فرزاد یزدان پناه در یادداشتی نوشت؛
نگاهی به تاریخ روابط ایران و روسیه حاکی از این است که این کشور بهطورکلی تا پایان فروپاشی جماهیر شوروی، نگاهی توسعهطلبانه و تهاجمی به خاک و منابع سرزمینی ایران داشته؛ اما پس از ۱۹۹۰ و فروپاشی اتحاد جماهیر به خصوص در دو دهه اخیر نگاهی ابزارگرایانه به روابط با ایران داشته و بیشتر از هر چیز سعی داشته تا از فرصت تحریمها استفاده سوء کند و ایران را بهعنوان یک کارت بازی در راستای منافع خود بر میز بازی آئین قدرت جهان به کار گیرد.
تاریکترین بخش روابط روسیه با ایران با قراردادهای تحمیلی گرهخورده است که بخشهای زیادی از خاک ایران را برای همیشه جدا کرده است. یکی از بدترین این قراردادها، گلستان است که در ۲۴ اکتبر ۱۸۱۳ میلادی امضا شد و بهموجب آن ۱۴ ولایت قفقازی ایران از کشور جدا شد و بخش زیادی از سواحل دریای خزر هم از دست ایران خارج شد. بهعبارتی ۲۲۰ هزار کیلومترمربع از وسعت خاکی و ۱۲۰ هزار کیلومترمربع از مساحت دریای خزر از دست رفت و سهم ایران از خزر امروزه به کمتر از ۲۰ درصد رسیده؛ اما خسارت این قرارداد فقط منحصر به حاکمیت ایران در دریای کاسپین (خزر) نشد، بلکه با جدا شدن گرجستان از ایران که یکی از مناطق ساحلی دریای سیاه محسوب میشد ۳۱۰ کیلومتر سواحل ایران در دریای سیاه نیز از بین رفت؛ کمتر از دو دهه بعد این بار قرارداد ترکمانچای را تحمیل کردند و طبق این قرارداد سه ایالت دیگر قفقاز یعنی ایروان، نخجوان و بخشهای دیگری از ایران در اختیار روسها قرار گرفت و ایران برای همیشه از ژئوپلیتیک این منطقه استراتژیک حذف شد و مردم ایران ناچار به پذیرش کاپیتولاسیون (قضاوت کنسولی) گردیدند.
*اما عهدنامه گلستان و ترکمانچای پایان دستدرازی روسها به خاک ایران نبود،* چند دهه بعد و در سپتامبر ۱۸۸۱ قرارداد ننگین *آخال* توسط استعمار روس تحمیل شد. این قرارداد که هدف آن تعیین مرزهای دو کشور میبود عملاً منجر به از دست رفتن خاک ایران در آسیای مرکزی شد و برای همیشه ایران آسیای مرکزی را که نظریهپردازان بزرگ به آن هارتلند یا همان قلب زمین میگویند از دست داد. سرزمینهایی که طی این قرارداد توسط روسیه اشغال شد شامل کشورهای ترکمنستان و تاجیکستان و بخشهای از قزاقستان و قرقیزستان و ازبکستان است که شهرهای تاریخی و تمدنی ایران مانند مرو و خجند و سمرقند و بخارا و خوارزم و خیوه و… را در برمیگرفت. وسعت خاکی که توسط روسیه با قرارداد آخال از ایران جدا بیشتر از کل مساحت فعلی کشور بزرگی مانند مصر و نزدیک به دو برابر مساحت کشور فرانسه است. درمجموع مساحت سرزمینهایی که طی سه قرارداد گلستان و ترکمانچای و آخال از ایران توسط روسیه اشغال شد کمی کمتر از مساحت فعلی ایران است.
اما جدای ازآنچه گفته شد متأسفانه چشم طمع روسیه هرگز از خاک ایران برداشته نشد و شکل تازهای به خود گرفت. یکی از تلخترین نمودهای آن در ژوئن ۱۹۰۸ با به توپ بستن مجلس مشروطه توسط کُلُنِل لیاخوف رخ نمود که به عبارتی به توپ بستن روحیه دموکراسی خواهی در ایران بود. سه سال بعد در ۲۸ آذر ۱۲۹۰شمسی این بار روس ها به بهانه واهی حضور مورگان شوستر آمریکایی در ایران به ایران اولتیماتوم داد و درحالیکه ایران اولتیماتوم را پذیرفته بود بازهم از شمال غرب به ایران حمله کرد و با اشغال تبریز دست به کشتار مردم زد و بسیاری از آزادی خواهان را با چوبه های دار که به رنگ پرچم روسیه تزئین شده بود اعدام کرد.
اقدامات خرابکارانه روسیه علیه ایران همچنان ادامه داشت تا اینکه در جنگ جهانی دوم به همراه انگلستان به اشغال ایران پرداخت، اما بعد از پایان جنگ برخلاف تعهد سه دولت بزرگ و درحالیکه انگلیس و آمریکا از ایران خارجشده بودند، شوروی از ایران خارج نشد و با دستور شخص استالین شوروی اقدامات تجزیهطلبانه در ایران را پیش گرفت که نمونه بارز آن تشکیل فرقه پیشهوری و همچنین حمایت از اقدامات مشابه قاضی محمد در مهاباد بود که البته این بار درنهایت با مبارزات خود مردم آذربایجان و تبریز این منطقه آزاد و به کشور بازگشت.
پیروزی انقلاب اسلامی و شعار نه شرقی نه غربی ایران را از یک متحد غرب به یک کشور غیر متعهد به غرب تبدیل کرد و این برای روس یک فرصت بود؛ اما بااینحال در زمان جنگ عراق علیه ایران شوروی تبدیل به یکی از بزرگترین حامیان نظامی و امنیتی صدام شد و تسلیحات روسی نقش بسیار مهمی در تقویت ارتش عراق علیه ایران ایفا کردند. این موارد علاوه بر بدعهدیهای روسیه در مواردی مانند رأی به تحریم ایران در شورای امنیت و لغو و تعویق قراردادهایی مانند فروش اس ۳۰۰ و بسیاری موارد دیگر است که باعث شده است، نگاه روسیه به ایران را نتوان بهجز یک نگاه ابزارگرایانه و استفاده از کارت بازی ایران ارزیابی کرد. این موضوع از زمان انتقال پرونده ایران به شورای امنیت در زمان محمود احمدینژاد که ایران نیاز به حمایت و وتوی روسیه پیدا کرد بسیار بیشتر نمود یافته است. به همین دلیل است که به گفته دکتر ظریف روسیه در جریان مذاکرات برجام یکی از مخالفان سرسخت توافق هستهای بوده است؛ زیرا با رسیدن به توافق امکان بازی باکارت ایران برای مسکو از بین میرفت و یا حداقل بسیار سخت و محدود میشد.
حتی در دوران سخت کرونا روسیه برای تحویل واکسن به ایران خیانتی فراموش نشدنی انجام داد که رهبر انقلاب طی یک سخرانی به آن اشاره داشت با این مضمون که کشورهایی که از ما پول گرفتند و برای تحویل واکسن با ما بازی هایی میکنند بدانند که ملت ایران این رفتارها را فراموش نخواهد کرد.
این اواخر هم قرار را بر آن گزاشتند که جنگنده های سوخو ۳۵ به ایران تحویل دهند و حتی پیش پرداخت را هم گرفتند اما در جریان جنگ ۱۲ روزه ملت متوجه شد که اینجا هم به آن ها خیانت شده، اما تفاوت در این است که این بار داخلی ها هم در این خیانت و بدعهدی روس نسبت به ملت ایران سهیم هستند و اگر بگویم سهم بیشتری دارند کم نگفته ام؛
لذا مرور تاریخ اقدامات دو قرن اخیر روس نسبت به ملت ایران گمانم گواه بسیار خوبی بود برای بازبینی سیاست های کلی ایران در روابط با روسیه؛ به گمانم حمایت قاطع و چندین باره روسیه از ادعای امارات متحده عربی در خصوص مالکیت جزایر سه گانه ایران گواه خوبی بود تا نگاه روس به تمامیت ارزی ایران برای ما عیان شود.
به نظرم وقتی سامانه های پدافندی اس ۳۰۰ روسی که یک سامانه دفاعی بسیار قدرتمند و امن از نظر سایبری هستند به راحتی از سوی طرف اسرائیلی هک سایبری و خلع سلاح میشوند پیام بسیار واضح باشد.
به نظرم مذاکرات محرمانه روس با اسرائیل در خصوص ایران پیام بسیار روشنی دارد.
به نظرم اگر آتش بس شکسته شود و سایه موشک های روسی در آسمان ایران و بر زمین تهران بیفتند در حمایت از اسرائیل اصلا جای تعجبی حداقل برای نویسنده این مطلب ندارد.
آقایان آقایان آقایان؛ به نظرم برای بقاء خودتان در قدرت هم که شده پیش از آنکه آقای ولادیمیر پوتین طی یک ملاقات پشت درهای بسته و یا حتی کنفرانسی شبیه به گوادالوپ شما را با همتای غربی معامله کند، بهتر است تدبیری اندیشیده شود.
در پایان عرض کنم چین هم به شما جنگنده نخواهد داد لذا کافیست آمریکا بر اجناس چینی یک تعرفه لحاظ کند تا رقم های میلیارد دلاری سالانه به چین ضرر وارد کند در صورتی که سود معامله چین از این جنگنده ها شاید به دویست یا سیصد میلیون دلار هم نرسد.
چاره ای بیندیشید….

