سید ابراهیم دادگر در تحلیلی نوشت:
اظهارات اخیر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، درباره نقش محمدجواد ظریف در درج بند موسوم به «مکانیسم بازگشت خودکار تحریمها» یا همان «اسنپبک» در توافق هستهای برجام، بار دیگر بحثهای قدیمی پیرامون مسئولیتپذیری طرفهای مذاکره و ماهیت واقعی روند مذاکرات هستهای را در فضای سیاسی ایران زنده کرده است.این اظهارات درست در زمانی مطرح شد که برخی کشورهای اروپایی، از جمله فرانسه، انگلیس و آلمان، تهدید به فعالسازی همین مکانیسم کرده بودند و موفق به این مهم نیز شدند. از همین رو، گفتههای لاوروف بهطور طبیعی با حساسیت فراوانی در ایران دنبال شد و بسیاری از ناظران آن را نه یک روایت تاریخی، بلکه اقدامی سیاسی و حسابشده از سوی مسکو ارزیابی کردند.
واقعیت تاریخی یا بازی سیاسی مسکو؟
بیتردید، طرح چنین موضوعی از سوی وزیر خارجه روسیه، بیش از آنکه ناظر بر روشنسازی واقعیتهای مذاکرات برجام باشد، تلاشی است برای تأثیرگذاری بر فضای سیاسی داخلی ایران و تنظیم صحنه ژئوپلیتیک منطقه به نفع روسیه.روسیه در سالهای اخیر، بهویژه پس از آغاز جنگ اوکراین و تشدید رقابت با غرب، همواره کوشیده است تا از تنش میان تهران و پایتختهای غربی به عنوان اهرم چانهزنی راهبردی استفاده کند. در چنین شرایطی، بازگو کردن گزینشی بخشهایی از تاریخ مذاکرات هستهای میتواند بخشی از بازی چندلایه دیپلماتیک مسکو باشد؛ بازیای که هدف آن، حفظ نفوذ روسیه در معادلات ایران و جلوگیری از هرگونه بازگشت احتمالی تهران به مسیر تعامل مستقیم با غرب است.
نقش ظریف؛ تصمیم فردی یا نتیجه ساختار تصمیمگیری ملی؟
نکته کلیدی در این میان، ادعای لاوروف مبنی بر آن است که درج بند «اسنپبک» ابتکار طرف ایرانی و بهویژه محمدجواد ظریف بوده است.
اما بررسی دقیق فرآیند مذاکرات برجام نشان میدهد که هیچ فردی، حتی وزیر امور خارجه، به تنهایی قادر به گنجاندن چنین بندهایی در متن توافق نبوده است.
تصمیمگیری درباره مفاد اصلی برجام، نتیجه کار جمعی تیم مذاکرهکننده، جلسات کارشناسی فشرده در سطح معاونان و مدیران وزارت خارجه، هماهنگی مستمر با شورای عالی امنیت ملی و تأیید نهایی از سوی عالیترین سطوح نظام بوده است.
بر اساس مستندات منتشرشده، بند مربوط به «مکانیسم بازگشت خودکار تحریمها» در واقع درخواست قدرتهای غربی بهویژه آمریکا و اتحادیه اروپا بود. هدف از آن، تضمین این موضوع بود که در صورت نقض تعهدات ایران، بتوانند بدون وتوی روسیه یا چین، تحریمها را دوباره بازگردانند.ایران، از سر اجبار در چارچوب توازن قوا و برای جلوگیری از فروپاشی مذاکرات، بهصورت مشروط با گنجاندن این بند موافقت کرد. بنابراین، نسبت دادن ابتکار این بند به شخص ظریف، تحریف واقعیت تاریخی مذاکرات و نادیده گرفتن سازوکار تصمیمسازی در نظام جمهوری اسلامی ایران است.
چرا اکنون؟ هدف روسیه از طرح این موضوع چیست؟!
پرسش اصلی اینجاست: چرا لاوروف پس از گذشت نزدیک به ده سال از امضای برجام، چنین سخنانی را بیان میکند؟
پاسخ را باید در تحولات کنونی روابط بینالملل و رقابت قدرتها در خاورمیانه جستوجو کرد.در شرایطی که ایران در پی تنظیم مجدد مناسبات خود با غرب و کشورهای عربی است و همزمان روابط تهران و مسکو با چالشهایی از جمله رقابت در بازار انرژی، پرونده قفقاز جنوبی و تحریمهای متقابل غربی مواجه شده، اظهاراتی از این دست میتواند چند هدف را دنبال کند:
۱.ایجاد شکاف و بیاعتمادی در فضای سیاسی داخلی ایران؛
۲. تضعیف گفتمان تعامل و مذاکره در دستگاه سیاست خارجی کشور؛
۳. برجستهسازی نقش روسیه بهعنوان «مدافع واقعی ایران» در برابر غرب؛
۴. منحرف کردن افکار عمومی از اقدامات اخیر روسیه در حوزههایی که با منافع ایران همپوشانی ندارد.
درس سیاست خارجی برای امروز ایران
تجربه این رخداد بار دیگر یادآور میشود که در عرصه روابط بینالملل، هیچ کشوری دوست دائمی ندارد؛ تنها منافع دائمی وجود دارد.روسیه، مانند هر قدرت بزرگ دیگر، در پی حفظ و گسترش منافع ملی خویش است و در این مسیر، از بهکارگیری ابزارهای رسانهای و دیپلماتیک برای اثرگذاری بر فضای سیاسی دیگر کشورها ابایی ندارد.
برای ایران، درس اصلی ماجرا این است که بازخوانی و ارزیابی مجدد برجام و مذاکرات هستهای باید در فضایی آرام، کارشناسانه و بهدور از منازعات جناحی انجام شود.
تقلیل چنین مباحث پیچیدهای به رقابتهای سیاسی داخلی یا تقابل شخصیتها، تنها موجب تضعیف جایگاه دیپلماسی ایران در سطح بینالمللی خواهد شد.
بنابراین، در پایان باید گفت؛ روایت لاوروف از نقش ظریف در درج بند اسنپبک، نه تنها از نظر تاریخی و حقوقی دقیق نیست، بلکه بیشتر بیانیهای سیاسی برای اهداف راهبردی روسیه محسوب میشود.حقیقت آن است که تصمیمگیری درباره چنین بندهایی، حاصل یک فرآیند جمعی و ساختاری در نظام تصمیمسازی ایران بوده، نه ابتکار شخصی هیچ فردی.در نهایت، اگر سیاست خارجی ایران بخواهد از این نوع بازیهای قدرت مصون بماند، باید بر محور انسجام ملی، واقعگرایی دیپلماتیک و اولویت منافع ملی استوار شود.
«سید ابراهیم دادگر»

