دولت بازیگر یا دولت بازیچه
سیاوش شهریور؛
دیوانسالاری در ايران قدمتی به درازای تاریخ تمدندارد و کشور ما یکی از قدیمی ترین تمدن هایی ست که شکوه و درخشش امپراطوری آن، بخش فاخر جهان سنت است. نامهای ارجمندی در میان دیوانسالاران جهان به نام وزیران بزرگایرانی همچون بزرگمهر و خواجه نظام و امیرکبیر اختصاص دارد، اما دولت مدرن برآمده از عصر تجدد و روشنگری است که در آن به موازات توسعه دانش و فنون، معنای سیاست و قدرت و حکمرانی نیز دگرگونی یافته است. اراده ملت جای اراده ملوکانه را گرفته وقدرت، مشروط و محدود به قانون گردیده وفرمانروایی تابعی از رای و خواست مردم است که باید حقوق ملت و اراده آنها را عملیاتی کند و به تعبیری قدرت غیر شخصی گشته است.
دیوانسالاری جدید نظامی حرفه ایی و سلسله مراتبی براساس شرح وظایف قانونی وشایسته سالاری و اجرای منویات مردم بصورتی دقیق تر و علمی تر گردیده که دراین منظومه برنامه و اقدام ؛ دانایی وقانون و خردمندی و شایستگی اساس کار است.
دولت چهاردهم امروز برآیند اراده ملتی است که رای به شفافیت و سلامت و قانون و منافع ملی و حقوق شهروندی و عدالت و حکمرانی خوب داده است.اجرای بی تنازل این اصول خواسته قانونی و به حق ملت ماست.
تردیدی نیست که شایسته سالاری و سیاست خارجی برآمده از منافع ملی و گشایش های اقتصادی و رفع موانع در این بخش اولویت های خدشه ناپذیری است که مردم خواهان ان بوده اند.
مسعود پزشکیان در مبارزات انتخاباتی قول داده است که به اراده و خواست مردم وفادار بوده و ضمن داشتن صداقت، به آنان دروغ نگوید.
به لحاظ اخلاقی و شرعی و بر اساس قانون، رییس جمهور باید با خردمندی و قدرت و اقتدار عمل نماید و تابع هیچ پیش شرطی برای اعمال اراده ملت و اجرای خواسته جمهور نباشد.این مهمات از تعیین همکاران و تشکیل هیئت دولت براساس شرافت و شایستگی تاانجام فوری و دقیق تک تک شعارهای انتخاباتی و فساد ستیزی و مبارزه با ناقضانحقوق ملت و عدالت در توسعه متوازن ملی و پایداری در گفتمان دمکراسی خواهی تشکیل شده است.
رییس جمهور وعده کرده است در صورت عدم امکان اقدام و عمل به خواسته های مردم با آنانصادقانه موانع را گفته و طبق قرار خود عمل نماید.
بنظر می رسد رییس جمهور پزشکیان مجبور است در این راه قدرتمند باشد و در همین ساختار معیوب و بیمار بازیگری نموده و اراده ملت را با قدرت به کرسی بنشاند.شک نباید داشت که تجربه های پیشین روسای جمهور گذشته درسی فرا راه اوست که اگر نتواند در چهارسال اینده به برنامه های خود عمل کند این بار نمیتواند اعتماد مردم را جلب کند و برای همیشه عرصه انتخابات به یک فانتزی مهوع و مورد انزجار مردم تبدیل میشود و دیگر هیچگاه اشتی مردم را با صندوق های رای نخواهیم دید..شاید او اخرین تجربه انتخاباتی مردم باشد.پس او باید در همین چهارچوب بازیگری قهار و باهوش و زیرک باشد.
اگر او پا پس بکشد و از آنچه وعده کرده است عقبنشینی نماید در عمل بازیچه همان سیاست و دولت سایه ای شده است که برای شکست دادنش سوگند خورده و مردم ناامید و قهر ایران را به میدان کازار آورده بود.
آینده ثابت خواهد کرد که ما با کدام دولت روبروهستیم؛ بازیگری خردمند و مقتدر و اصلاح گری صادق و سالم و میهن دوست با یا بازیچه ای منفعل و تسلیم.که دچار روزمرگی ها و بهانه های دولت های گذشته است..
امیدوارم دولت چهاردهم همانی باشد که قول داده است.


