همه اشخاص اصولا دارای اهلیت تمتع هستند، یعنی میتوانند دارای حق باشند، ولی ممکن است اهلیت استیفا، یعنی توانایی اجرای حق، نداشته باشند. اشخاصی که اهلیت استیفا ندارند محجور نامیده میشوند. حجر در لغت به معنی منع است و در اصطلاح حقوقی عبارت است از منع شخص از تصرف در اموال و حقوق مالی خود و انجام دادن اعمال حقوقی، مانند عقد یا ایقاع. بنابر معنی محجور در حقوق، محجورین کسانی هستند که به علت صغر سن یا نقص یا اختلال قوای دماغی نمیتوانند در امور خود آزادانه تصرف کنند و اعمال حقوقی که برای حیات انسان لازم است انجام دهند و از این رو به حمایت های قانون گذار نیاز دارند. حجر را در مقابل اهلیت استیفا به کار میبرند و محجور کسی است که به علت نقص یا فقد اهلیت نمیتواند اعمال حقوقی را انجام دهد.
تعریف حجر چیست؟
در اصطلاح حقوقی حجر به معنی عدم اهلیت استیفاست و میتوانیم در تعریف آن بگوییم «حجر عبارت است از منع شخص به حکم قانون از اینکه بتواند امور خود را به طور مستقل و بدون دخالت دیگری اداره کند و شخصا اعمال حقوقی انجام دهد» و نیز «عدم توانایی قانونی شخص در اعمال و اجرای حقوق». حجر عبارت از ممنوع بودن شخص از دخالت در اموال و حقوق مالی خود از طرف قانون می باشد.
واژه حجر در لغت، به فتح و ضم و کسر (حاء) استعمال شده است، لیکن در حقوق امروز فقط به فتح اول به کار میرود و به معنی منع و بازداشتن است و به کسر یا ضم اول حرام را گویند، چون ممنوع است و عقل را حجر به کسر اول گفتهاند، چون انسان را از کارهای زشت باز میدارد، بنابراین میتوان گفت که حجر در لغت به معنای منع است.
انواع محجورین
در فقه امامیه اسباب متعددی را از موجبات حجر دانسته اند، اما معمولا فقهای امامیه در کتاب حجر، شش سبب را ذکر می کنند که اسباب شش گانه (سته) معروف اند. این اسباب عبارتند از: صغر – سفه – جنون – افلاس – مرض متصل به موت – رقیت (بردگی).
پس در فقه اقسام دیگری برای حجر و در نتیجه محجورین ذکر کردهاند، اما قانون مدنی ایران غیر از سه نوع یاد شده اشخاص دیگری را محجور نشناخته است. نکته قابل توجه در شناسایی انواع محجورین این است که از دیدگاه قانون مدنی حجر و منع مورد نظر به علت نقص یا فقد اراده و تمیز شخص محجور ایجاد می شود و قانون گذار افرادی را که به علت صغر سن یا نرسیدن به مرحله رشد یا اختلال قوای عقلی نقصی در اراده دارند یا فاقد اراده اند حمایت، و ممنوع از تصرف و محجور کرده است.
۱) صغیر
به کسی صغیر گفته میشود که نابالغ باشد، به عبارت دیگر وصف صغر در برابر کبر که صفت شخص بالغ است قرار میگیرد. همچنین میتوان کلمه صغر را در برابر بلوغ که صفت شخص بالغ است، به کار برد. در زبان عامیانه و نوشتههای غیرحقوقی به صغیر، کودک، خردسال، طفل و بچه میگویند.
۲) غیر رشید
واژه غیر رشید با سفیه مترادف است. سفیه در لغت به معنی جاهل و احمق است و در فقه و حقوق مدنی به کسی سفیه میگویند که عادت او اسراف و تبذیر در خرج است و تصرفات مالی او عاقلانه نیست. غیر رشید، کسی است، که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود، عقلایی نباشد.
۳) مجنون
مجنون کسی از که قوه عقل و درک ندارد و به اختلال کامل قوای دماغی مبتلاست، به عبارت دیگر، مجنون مختل المشاعر است. جنون عرفا دارای درجاتی است و برخی از دیوانگان حالت خطرناکی دارند، در صورتی که برخی دیگر آرام و بی آزار هستند. در برخی از کشور ها مانند فرانسه بین درجات جنون تفکیک قائل میشوند و متناسب با درجه آن قانون اعمال میشود. اما در حقوق ایران قانون گذار بدون هیچگونه توجهی به این درجات با استناد به ماده ۱۲۱۱ قانون مدنی میگوید: جنون به هر درجه که باشد، موجب حجر است.

محجور بعد از سن رشد
هیچکس را نمیتوان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود مگر آنکه عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد. سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام و در دختر نه سال تمام قمری است. اموال صغیری را که بالغ شده است در صورتی میتوان به او داد که رشد او ثابت شده باشد. جنون به هر درجه که باشد موجب حجر است.
حقوق مالی محجور
اعمال و اقوال صغیر تا حدی که مربوط به اموال و حقوق مالی او باشد باطل و بلااثر است معذالک صغیر ممیز میتواند تملک بلاعوض کند مثل قبول هبه و صلح بلاعوض و حیازت مباحات. مجنون دائمی مطلقاً و مجنون ادواری در حال جنون نمیتواند هیچ تصرفی در اموال و حقوق مالی خود بنماید ولو با اجازه ولی یا قیم خود لکن اعمال حقوقی که مجنون ادواری در حال افاقه مینماید نافذ است مشروط بر آنکه افاقه او مسلم باشد.
معاملات و تصرفات غیر رشید در اموال خود نافذ نیست مگر با اجازه ولی یا قیم او اعم از اینکه این اجازه قبلا داده شده باشد یا بعد از انجام عمل. مَعَذالِک تملکات بلاعوض از هر قبیل که باشد بدون اجازه هم نافذ است.
منبع: vakil.vip

