• امروز : دوشنبه - ۱۳ بهمن - ۱۴۰۴
  • برابر با : Monday - 2 February - 2026
3

زندگان می روند و جهاندار زنده است

  • کد خبر : 206859
  • 05 سپتامبر 2022 - 7:02
زندگان می روند و جهاندار زنده است

زندگان می روند و جهاندار زنده است.   محمود منطقیان ؛  “استاد ادب، مرد سخن از بَرِما رفت دانا و پژوهنده ی با مهر و صفا رفت شهری همه غمناک و در این سوگ نشسته دلها همه گریان شده، چون مرد وفا رفت…..م” ناگاه ضایعه ای رخ نمود که فکرش را نمی کردیم و خبری […]

زندگان می روند و جهاندار زنده است.

 

محمود منطقیان ؛ 

“استاد ادب، مرد سخن از بَرِما رفت
دانا و پژوهنده ی با مهر و صفا رفت
شهری همه غمناک و در این سوگ نشسته
دلها همه گریان شده، چون مرد وفا رفت…..م”

ناگاه ضایعه ای رخ نمود که فکرش را نمی کردیم و خبری آمد که انتظارش را نداشتیم و اندوهی فرا رسید که تابش را نیاوردیم و به سوگی نشستیم که طاقتش نداشتیم
حادثه سنگین و خبر ناگواری که بسی دردناک بود و جانسوز. خبر آمد که چهره محبوب و بلند آوازه، استاد اندیشه و ادب،مرد کتاب و قلم،استاد سخن و
تحقیق ،شمع انجمن فرهنگ ، ادیب و نکته دان و نکته سنج،فردوسی و مولانا شناس، حافظ شناس و سعدی شناس،،ادب دان و ادب شناس و ادب دوست،آموزگار فرزانه و فرهیخته، چهره برجسته جامعه و سیاست، خوشنام و مردمی، دکتر سید قادر لاهوتی، جان به جهان آفرین داد و کوچ ابدی کرد و از خانه خاک آزاد شد و آهنگ خانه جاویدان کرد.این حادثه چنان دردناک و ناگوار است که در باور نمی گنجد و زبان از بیانش ناتوان و نارسا است. بی گمان فقدان دکتر لاهوتی ضایعه ای جانکاه و سنگینی است و رفتن او از میان ما برای جامعه ادب و فرهنگ و اندیشه و مردم بسی گران و اندوه بار و جبران ناپذیر است.
استاد لاهوتی عمر گران مایه خویش را به تعلیم دانش و ادب گذراند و از دبیرستان تا دانشگاه،دانش آموزان و دانشجویان، از گنجینه دانش او بهره فراوان بردند و درس ها آموختند و هرجا بود با مردم بود و خانه او جای امن اهل نیاز بود و هر گز نیکی و یاری از کس دریغ نداشت. به راستی که جای خالی او را کس نگیرد و مثل او را یافتن و پروردن آسان نیست.او نه تنها مرد شناخته ادب و فرهنگ بود،مرد جامعه و سیاست و مردم هم بود و تا بود شیوه ی زندگی و آداب ویژه خود داشت و به همین روی هم در میان اهل ادب و فرهنگ و هم در میان مردم و جامعه، جایگاه بلند و قدر و منزلت شایسته داشت.هم تدریس می کرد و هم به کار سیاست می پرداخت،هم کتاب ها می خواند و هم از مشکل مردم گره می گشود و هم خانه و کتابخانه اش پر رونق و محفل اهل فکر و فرهنگ بود و هم زبان و درد مردم می دانست.چهره ای جامع که هم با جامعه و مردم و هم با کتاب و فرهنگ و ادب پیوند داشت و اکنون که از دنیای خاکی به جهان ایزدی سفر کرده است، با تاسف و اندوه بسیار جای خالی و درد فقدان او را دردمندانه حس می کنیم.
اما چه سعادتی از این بالاتر که ساده و بی آلایش و بی آزار و نیکوکار زیست و گرد گناه و بدنامی بر دامنش ننشست و انبوه بی سابقه مردم در سوگ او نشستند و به استقبال و بدرقه اش رفتند وچه نیکوست که انجام کار انسان نیک و نیکنامی باشد و او این سعادت را یافت که نیک و نیکنام زندگی کند و خوشنام از این جهان بار بر بندد.
اما دوستان بدانند گرچه مدتی در کار سیاست، بین ما اختلاف و جدایی افتاد و بنده تقصیر همه آنچه را که پیش آمد برعهده می گیرم و می پذیرم و استاد لاهوتی را مبرا می دانم ،اما هرگز پیوند دوستی، اخلاقی، عاطفی و دیدار بین ما و استاد نگسست و تا او بود این پیوند و دیدار و دوستی و برادری برجای بود و در آعاز هرسال نو به همراه یک دوست برای عرض تبریک به خدمت دوست گرامی می رسیدیم و عید نوروز را خدمتشان تبریک می گفتیم و دیدار تازه می کردیم و یاد او همواره در دل و جان ما زنده است و چراغی است که هر گز خاموش نشود.

اما امروز آن کسانی که برخلاف انصاف و عدالت و وجدان سالم، بر صلاحیت شخصیتی فرهنگی و انسانی بزرگ و شرافتمند و اهل ادب و تحقیق،خط رد می کشیدند و راه خدمت به مردم را ناجوانمردانه بر او می بستند اکنون که خیل عظیم مردم را در استقبال و بدرقه او دیدند،باید عرق شرم بریزند و از خطای بزرگی که کرده اند،پشیمان و شرمنده باشند،چون در روز خاکسپاری روشن شد که تایید صلاحیت واقعی و عادلانه در صلاحیت مردم است و نه در صلاحیت آنها که نخست انصاف در خود کنار نهادند و به خویش ستم کردند و بعد به استاد و جامعه ای که مشتاق و دوستدار او بود، ستم روا داشتند. اما باید دانست که کسانی که ظلم می کنند،به قول نلسن ماندلا از نظر روحی بیمارند و باید به حال آنها دل سوزاند و آن ها را بخشید ، چون عمل شان از روی بیماری است و نه از روی اختیار و بی گمان هیچ انسان سالمی ظلم نمی کند و حقی را نادیده نمی گیرد.
اما دوستان باید امیدوار باشند و بدانند که خورشید همواره پشت ابرها نخواهد ماند و یلداها می آیند و می گذرند و امیدوار باشند که روزی دیوار انحصار خواهد شکست و بانگ آزادی و شادی برخواهد آمد و آنها که ستم روا می دارند، از بام بد نامی فرو خواهند افتاد و کوس رسوایی شان به صدا در خواهد آمد و این قانون زندگی و سنت تاریخ است که دیر و زود دارد اما تخلف و تردید ندارد.
به قول حضرت مولانا:

“لطف حق با تو مداراها کند
چونکه از حد بگذرد رسوا کند”

یا به گفته ی حافظ:

” ز مهربانی جانان طمع مُبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند.”

و خوبان به یقین بدانند که تنها نیکی ماند و نیکی هم بهترین یادگار انسانهاست:

” بر این رواق زبر جد نوشته اند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند.”

و به فرموده فردوسی بزرگ، به دست آوردن برتری از راه ناسزا سرانجامش تیرگی و پشیمانی و بر حال خود گریستن است.

” بزرگی که فرجام آن تیرگی است
بر آن برتری بر،بباید گریست”

استاد لاهوتی تا بود همدم کتاب و شعر و ادب بود و منش مردمداری و گره گشایی را از دست ننهاد و امروز نیز سرافراز و خوشنام به دیدار دوست و جهان برتر شتافت و اما در دل و یاد مردم تشنه آزادی و عدالت زنده و پاینده خواهد ماند و چراغ راهش همواره پر نور و روشن است.
اینجانب دردمندانه و سوگمندانه و با دلی سرشار از اندوه، ضایعه جانسوز درگذشت استاد ادب و فرهنگ و اُسوه شرافت و انسانیت، دکتر سید قادر لاهوتی را به خانواده محترم ایشان و همه دوستان و جامعه فرهنگی و مردم شریف استان کهگیلویه و بویراحمد و دوستان کشوری تسلیت عرض می کنم و امید است که همواره از زندگی و دانش و روش آن استاد ارجمند برای زندگی خود سرمشق گیریم و بهره ها ببریم.
یادش زنده و چراغ راهش همواره فروزان باد.

محمود منطقیان۱۴۰۱/۶/۱۴

لینک کوتاه : https://fanooszagros.ir/?p=206859

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.