«مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا؛ نظریه های پیش رو »
سید ابراهیم دادگر؛
این روزها نه تنها در محافل علمی و دانشگاهی حتی در کف خیابان از نانوایی گرفته تا سوپرمارکت ها ، تاکسی ها و بعضا نقل صحبت های دورهمی سنتی جلوی درب خانه خانم ها هم بحث دلار و آمریکا و شروع ریاست جمهوری ترامپ است و هر کسی یک تحلیل دارد و خروجی همه این بحث ها ختم به این سوال ساده میشود که آخرش چی میشه؟! حق دارند چه بخواهند سیاسی باشند و چه نخواهند ؛چه اسمشان را تحلیلگر بگذاریم و چه سیاست زده؛ شبح تاریک سیاست تا اندرونی خانه اشان سرک کشیده و هم سفره و هم پیاله اشان شده.
در این روزهای مبهم بسیاری از ایران دوستان دلسوز،عاقل و دوراندیش بر اهمیت انجام مذاکره مستقیم میان جمهوری اسلامی و آمریکا تاکید می کنند.
آنها مابقی سناریوها از جمله مذاکرات غیرمستقیم، چندجانبه و نه جنگ نه مذاکره و غیره را زیان بار می دانند. هر چند مذاکره ی مستقیم با توجه به تعارض منافع و سابقه ی خصومت،ایدئولوژیک و حیثیتی شدن آن و همچنین دیوار بلند بی اعتمادی دوجانبه آسان نخواهد بود اما خلاصه گریزی از آن وجود ندارد.
مذاکرهٔ احتمالی ایران و آمریکا، با توجه به پیچیدگیهای موجود و تنشهای درازدامن، اگر به نتیجه نرسد، ممکن است وضعیت را بدتر از قبل کند. در صورتی که دو طرف نتوانند به درک متقابل برسند یا به توافقات پایدار دست یابند، مشکلات موجود میتواند تشدید شود و منجر به تقویت مواضع خصمانهتر و افزایش فشارهای داخلی و بینالمللی گردد.
اگر دو کشور نتوانند یک کانال ارتباطی مثبت و موثر برقرار کنند، این مسأله میتواند منجر به تحمیل تحریمهای بیشتر، انزوای بیشتر ایران در سطح جهانی و افزایش نارضایتی داخلی شود. این وضعیت ممکن است فضای خصومتآمیزتری را برای حل مسائل پیش روی دو طرف قرار دهد و بر تداوم مشکلات موجود، از جمله بحرانهای منطقهای و هستهای، بیافزاید.
به همین علت، برای جلوگیری از بدتر شدن شرایط، نیاز به رویکردی سازندهتر و مبتنی بر منافع دوجانبه و حفظ آرامش در گفتگوها است. این در حالی است که اگر طرفین بر درک مشترک و مصالحه تاکید کنند، حتی در صورت تفاوتهای اساسی، میتوانند از بدتر شدن اوضاع جلوگیری کنند.
نظریههای مختلفی میتوانند برای تحلیل شرایط مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا و پیشبینی نتایج آن ارائه شوند.
در چارچوب نظریه بازیها، ایران و آمریکا دو بازیگر عقلانی در نظر گرفته میشوند که هر یکی پیگیر بیشترین سود برای خود هستند. در شرایطی که طرفین درگیر رقابتهای استراتژیک هستند، نتیجه مذاکرات به شدت به انتخابهای طرفین و تاکتیک/استراتژیهایی که در پیش میگیرند بستگی دارد. در صورتی که یکی از طرفین در مذاکرات دست به استراتژیهای مبتنی بر تقلب یا عقبنشینیهای یکطرفه بزند، این میتواند منجر به افزایش تنشها و بدتر شدن شرایط شود.(تجربهی خروج آمریکا از برجام سایه اش سنگین هست)
در چارچوب نظریههای واقعگرایانه، ایران و آمریکا هر کدام به دنبال حفظ و تقویت قدرت خود در نظام بینالملل هستند. طبق این دیدگاه، مذاکرات زمانی موفق خواهند بود که بهطور کامل منافع حیاتی هر دو طرف را تأمین کند. در صورتی که یکی از طرفین بهطور یکجانبه سعی کند قدرت خود را افزایش دهد (مثلاً از طریق اعمال تحریمهای بیشتر یا تهدیدهای نظامی)، مذاکرات نمیتواند به نتایج ملموسی برسد.
این چارچوب به وضوح نشان میدهد که در صورت عدم تعادل در قدرت یا عدم توجه به منافع طرفین، وضعیت بدتر خواهد شد.
نظریه دیگر نظریه تعاملگرایی است در این نظریه بر نقش هویتها، باورها و ارزشهای اجتماعی در روابط بینالملل تأکید میشود . بر اساس این چارچوب، روابط بین ایران و آمریکا نه تنها بهعنوان تعاملات قدرت بلکه از طریق نحوه درک و تفسیر طرفین از یکدیگر شکل میگیرد. این دیدگاه بر اهمیت دیالوگ، شناخت متقابل و پذیرش تفاوتها تأکید دارد. اگر هر یک از طرفین قادر به تغییر نگرشها و ارزشهای خود در خصوص دیگری نباشند، مذاکرات به نتیجه نخواهد رسید و وضعیت ممکن است بدتر شود.
موفقیت مذاکره ی احتمالی؛ مخالفان بالفعل و بالقوه داخلی،منطقه ای و جهانی مهمی دارد، خیلی اهمیت دارد که اراده ی محکمی برای خنثی کردن اقدامات آنها وجود داشته باشد.
به نظر می رسد در این برهه نباید از نقش مذاکره چشم پوشی کرد، اغفال از آن نوعی فرصت سوزی تاریخی به بار خواهد آورد.
سید ابراهیم دادگر

