مذاکره با واشنگتن ؛ پرونده ای بسته شده یا استراتژی تهران برای خرید زمان ؟!
“سید ابراهیم دادگر”
این روزها صحبت از مذاکره و عدم مذاکره با ایالات متحده نقل محافل عمومی است و فرقی هم نمیکند از بیت رهبری تا پاستور ، کاخ ریاست جمهوری ،وزارت خارجه تا تاکسی ها ،بقالی ها و کف خیابان همه صحبت از مذاکرات و سرنوشت این هزارتوی محض است.
بعد از صحبت های اخیر رهبری؛ عده ای تحلیل میکنند باب مذاکره برای همیشه بسته شد و بار دیگر سایه جنگ بر سر کشور انداخته شده چون این موضع نهایی نظام است و زمانی که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در جریان جلسه استیضاح وزیر اقتصاد گفت با مذاکره با آمریکا موافق بوده اما پس از مخالفت رهبری با هر گونه مذاکره، حرف او را پذیرفته است؛ این یعنی باب مذاکره برای همیشه بسته شد .
تحلیل دیگری که به ذهن نگارنده خطور کرده این است که؛ تهران با یک استراتژی پا به میدان گذاشته شاید و خود میداند که باید مذاکره کند ؛ ولی سوالی که پیش می آید ؛ اگر قرار بر مذاکره ایت این وقفه چرا؟ تهران اهرم فشاری پشت پرده دارد ؟ یا دنبال ساخت اهرم فشار و نشستن با موضعی قوی تر بر روی میز مذاکرات است؟
در ادامه نوشتار به این احتمال میپردازیم.
سرنوشت ایران ممکن است در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ کاملا متفاوت به نظر برسد و این تفاوت می تواند خوب یا بد باشد. با این مقدمه به سراغ پاسخ این پرسش رفته که پرونده اختلاف میان تهران و واشنگتن برای رفع تحریم در ازای شفاف سازی درباره برنامه هسته ای که با خروج آمریکا از برجام در دولت اول دونالد ترامپ آغاز شد در دولت دوم او به کدام سمت و سو خواهد رفت؟
دونالد ترامپ در اقداماتی غافلگیرکننده تاکنون چندین بار تمایل خود را برای توافق با ایران ابراز کرده است، آخرین بار از طریق ارسال نامهای به رهبر ایران که شخص ترامپ میگوید ارسال کرده اما مقام های ایرانی میگویند هنوز به دست تهران نرسیده است. دونالد ترامپ ادعا کرده که در این نامه از آمادگی آمریکا برای مذاکره با تهران درباره برنامه هسته ای مورد اختلاف این کشور با غرب سخن گفته است.
این سیاست ترامپ در تضاد با سیاست هفت سال قبل، در سال ۲۰۱۸ است، زمانی که ترامپ ایالات متحده را از توافق هسته ای با ایران خارج کرد و بر حجم تنش در رابطه ایران و آمریکا افزود.
تحریم تاثیر خود را بر اقتصاد ایران گذاشته و مجموعه تحولات یک سال اخیر در منطقه، به تضعیف جایگاه ایران منتهی شده و شاید قدرت ایران در این زمینه ها نسبت به دوره اول ریاست جمهوری ترامپ کاهش یافته باشد اما ایران اهرم فشار دیگری در اختیار دارد؛ برنامه هسته ای توسعه یافته کشور.
به گزارش مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی، «ایران تنها کشور غیرهسته ای است که اورانیوم را تا این سطح غنی می کند و نگرانی های قابل توجهی را در مورد توسعه بالقوه برنامه هسته ای که می تواند ابعاد تسلیحاتی پیدا کند، ایجاد می کند.»
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس(اندیشکده سیاست خارجی بریتانیا)، در مصاحبه اخیرا خود به سی ان بی سی گفت: «ایران به غنی سازی اورانیوم به عنوان بخشی از اهرم سازی خود ادامه می دهد. هرچه انباشت این مواد بیشتر باشد، دست تهران هم در میز مذاکرات پربارتر خواهد بود.»
در تهران هم تمایل به رفع تحریم از طریق توافق قوی است و طرفداران بسیاری دارد.با اینهمه آنچه ادامه مسیر را سخت کرده بی اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن است. بی اعتمادی عمیقی در هر دو طرف وجود دارد. به ویژه، ماجرای رویارویی علنی رئیس جمهور اوکراین با دونالد ترامپ در دفتر بیضی شکل کاخ سفید به ایرانی ها یادآوری کرده که اعتماد کردن به توافق احتمالی آینده با دولت ترامپ دشوار خواهد بود.از سوی دیگر، لغو یا کاهش احتمالی تحریم ها برای مسیر اقتصاد ایران ضروری است.
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس جای دیگر ادعا میکند که شاید ایران گزینه خرید زمان را به حصول توافق یا رد فوری هر گونه توافق ترجیح دهد.
نگارنده با این تحلیل صنم وکیل موافق بوده چون این رویکرد می تواند اهرم فشار بیشتری را در اختیار ایران در حوزه مواد هسته ای قرار دهد و البته فرصتی بیشتر در اختیار برای درک بهتر سیاست های ترامپ هم قرار بدهد. آغاز مذاکرات ایران با تروئیکای اروپایی به منظور جلوگیری از فعالسازی مکانیسم ماشه و باز نگاه داشتن باب مذاکره از همین منظر قابل تحلیل است.
مخلص کلام؛ نگارنده معتقد است؛ ایران در حال ارزیابی فعل و انفعلات سیاسی در واشنگتن، اروپا و حتی متحدین سنتی اش یعنی چین و روسیه است و اهرم فشار خود را هم پیش بینی کرده و چیزی که مسلم است نظم نوینی در حال شکل گیری در دنیا و به خصوص خاورمیانه است؛ باید دید که در ادامه، کدام بازیگر عرصه بین المللی بازی را به سود خود تغییر خواهد داد.
“سید ابراهیم دادگر”

