محمد طولابی ، کارشناس و تحلیلگر؛
اگر همهی کتابهای تاریخ بشریت را گرد آوریم و عصارهی اندرزها و حکمتهای آنها را بیرون بکشیم، باز هم آموزههای کوروش کبیر در سه جمله خلاصهی تمام آنهاست: پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک. سه واژهای که نهتنها راه زیستن، بلکه منشور جهانی انسانیتاند.
کوروش، پادشاهی بود که بیهیچ خونریزی و زور، مرزهای انسانیت را گشود. با ورود به بابل نهتنها معابد را ویران نکرد، بلکه فرمان داد همهی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند، خانههایشان بازسازی شود و رنجدیدگان از بند رهایی یابند. این همان روحی است که قرنها بعد، تمدن بشری تازه آن را بهنام «حقوق بشر» شناخت.
آثار باشکوه تختجمشید تنها تندیسهایی از سنگ نیستند؛ هر حجاری بر آن، سطری از کتاب تمدنی است که بر عدالت، خرد و احترام به انسان بنا شد. در میان سنگنبشتههای منسوب به کوروش، حتی قوانینی دربارهی رفتار مهربانانه با حیوانات و پرهیز از آزار جانداران آمده است؛ و بیشک، چنین انسانی را میتوان پیامبری از سوی خداوند برای گسترش نیکی و عدالت دانست.
اما افسوس که در سرزمین خود، این میراث آسمانی مهجور مانده است. کشورهایی چون تاجیکستان، ارمنستان، هند، یونان و حتی اسرائیل کوروش را پادشاهی نجاتبخش میدانند؛ اسرائیلیان او را منجی خود میخوانند که قومشان را از اسارت بابل آزاد کرد. در تاجیکستان، نام و یاد او در مدارس و ادبیات رسمی زنده است، اما در ایران، زادروزش از تقویم رسمی حذف شده و هر سال، بزرگداشتش با محدودیت روبهروست.
از سوی دیگر، بیمهری نسبت به میراث فرهنگی این سرزمین به حدی رسیده که آثار باستانی، تندیسها و کتیبههای گرانسنگ، نه تنها پاسداری نمیشوند بلکه گاه از ترس توقیف یا مجازات، پنهان، ذوب یا از کشور خارج میشوند. این فاجعه فرهنگی، زخمی بر قلب تمدنی است که زمانی آموزگار جهان بود.
نمونهای روشن از این بیتوجهی، سنگنبشتهی تاریخی شاپور خاص خرمآباد کنونی است؛ که قدمت این شهر توسط-کارشناسان جهانی به ۶۳ هزار ساله دوران نئاندرتالها برمیگرده . یادگاری از قرن ششم هجری، در دل شهر، که روزگاری قوانین و اصول زندگی مردم شاپورخواست بر آن حک شده بود. این اثر که سندی معتبر بر دیرینگی و قانونمداری مردم لرستان است، امروز بیهیچ حفاظی در برابر آفتاب، باران و باد رها شده و هر روز بخشی از آن فرسوده میشود.
کتیبهی خرمآباد، همانند هزاران میراث دیگر، فریاد خاموش تمدنی است که روزی در قلبش عدالت کوروش و خرد ایرانی جریان داشت. سنگی که بهجای گنجینه، به غریبی رها شده؛ درست همچون خود کوروش که در وطن خویش غریب مانده است.
کوروش کبیر تنها پادشاه ایران نبود؛ او چراغ انسانیت، عدالت و ایمان بود. و ما، وارثان خاموش آن روشناییایم که اگر پاسش نداریم، تاریکی بر ما غلبه خواهد کرد.
پیام به کوروش کبیر از زبان مردم امروز ایران
ای کوروش، ای پیامآور نیکی و عدالت! امروز ما، فرزندان خاک تو، در میان فراموشی و بیمهری، هنوز به یاد تو زندهایم. جهان با عدالت تو به یکتاپرستی خداوند ایمان آورد و همچنان بر یکتاپرستی، عدالت، رحمت و بخشش تو، الگوی خود را میسازند. یاد تو چراغ راه ماست، و دستان ما برای پاسداری از میراثت، هرچند خسته، از هیچ کوششی دریغ نخواهند کرد. ما به تو مینگریم تا بفهمیم انسانیت، خرد و مهربانی، هیچگاه کهنه نمیشود.

