سمفونی شگفتانگیز شب و شیدایی حمیدرضا نظری؛ نسیم دلانگیز و شادی بخش شبانگاهی، همراه با رقص لطیف و ملایم گلها و چشمک و زمزمه شیرین ستارگان و انعکاس چشمنواز ماه در آب، به نرمی در شهر به حرکت درمیآید و پس از عبور از خیابانها و کوچههای خیس و بارانخورده و نوازش چهره مردمانی خسته […]
این روزها دلم برای بوسهای تنگ میشود به قلم حمیدرضا نظری ؛ این نوشته، نگاهی ادبی و هنرمندانه به ویروس مرگبار و ناشناختهای دارد که اینک مردمان جهان را هراسان کرده است؛ حکایت مادران مهربان ایران زمین و قصهها و غصهها و لالاییهای فرشتگانی است که با خود آرامش را به ارمغان میآورند. *** اینک […]
داستان خیال انگیز سفر عاشقانه من و پروانه حمیدرضا نظری، نویسنده معاصر و کارگردان تئاتر؛ در سحرگاه و در تاریک و روشن هوای شهرم و درآستانه نوروز روح نواز و شادی بخش، در جست و جوی خانه دوست، از کنار شکوفههای بهاری می گذرم و در پیاده رو خیابانی طولانی قدم می […]