نه جرات حسین شدن را داریم ،و نه قدرت یزید بودن را ،بیش از همه از عمر سعد بودن می ترسیم
فرشاد آریا کیش نوشت؛
در روز های گذشته در یک رسانه محلی استان ، شاهد مانور دادن بر روی نصب بنر کوچک یا عدم پرده مشکی اباعبدالله الحسین در جلوی فرمانداری بوده ایم
کاش قبل از اینکه به عزای حسین بپردازیم و شور حسینی را اجرا کنیم،شعور حسینی را در وجود خود نهادینه می کردیم.
قبل از بر سر و سینه زدن، چرا فلسفه عاشورا را در نمی یابیم و درس حسین شناسی را که سالهاست از یاد برده ایم.
رسانه محترم و عزیزان اهل قلم و کاربران فضای مجازی:درد مردم نه این بنر مشکی است ونه دادن نذری در بین مردم،درد استان و مردم محروم فراتر از اینهاست،
دردی به بزرگی دنا ،وقتی مردم سادات محمودی برای نداشتن آب شرب و ایجاد سدسازی که گویا باید بلوط زاگرس نابود شود و منافع اش به استان دیگری برود
و ناله های این مردم را کدام مسئول در تهران فریاد زد ؟؟؟
دردی به بزرگی کوه نیر که آن مادر چال شاهینی به خاطر نداشتن راه ارتباطی سالم عزیزترین فرزندش را از دست می دهد و دردی که آن کودک به خاطر فقر و ناتوان در خرید تبلت برای برنامه شاد باید خودکشی کنند.
رسانه محترم : درد مردم گرانی کالا و اقلامی همانند مرغ و گوشت که بیشترین مصرف را باید در این ماه دارد.
سالی که رهبر انقلاب به نام مهار تورم نامگذاری کرده اما شاهد گران بودن بی رویه کالا هستیم.
اگر بخواهم از درد استان بنویسم شاید قلم نای نوشتن نداشته باشد
چون در معظلات اجتماعی (خودکشی)باید رتبه اول خاورمیانه را یدک بکشیم
رسانه محترم کاش به درد مردم بپردازی و صدای مردم باشید ،چون با این کار نه سفره مردم رنگین می شود و درد مردم همچنان بدون درمان می ماند و چه سرد است این درس زندگی چون درد را از هر طرف بنویسی درد است ،در حادثه کربلا با سه نمونه شخصیت روبرو میشویم !
+ اول: حسین (ع)
حاضر نیست تسلیمِ حرفِ زور شود
تا آخر میایستد
خودش و فرزندانش شهید میشوند
هزینه انتخابش را میدهد
و به چیزی که نمیخواهد تن نمیدهد
از آب میگذرد، از آبرو نه
+ دوم: یزید
همه را تسلیم میخواهد
مخالف را تحمل نمیکند
سرِ حرفش میایستد
نوه پیغمبر را سر میٔبرد
بی آبرویی را به جان میخرد
تا به چیزی که میخواهد برسد
+ سوم: عمرِ سعد
به روایتِ تاریخ تا روز ٨ محرّم در تردید است.
هم خدا را میخواهد هم خرما
هم دنیا را میخواهد هم آخرت
هم میخواهد حسین (ع)را راضی کند هم یزید را
هم اماراتِ ری را میخواهد، هم احترامِ مردم را
نه حاضر است از قدرت بگذرد، نه از خوشنامی
هم آب میخواهد هم آبرو
دستِ آخر اما عمرِ سعد تنها کسی است که به هیچکدام از چیزهایی که میخواهد نمیرسد، نه سهمی از قدرت میبرد نه از خوشنامی
+ ما آدمهایِ معمولی راستش نه جرات و ارادهِ حسین (ع) شدن را داریم، نه قدرت و ابزارِ یزید شدن را اما در درونِ همه ما یک عمرِ سعد هست، من بیش از همه از عمر سعد شدن میترسم . . . !

