نه تو “بی وطنی” ، نه من “بیشرف”
اصلاحات پرس نوشت:
بازی امروز ایران-ولز و نمایش بسیار خوب بازیکنان تیمملی این قابلیت را داشت که یکی از بزرگترین جشنهای ملی ایرانیان را رقم بزند. مردمی که ۸ سال پیش برای بازی زیبا مقابل آرژانتین شادمانی کردند و چهار سال پیش برای تساوی مقابل پرتغال به خیابان آمدند امشب نیز میتوانستند شبی فراموش ناشدنی را بیافرینند و میشد جمعیت امشب در خیابانها چندین برابر تعدادی باشد که در شهرها به شادی پرداختند.
متاسفانه تحت تاثیر اتفاقات ۷۰ روز گذشته جامعه در موضوع فوتبال به شدت دوقطبی شده است. عدهای بر این اعتقادند که این تیمملی نماد حاکمیت است و رنگ و بویی از مردم ندارد و لذا باید از باختش خوشحال شد در این نگاه هر نوع حمایت از تیمملی “بیشرفی ” است اما در سوی دیگر نگاهی دیگر میگوید آنکه برای باخت تیم فوتبال کشورش خوشحال میشود “بیوطن” است.
این فضای به شدت دو قطبی و “سیاه و سفید” بیتردید ریشه در یک دو قطبی دیگر دارد و آن نبرد رسانهای و سیاسی حاکمیت و اپوزوسیون در غیاب نیروهای واسط اجتماعی داخلی است.
در این نبرد رسانهای یک سو اپوزسیون خارجنشینی وجود دارد که بیتفاوت به سختیهای زندگی روزمره مردم برای تحریم کشور کمپین راه میندازد، درخواست حمله نظامی میکند و زمینه برای سخنرانی مریم رجوی در پارلمان های اروپایی فراهم میکند، از آن سو نیز حاکمیتی وجود دارد که حاضر به پذیرش عیوب و اشتباهات و عذرخواهی نیست و بدون توجه به مطالبات مردم مسیر خود را میرود.
در این شرایط و وقتی که قدرت رسانه در اختیار این دو طیف است و اکثریت خاموش مجالی و تریبونی ندارد نتیجهای جز این دو قطبی رخ نمیدهد.
وقتی در داخل کشور حاکمیت صدای منتقدین را به رسمیت نمیشناسد و انواع محدودیت ها بر رسانههای مستقل وارد میشود، نمیتوان توقع داشت که جامعه دوقطبی نشود، متاسفانه آنچه که امروز جامعه را اینگونه دوپاره ساخته است که بخشی بخش دیگر را بیشرف میخواند و طیفی طیف دیگر را بیوطن، همین فضای خطرناک دو قطبی رسانه است.
حال آنکه جامعه ایرانی هیچ کدام از این دو تصویر دو سر طیف نیست. جامعه ایران هم از پیروزی تیمملیاش خوشحال میشود و هم از بازداشت وریا غفوری ناراحت، اما این رفتار جامعه ایران در هیچ کدام از رسانههای حاکمیتی و اپوزوسیون به آن پرداخته نمیشود.

