علیرغمِ همه امیدهایی که به انقلاب اسلامی میرفت حکومت همچنان متولی و مفسرِ حقیقت باقی ماند. هرنهاد یا احدی ازاعضاء جامعه که روایت حکومت را به چالش میکشید بالطبع مورد غضب قرارمیگرفت. حکومت ازطریق رسانههایی که درانحصارش است ازجمله صدا و سیما سعی میکند صرفا هرچه را که خود حقیقت میپندارد و بنفعش است بمردم انتقال دهد. اما برای نخستین باردرتاریخ طولانی ایران نهادی ظهورکرده که انحصارروایتهایِ حکومتی را بچالش کشیده. با این تفاوت که مثل گذشتهها زور حکومت به آن نرسیده و نمیتواند باتهامِ “تشویش اذهان عمومی”، “تبلیغ علیه نظام” یا “اقدام علیه امنیت ملی” دهانش را بسته و زندانی اش نماید.نام این”ناجیِ”بزرگ ازچنگال ستمی که قرنها حکومتها درایران برمردم روا میداشتند اینترنت و فرزند والاگهرش “فضای مجازی” میباشد. بکمک معجزه فضای مجازی مردم برای نخستین بار درطولِ تاریخِ کهن ایران موفق شدهاند روایتی غیرازروایت حکومت را هم بشنوند. آثارفکری، فرهنگی، معرفتی و تمدنی این تحول بمراتب با اهمیت تراز نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی خواهد بود. بالطبع هرقدرکه مردم، بالاخص اقشار و لایههای تحصیلکرده جامعه از امکانِ دستیابی به روایت غیرحکومتی استقبال میکنند، حکومت و نهادهای وابسته بقدرت ازآن متنفربوده وبهرشکلی که بتوانند سعی درمحدود ساختن و کنترل آن مینمایند.طرح “صیانت” ازجمله تلاشهای آنان برای ایجاد محدودیت فضای مجازی میباشد. اما هرقدر که تلاشهای قبلی پیرامون ویدیو یا ماهواره توانست موفقیتی بهمراه آورد، تلاش درایجاد محدودیت برای فضای مجازی هم نخواهد توانست موفقیتی کسب نماید. جامعه مدنی درایران بمراتب ریشه دارترازآنست که بتوان بابراه انداختن “اینترنت ملی”،”فیلترینگ”یا “طرح صیانت” وضعیت چین یا بطریق اولی کره شمالی یا کوبا را درایران حاکم نمود. بماند پیشرفت تکنولوژی که مانع دیگری بر سر راه حکومت درایران میباشد.


خیلی از اینا که از با طرح صیانت مخالفت می کنند اصلا نمی دونن این طرح دقیقا چیه و حتی نگاهی به لایهه و مفادش هم نکردن