درباره همين مساله صحبت ميكنند. سابقه هم داشته است. بالاخره انسانها كه ديوار نيستند، وقتي با هم مينشينند، حرفهاي ديگري هم ميزنند. در يك جا هم به هم ميرسند كه به همديگر دست ميدهند. اينها بهانهگيري است و اگر بخواهيم بهانه بگيريم، از اين بهانهها خيلي فراوان است. اما درباره رابطه با آمريكا، فكر ميكنم هنوز همان مطلبي كه امام مطرح كردند، برقرار است؛ امام گفته بودند: اگر آمريكا آدم شود، با او همكاري و صحبت ميكنيم. درباره آدم شدن، يك بار از ايشان پرسيديم و گفتند كه بالاخره بايد ارتباط مساوي داشته باشيم و اينطور نباشد كه آمريكا بخواهد از ابرقدرتي خودش استفاده كند. فكر ميكنم كه اگر روزي آمريكا دست از خصومتهايش بردارد و خصومتهاي گذشتهاش را جبران كند، ميتوانيم وارد شويم. يك مقدار به آنها بستگي دارد كه اگر آن مساله حل شود، كسي مخالفتي ندارد كه با آمريكا حرف بزنيم. با اسرائيل چون مشروع نيست، حرف نميزنيم. اما آنها دولت مشروعي هستند و مليت دارند.
گرچه شما هنوز نگران آينده نظام هستيد، خيليها دوست دارند شما را در عرصه سياست بازنشسته ببينند و در حقيقت بخش عمدهاي از هجمههايي كه براي اجبار شما به بازنشستگي وجود دارد، از طيف آقاي مصباح و همفكران ايشان است. اگر اين هجمهها به شما و خانواده فشار بياورد، آيا اجبارا از حوزه سياست كنارهگيري ميكنيد يا نه؟
تندروها هيچوقت به آن صورت موفق نميشوند و فقط ميتوانند اذيت كنند. اگر در اين مورد انسان سعهصدر داشته باشد، اين اعتراضها چاشني خوبي است و بد نيست يك عدهاي هم انتقاد كنند. اگر ادب را مراعات كنند و منطقي حرف بزنند، اگرچه حرفشان درست هم نباشد، به نظرم خوب است. شما هيچ جاي دنيا را نميبينيد كه حكومت مطلق باشد. همه نظامها از اين مخالفان دارند. در كجا سراغ داريد كه مخالف نباشد. گاهي حزبهاي بزرگ و اصلا دولت در سايه هستند كه همين كارها را ميكنند. منتها يك مقدار نزاكت ديپلماتيك دارند. تندروها بايد نزاكت را مراعات كنند و خوب كار كنند و به نظرم آن موقع ميتوانند مفيد باشند. من در اين حد مشكلي نميبينم كه باشند. بيادبي فرهنگ جامعه را ضايع ميكند و هم آثار بدي دارد و هم شخصيت نظام را پايين ميآورد كه اين چيزها خوب نيست. درباره خودم، فشار اينها روي من هيچ تاثير ندارد و مثل كلاغهايي هستند كه از روي درختها ميپرند. براي من اينگونه است و كاري با آنها ندارم. من هميشه فشار داشتم. وقتي كه انقلاب پيروز شد، منافقين سختترين دشمن بودند، چون پيش از پيروزي انقلاب كه مرتد شدند، ما با آنها مخالفت كرديم و همين طور ادامه داشت. بعد هم تندروهاي چپ بودند كه در دوره من روزنامه داشتند و آن حرفها را ميزدند. همان زمان، بعضيها در دولت گلايه ميكردند و ميگفتند: اين روزنامه سلام و اين افراد و روحانيون اينگونه اذيت ميكنند، من گفتم: اينها جرات نميكنند به مجلس چيزي بگويند. چون تريبون مجلس به آنها بد جواب ميدهد. به قوه قضائيه هم نميتوانند چيزي بگويند. به رهبري هم نميتوانند چيزي بگويند. لااقل بگذاريد ما باشيم و اختلاف نظري در جامعه ديده شود. از اين حرفهايي كه اينها ميزدند، خوشم ميآمد و گاهي هم جوابشان را ميداديم. الان هم تا زندهام براي اعتلاي كشور و انقلاب تلاش خواهم كرد.عملكرد اقتصادي دولت نيز نشانههايي از اميد و رضايت را آنطور كه انتظار ميرفت ايجاد نكرده است، در حالي كه با سرمايه مردمي سال ۹۲، دولت ميتوانست بسياري از عقبافتادگيها و پسرفتهاي سالهاي قبل را جبران كند٬ اما به دليل اتخاذ برخي سياستها از سال ۹۲ تا ۹۴ كم كم دولت شكل انفعال به خود گرفت و از آن سو تحرك اجتماعي نيز در مردم به كمترين حد خود رسيد.
ميخواستيم ارزيابي حضرتعالي را درباره سياستهاي دولت يازدهم در عرصه اقتصادي داشته باشيم و اينكه دولت چگونه بايد از ظرفيت اجتماعي سال ۹۲ بيشتر استفاده كند؟
براي انتقاد از يك شخص يا يك دولت، بايد به همه جوانب توجه شود. اگر قرار باشد انتقاد از وضعيت باشد، خوب است نگاهي به اوضاع سابق هم بشود. مثلا در بحثهاي مربوط به مذاكرات هستهاي، نبايد فراموش كنيم كه علاوه بر تحريمهاي روز افزون، سايه تهديد از سر كشور دور شد. البته در اين مورد من هم قبول دارم كه دولت ميتوانست از پيش براي بعد از توافق برنامههاي ميانمدت داشته باشد. آنها فكر ميكردند مذاكرات ۱+۵ زودتر از اين به نتيجه ميرسد٬ اما معطل شد. الان هم تلاشهاي زيادي هست كه يك مقدار تاخير بيندازند تا انتخابات بگذرد. يك عده مايل نيستند اين امتياز قبل از انتخابات به دست دولت باشد كه در آراي مردم خيلي تاثير دارد. عوامل مانعتراشي را هم ميبينيد كه چگونه عمل ميكنند! تلاش ميكنند اين كار تا اسفند نشود. از اين چيزها كه بگذريم، فكر ميكنم كه اگر برجام در موقع زمانبندي خودش و پيش از سال جديد كه نوبت بودجه و برنامه خواهد بود، اجرا شود، وضع دولت خيلي مناسبتر شود. چون ارتباطات ما با كشورهاي دنيا قوي ميشود و دادوستدها بالا ميرود. صادرات تقويت ميشود. اشتغالزايي خيلي بالا ميرود و همه اين اتفاقات ميافتد. دولت تا الان كارهاي بزرگي كرده كه يكي حل مساله هستهاي بوده كه يك پرونده چندساله را بست و توانست ارتباط ما را با دنيا بالا ببرد. دنيا هم حساب ديگري روي ما باز كرده و دولت در اين قسمت حقيقتا موفق بوده است. مردم در انتخابات كار را تمام ميكنندآيتا… هاشميرفسنجاني طي سخناني منتشر نشده در جمع خانه احزاب ايران تاكيد كرد: مردم الان آگاه شدهاند. يكي از ويژگيهاي زمان ما آگاهي مردم است. هرچقدر هم ما بخواهيم در اين آگاهي را ببنديم، ديگر نميتوانيم. هيچكس نميتواند. بالاخره همين امواجي كه در اين دنيا دارد به سوي ما ميآيد، همراه با خودش پيام ميآورد، اطلاعات ميآورد، خبر ميآورد، همهچيز در اين فضا هست و اين فضا را هركس بتواند بگيرد، مطلع ميشود. (اين فضاي اطلاع رساني) از يك كتاب بهتر است، از يك كتابخانه بهتر است و همهچيز را ميفهميم. متن سخنان ايشان بدين شرح است: مردم الان آگاه شدهاند. يكي از ويژگيهاي زمان ما آگاهي مردم است. هرچقدر هم ما بخواهيم در اين آگاهي را ببنديم، ديگر نميتوانيم. هيچكس نميتواند. بالاخره همين امواجي كه در اين دنيا دارد به سوي ما ميآيد، همراه با خودش پيام ميآورد، اطلاعات ميآورد، خبر ميآورد، همهچيز در اين فضا هست و اين فضا را هركس بتواند بگيرد، مطلع ميشود. (اين فضاي اطلاع رساني) از يك كتاب بهتر است، از يك كتابخانه بهتر است و همهچيز را ميفهميم. من فكر ميكنم شرايط به وجود آمده (شرايط بسيار مناسبي است) . مردم ما الان درس خواندهاند، تحصيل كردهاند. الان آدمهاي با سواد خيلي داريم. از خوشبختي ما اين است كه خانمهاي ما و زنانمان تحصيل كردهاند، چند سال ديگر ميبينيد (كه) تعداد تحصيلكردههاي زنان از مردان بيشتر خواهد شد و نشان هم دادهاند كه (استحقاق آن را دارند) . در ميان اينها (خانمهاي تحصيلكرده)، محققان بزرگي است، در مسابقههاي فكري و علمي، ميتوانند برنده باشند، البته اين به خاطر مكتب اسلام است كه زنها بهتر ميتوانند وقت صرف مطالعه كنند و تحقيق كنند. بنابراين ما داريم به يك جامعه نجيب و حقيقتا قابل احترام ميرسيم. ايرانيها بسيار خوبند. ما تمدن چندين هزار ساله داريم، سلولهاي ما به تدريج از آن زمان تا بهحال در داخل تمدنها رشد كرده است. اين سلولها كم كم به همه ما به ارث رسيده و ما داريم جلو ميرويم، نسل بعدي هم بهتر از ما ميشود واينجوري داريم (جلو) ميرويم. ما يك ملت پيشرفته واقعي هستيم، باهوش هستيم و حالا آگاه شدهاند. هيچ كس انتظار نداشت در انتخابات دو سال گذشته مردم اينجوري نظرشان را تحميل بكنند (ولي) مردم اين كار كردند (در انتخابات آتي هم همين طور)، مردم كار را تمام ميكنند.
