• امروز : پنج شنبه - ۹ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Thursday - 29 January - 2026
2

الگوی درونی خودمان را بسازیم

  • کد خبر : 290569
  • 12 اکتبر 2025 - 15:31
الگوی درونی خودمان را بسازیم
«الگوی درونی خودمان را بسازیم»

 

احمد حسینی؛

از همان سال‌های نوجوانی، در سکوتی که نه تشویقی در آن بود و نه دیده شدنی، به این باور رسیدم که اگر بخواهم در مسیر رشد بمانم، باید برای خودم الگویی بسازم. الگویی که نه وابسته به نگاه دیگران باشد، نه منتظر تأیید بیرونی؛ بلکه از دل تجربه‌ها بجوشد و در لحظات دشوار، همچون چراغی روشن، مسیر را نشانم دهد. این الگوها در گذر زمان، از دل موقعیت‌های ساده اما معنادار شکل گرفتند و امروز، همچنان در تصمیم‌گیری‌ها و عبور از چالش‌ها، همراه هستند.

🔹 قدرت هم‌افزایی و یادگیری از افراد مؤثر

در درس ریاضی جزو پنج نفر نخست کلاس نبودم، اما در یکی از آزمون‌های یکپارچه ریاضی در سطح مدارس شهر، عزم خود را جزم کردم که سربلند بیرون بیایم. تصمیم گرفتم علاوه بر کوشش بیشتر، از شاگرد اول درس ریاضی کلاس که دوستم و همبازی ام بود بهره ببرم و با او تمرین کنم. با تلاش مضاعف، همراهی و همکاری دوستم، توانستم در جمع سه نفر برتر قرار بگیرم. هرچند کسی نپرسید چگونه پیشرفت کردم و تشویقی در کار نبود، اما درون خودم الگویی شکل گرفت: برای رشد، باید هم کوشش کرد و هم از خرد و دانش دیگران بهره جست. انسان‌های مؤثر در کنارمان، نه تجمل و زینت اند، بلکه ضرورت‌اند. چنان تجربه‌ای ارزشمند بود که هنوز هم یادگرفتن از دیگران یکی از بهترین لذت‌های زندگی‌ام است.

این تجربه با نظریه یادگیری مشاهده‌ای آلبرت بندورا (۱۹۷۷) هم‌راستا است؛ جایی که فرد با مشاهده و تعامل با الگوهای موفق، مهارت‌ها و نگرش‌های جدید را درونی می‌کند. در روان‌شناسی اجتماعی، این نوع یادگیری نه‌تنها به انتقال دانش، بلکه به شکل‌گیری انگیزش درونی و اعتماد به نفس منجر می‌شود. در مدیریت منابع انسانی نیز این اصل با مفهوم «یادگیری از همکاران کلیدی» شناخته می‌شود و در توسعه شایستگی‌های فردی و تیمی نقش مهمی دارد. همچنین نشان می‌دهد که هم‌افزایی با افراد توانمند، نه‌تنها سرعت پیشرفت را افزایش می‌دهد، بلکه حس تعلق و خودباوری را نیز تقویت می‌کند؛ مؤلفه‌هایی که در مدل‌های توسعه سازمانی و یادگیری مشارکتی بسیار حیاتی‌اند.

🔹 اولویت دادن به هدف در برابر لذت‌های لحظه‌ای

در سال بعد، آزمون مشابهی برای درس زبان انگلیسی داشتیم. روز قبل از آزمون، علاوه بر زنگ ورزش، کلاس بعد از آن نیز معلمش حضور نداشت. هم‌کلاسی‌هایم همه مشغول بازی و تفریح شدند. با نیم‌نگاهی به تجربه قبلی، قید بازی و تفریح را زدم و برای آزمون فردا با جدیت مطالعه و تمرین کردم. نتیجه‌اش، نفر اول شدن در آزمون زبان بود. اما مهم‌تر از رتبه، درسی بود که گرفتم: برای رسیدن به چیزی ارزشمند، باید از برخی لذت‌های لحظه‌ای گذشت. وقتی دیگران سرگرم‌اند، تمرکز و تعهد تو می‌تواند به ثمر بنشیند.
چنانچه از همین تجربه در دوره بدو استخدام در اصفهان نیز استفاده کردم. هم‌دوره‌ هایم پس از کلاس‌ها به استراحت یا تفریح می‌پرداختند، اما تجربه چیز دیگر را پیش رویم گذاشت مه از این فرصت به نحو شایسته و بایسته بهره ببرم، پس آموزش خط با قلم، نواختن سنتور و خبرنویسی را در آن مدت کوتاه شروع و به یادگیری آنها پرداختم و هنوز ادامه می دهم.

این تجربه روشن می سازد که تصمیم‌گیری در شرایط تعارض منافع، مصداقی از «خودتنظیمی رفتاری» در نظریه انگیزش درونی دسی و رایان (۱۹۸۵) است. فردی که بتواند لذت‌های آنی را به تعویق بیندازد، در مسیر اهداف بلندمدت موفق‌تر خواهد بود. این مهارت در آموزش و پرورش، به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی «بلوغ تحصیلی» شناخته می‌شود. در روان‌شناسی رشد، توانایی در اولویت‌بندی و چشم‌پوشی از سرگرمی‌های کوتاه‌مدت، نشانه‌ای از عملکرد اجرایی قوی و هدف‌مندی پایدار است. همچنین، استمرار این الگو در موقعیت‌های شغلی نشان‌دهنده انتقال موفق مهارت‌های خودرهبری از محیط آموزشی به محیط حرفه‌ای است؛ موضوعی که در نظریه‌های انتقال یادگیری مورد تأکید قرار دارد.

🔹 تبدیل ضعف به توانمندی از مسیر تمرین

در دوران تحصیل ما، نگاه مثبتی به چپ‌دست‌ها وجود نداشت. از سوی دیگر، تکواندو ورزش روزگار نوجوانی‌ام بود، اما دست راستم ضعیف بود. اینها باعث شد تصمیم بگیرم دست راست را از این رخوت و تنبلی خارج کنم و وظایفی هم به او محول نمایم، پس تمرین کردن با این دست را آغاز کردم. با استمرار و تمرین، توانستم به سطحی برسم که اکنون بیشتر کارهایم را با دست راست انجام می‌دهم.این تجربه به من آموخت: هیچ ضعفی همیشگی نیست. تمرین و پشتکار، هر ناتوانی را به توانمندی بدل می‌کند.

این تجربه به‌خوبی با مفهوم «ذهنیت رشد» (Growth Mindset) کارول دوک (۲۰۰۶) هم‌خوانی دارد؛ ذهنیتی که باور دارد توانایی‌ها با تلاش و تمرین قابل توسعه‌اند. در روان‌شناسی تربیتی، این نگرش یکی از پیش‌بینی‌کننده‌های اصلی موفقیت تحصیلی و حرفه‌ای است. تمرین هدفمند برای غلبه بر ضعف‌های جسمی یا ذهنی، در چارچوب نظریه «خودکارآمدی» نیز قابل تحلیل است؛ جایی که فرد با تجربه موفقیت‌های کوچک، باور به توانمندی خود را تقویت می‌کند. این نوع سازگاری رفتاری، در محیط‌های آموزشی و ورزشی، نشانه‌ای از انعطاف‌پذیری شناختی و آمادگی برای یادگیری مستمر است.

🔹 تعهد به هدف، حتی در شرایط غیرایده‌آل

هنگامی که صعود به قله‌ای را از قبل برنامه‌ریزی کرده بودیم، قرار بر این شد که صبح زود حرکت کنیم. اما تأخیری پیش آمد و ساعت ده صبح راه افتادیم. هوا گرم بود، مصرف آب بالا رفت،نزدیک قله خسته شدیم. آب‌مان کم بود و همراهم پیشنهاد بازگشت داد. درنگی کردم و آنچه به ذهنم خطور کرد را با او در میان گذاشتم: «اگر حالا برگردیم، این شکست در ذهن‌مان حک می‌شود و در آینده، بهانه‌ای می‌شود برای عقب‌نشینی‌های دیگر.» پذیرفت و ادامه دادیم که منتج به رسیدن قله کوه شد. آن روز یاد گرفتم: وقتی هدفی تعیین کردی، حتی اگر برنامه‌ات با تأخیر اجرا شود، نباید از آن چشم‌پوشی کنی. بیشتر فشارها و وسوسه‌های انصراف، در چند قدم پایانی‌اند؛ همان‌جا که نزدیک‌ترین فاصله را با پیروزی داری.

این تجربه، مصداقی از «پایداری روانی» (Resilience) و «پایبندی به هدف» (Goal Commitment) است. در نظریه‌های مدیریت پروژه، اصل «شروع با تأخیر بهتر از رها کردن» به‌عنوان راهبردی برای عبور از موانع شناخته می‌شود. همچنین در روان‌شناسی انگیزشی، مقاومت در برابر وسوسه‌ی انصراف در لحظات پایانی، نشانه‌ای از تنظیم هیجانی، تحمل ناکامی و بلوغ تصمیم‌گیری است. گفت‌وگوی درونی و توان اقناع همراهان در لحظه بحرانی، نشان‌دهنده مهارت‌های ارتباطی و رهبری موقعیتی است؛ مؤلفه‌هایی که در مدل‌های رهبری تحول‌گرا و تصمیم‌گیری مشارکتی مورد توجه‌اند. همچنین نشان می‌دهد که در اجرای برنامه‌ها، تعهد به هدف مهم‌تر از شرایط اولیه است؛ و بسیاری از پروژه‌ها نه به‌خاطر ضعف طرح، بلکه به‌دلیل عقب‌نشینی در لحظات بحرانی شکست می‌خورند.

در پایان این مسیر تجربه‌محور، آن‌چه برجسته می‌شود نه صرفاً خاطراتی از دوران تحصیل یا ورزش، بلکه شکل‌گیری الگویی درونی است که از دل انتخاب‌های آگاهانه، عبور از ضعف‌ها، و ایستادگی در لحظات بحرانی پدید آمده است. الگویی که در سکوت ساخته شد، در تمرین تقویت شد، و در تصمیم‌های دشوار آزموده شد. رشد واقعی زمانی آغاز می‌شود که فرد، مسئولیت مسیر خود را بپذیرد، از تجربه‌های زیسته بیاموزد، و با تعهدی پایدار، خود را به نسخه‌ای توانمندتر از گذشته بدل کند. چنین الگویی، در محیط‌های آموزشی، حرفه‌ای و مدیریتی، نه‌تنها قابل اتکا، بلکه قابل انتقال است؛ زیرا ریشه در واقعیت دارد، نه در شعار. ساختن الگوی درونی، یعنی تبدیل تجربه به راهبرد، و تبدیل راهبرد به منش؛ منشِ انسانی که در هر موقعیت، با اتکا به خود، مسیر را می‌سازد نه صرفاً دنبال می‌کند.

لینک کوتاه : https://fanooszagros.ir/?p=290569

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 7در انتظار بررسی : 7انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.