محمدطولابی؛
زیبایی زن، در نگاه برخی از مدعیان دین و قانون، نه موهبتی الهی بلکه خطری بزرگ جلوه داده میشود. گویی این نعمت خداوندی، زمینهای برای فتنه و انحراف است؛ حال آنکه اگر زن زیبا نبود، اساساً ادامه نسل بشر ممکن نمیشد. اما همین واقعیت ساده، توسط گروهی از تندروها و نفوذیها نادیده گرفته میشود تا بتوانند با بهانهگیریهای بیپایان، جامعه را سرگرم و از مسائل اصلی کشور منحرف کنند.
تجربه را تجربه کردن خطاست. یکی از دلایل جنگ ۱۲ روزه با چشم خود دیدیم که چگونه نیروهای امنیتی، به جای تمرکز بر وظایف اصلیشان ــ یعنی رصد، شناسایی و انهدام شبکههای نفوذی ــ به دستور جریانهای تندرو، مأمور برخورد با دختران و مادران آینده کشور شده بودند و در حالیکه این نیروها سرگرم گشتهای خیابانی بودند، دشمنان به راحتی توانستند پهپادهای شناسایی و عملیاتی را وارد کشور کنند و حتی در داخل مونتاژ نمایند. این رخداد، یکی از جدیترین غفلتهای امنیتی بود؛ اما هیچ مقام مسئولی محاکمه نشد، هیچ قانونگذاری استعفا نداد و حتی عذرخواهی سادهای هم به مردم ارائه نشد.
اکنون، همان سناریو در شکل دیگری تکرار میشود. وقتی طرح «حجاب اجباری» شکست خورد و نه نفوذیها بازخواست شدند و نه تندروها پاسخگو، راه برای پروژههای تازه باز شد. این بار، در شرایطی که کشور در رکود اقتصادی و سیاسی به سر میبرد و نه جنگ است و نه صلح، موضوع تازهای به میدان آمده است: ممنوعیت دوچرخهسواری و موتورسواری زنان.
پروژهای که هیچ ارتباطی با امنیت ملی ندارد، اما توان و انرژی نیروهای امنیتی را میبلعد و افکار عمومی را از مسائل اصلی منحرف میکند.
در برابر این تناقضها، تاریخ اسلام بهترین پاسخ را به ما میدهد. مگر نه اینکه امالمؤمنین عایشه، همسر پیامبر (ص)، بر شتر سوار میشد؟ چرا در آن زمان هیچ آیهای برای منع او نازل نشد؟ مگر زنان در صدر اسلام، چه در سفرهای حج و چه در تجارت، همواره پیاده راهی میشدند؟ شواهد تاریخی فراوان است که نشان میدهد زنان از وسایل نقلیه متداول روزگار خود استفاده میکردند و حضور اجتماعیشان هرگز به بهانه «فتنه» یا «زیبایی» محدود نشد.
پس چرا امروز باید برخلاف جریان طبیعی آب شنا کنیم؟ چرا باید انرژی یک ملت صرف جنگ با بدیهیترین حقوق انسانی شود؟
شنا برخلاف جریان آب سرنوشتی روشن دارد: یا زود خسته میشویم، یا غرق میشویم، یا با التماس و هزینههای گزاف نجات پیدا میکنیم. در حالی که میتوانیم همچون دیگر ملتها، با عقلانیت و ابزارهای درست، در آبهای آرام حرکت کنیم و از مواهب الهی بهره ببریم.
این مسیر پرهزینه است؛ نه تنها زنان را تحقیر میکند بلکه نیروهای خدوم امنیتی را از وظیفه اصلیشان ــ یعنی مقابله با تهدیدهای واقعی ــ دور میسازد. تجربههای تلخ گذشته نشان داده است که دشمنان از همین غفلتها بیشترین سود را میبرند.
ایکاش پیش از این همه محدودیت و تحمیل، به سیره نبوی و عقل سلیم بازگردیم. شاید آنگاه بفهمیم که زیبایی زن فتنه نیست، نعمت است؛ و حضور او تهدید نیست، بلکه پشتوانهای برای پیشرفت و امنیت کشور است.

