علیرضا کفایی؛
این مختصر که نگاشته می شود نه گزارش و نه حدیثی از گذشته و حال و آینده است که واگویه کردن برخی مسائل و آنچه از سر گذشت اگر عمری بود در زمانی که اقتضایش باشد و در فرصتی خواهد آمد، اشاره ای گذرا به خواب های آشفته کس و کسانی است که از مجاهدین شنبه بودند و با بی اخلاقی و فرصت طلبانه و منفعت طلبانه و در سستی و رخوت و ناکارآمدی و بحران همیشگی مدیریت خاصه در این استان؛ موقعیت یافتند و چنگ و چنگال بر تصاحب آنچه که در آن سهم اندکی هم نداشتند؛ انداختند و اینان سزاوار ترحم اند که می بایست بر آنکه خود و شخصیت خود را ویرانه می کند حتماً ترحم نمود.
آنچه در استان اتفاق می افتد را می بایست با مسئولیت سنجید و تصمیم گرفت، اولین شرط سنجش درست این است که از عواطف توفانی فارغ از واقعیت پرهیز کنیم.
بویراحمد، کهگیلویه، بهمئی و گچساران و …. پیش روی ماست؛ مداخلات نمایندگان در این استان در کار دولت را بنگرید، انگار سرزمینی به اشغال خارجی در آمده است، به هر دری می زنند و با هرکس لابی می کنند تا خویش و دوست و …. خود را در جایی؛ جای دهند؛ اگر نشد و لابی جواب نداد، خود و هواداران که هر روز کم و کمتر می شود لات بازی و هیاهو راه می اندازند؛ ماحصل این رفتار زننده که در مجلس به تفکیک قوا سوگند یاد کرده اند و از یاد برده اند که قسم جلاله در مجلس خورده اند که نظارت داشته باشند نه مداخله باعث شده است تا انسجام اجتماعی و مدنی منطقه آسیب جدی ببیند.
این آسیبدیدگی البته علل متعدد داشته ولی متهم ردیف اولش نمایندگان هستند که به قوم گرایی و طایفه گرایی روی آورده، وعده های توخالی و توهم آلود داده اند و اکنون فقط در دایره چند نفری از حلقه نزدیکان خود و به کرسی رساندن آنان عمل کرده اند و دیگران را از جوانان بیکار و حتی از طوایف دیگر که غیر از طایفه خودشان است تنها گذاشته اند؛ آنان مسئول این از هم گسیختگیاند.
آویزان شدن به رشتههایی سست و فرسوده و لری در جمع سخن گفتن یا در جمع مدیران با نخوت و متکبرانه به تحقیر مدیر پرداختن دردی را دوا نمی کند، معلوم است جایی با مانعی روبرو شده اند، بگو از مردی چه داری!!، اینگونه سیاستها؛ آزادی، امنیت و عدالت اجتماعی نمیآورد و فقط مسیر رسیدن به اینها را دورتر و دشوارتر میکند.
برای آنان حقوق بشر، دموکراسی و عدالت مقولهای است «قومی» آن هم قوم نزدیک خود و در میان حلقه نزدیک چندنفری از مشاوران منفعت خواه، عین ناعدالتی و تبعیض را به عیان می توان دید که وقتی پای «دیگری» غیر از خویش و دوست و آشنا و خانواده در میان میآید، حقوق بشر و عدالت و دموکراسی ناگهان از یاد می رود.
حکمت این بیت حافظ “حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست” و حکایت این بیت خیام ” فردا که از این دیر کهن درگذریم/ با هفتهزار سالگان سر به سریم” پندآموز است؛ حضرات نماینده گاهی به آن فکر کنید، از قرآن کریم مثال نیاوردم که از همان قسم اول در مجلس به قرآن کریم خیلی زود عبور کردید.
و اما طوایف محترم، ارزش دیرین و شخصیت قومی بسیار محترم است، تاریخ دارد، فرهنگ دارد و تمدن ساز بوده، وعده های توخالی سرابی است که غول های بدتر از غول بیابان برای به زیر یوغ بردن و رای ستانی می دهند؛ تا کی فریب غول بیابان را باید خورد.
دور است سر آب از این بادیه، هش دار
تا غول بیابان نفریبد به سرابت

