نویسنده: دکتر علیرضا شکیبایی
در سوی مقابل، نشانههای تعدیل رویکرد ایالات متحده آشکار است. برخلاف دورههای پیشین که چارچوبی گسترده با هم پیمانان اروپایی دنبال میشد، اکنون هدف واشنگتن دستیابی به پیمانی متمرکز و کارآمدتر است. این پیمان بر مهار بیدرنگ مخاطرات راهبردی متمرکز خواهد بود. به نظر میرسد تصمیمسازان کنونی در آمریکا، احتمالاً با مشاورهجویان نزدیک به کاخ سفید پیشین، خواهان مهندسی یک سازش مدیریتشده هستند. این روند هم نگرانیهای متحدان منطقهای را کاهش میدهد و هم از درگیری نظامی گسترده جلوگیری میکند.
حرکت آغازین، سکوت بود؛ نه خاموشی ناشی از نادانی، بلکه آکنده از نشانههای تحول. عزیمت نمایندگان بلندپایه تهران به پایتخت عمان، همراهی چهرهای ارشد از دستگاه دیپلماسی، گویای این واقعیت بود که سلطنت عمان بار دیگر عملکرد پیشین خود در بحرانهایی مانند برنامه جامع مشترک را تکرار میکند: میزبانی خاموش از گفتوگوهای سری. این ملاقاتهای مخفی، با عزیمت این هیأت برای بررسی پایانی، قابلیت دگرگون کردن کامل معادلات خاورمیانه را داراست.
در شرایطی که اخبار سیاسی داخلی اغلب تکراری و ملالآور به نظر میرسند، چند رویداد همزمان، دقت کارشناسان را جلب نمود: یک گزارش ویژه از شبکه خبری بینالمللی درباره پیشرفت چشمگیر در گفتوگوهای غیرعلنی، و سخنان بیپرده رئیسجمهور پیشین آمریکا درباره نظارتهای میدانی بر تأسیسات. در میان این اطلاعات، میتوان تصویری مهگرفته اما کمابهام از رویدادهای جاری ترسیم کرد: پیمانی در شرف شکلگیری است. نه یک تفاهمنامه ساده یا موقت، بلکه قراردادی فراگیر که فصل تازهای در مناسبات دو کشور میگشاید؛ با گسترهای که از فعالیتهای اتمی آغاز شده و به موضوعات امنیتی و جغرافیای سیاسی نیز میرسد.
بررسی منابع گوناگون و پیامهای پنهان دیپلماتیک، سه موضوع اصلی را در قلب این مبادلات نشان میدهد:
* توقف یا محدودسازی فرآیند تغلیظ مواد به زیر حد مشخص، و جابهجایی مواد تغلیظشده به بیرون از مرزها یا کاهش غلظت آن در داخل؛ که بهوضوح به معنی فاصلهگیری از مرزهای حساس فناوری اتمی است.
* ازسرگیری تعاملات فشردهتر با سازمان جهانی انرژی اتمی، با ترتیباتی که محتملاً مشتمل بر نظارتهای گسترده و دسترسیهای ویژه خواهد بود.
* ارائه توضیحات شفاف درباره اقدامات حساس در مراکزی مشخص و دیگر نقاط.
اظهارات غیرمنتظره برخی مسئولان ایرانی درباره «اجازه حضور ناظران آمریکایی»، بهبود روابط با نهاد بینالمللی انرژی اتمی، و همزمان نشانههای کاستن از تنش از سوی آمریکا، بیانگر آن است که اگرچه طرفین ظاهر دیپلماتیک را حفظ کردهاند، پشت صحنه مسیری را پیش میبرند که در صورت تکمیل، بنیاد سیاستهای اتمی ایران را دگرگون خواهد ساخت. گرچه مقامات رسمی همچنان از تداوم فعالیتهای تغلیظ سخن میگویند، لحن این اظهارات دیگر همانند گذشته نیست. هشدار به خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی جای خود را به تأکید بر همکاری داده و گفتمان خطوط قرمز پیشین، به میانهروی گراییده است. به سخنی دیگر، تحولی در حال رخ دادن است که حتی اگر با ظاهری مقاومتجویانه همراه باشد، در عمل گویای پذیرش شرایط نوین است.
مجموع این رخدادها، حکایت از گونهای «بازآفرینی تعادل» بین تهران و غرب دارد. نه لزوماً به مفهوم صلحی جاودان یا آشتی قطعی، بلکه گامی اساسی برای کنترل بحرانهای انفجاری. زمان دقیق امضا هنوز نامشخص است، اما نشانهها چنان انبوهند که میتوان مدعی شد: تحولی در جریان است. پیمانی که در صورت نهایی شدن، بیتردید پیامدهای شگرفی بر آرایش امنیتی منطقه، روابط ایران با ابرقدرتها، و حتی رویکرد جامعه بینالملل به پرونده اتمی خواهد داشت. این توافق، در صورت تحقق، نه صرفاً یک تفاهمنامه فنی، که دگرگونی بنیادین در قواعد بازی خواهد بود.

