“تحلیلی بر قتل دکتر داوودی متخصص قلب در یاسوج”
در قتل مرحوم دکتر داوودی همه ما مقصریم!!!
دکتر امین الله بابویی در یادداشتی نوشت:
در وقوع خشونت هیچ گاه نمی توان قربانی خشونت را سرزنش کرد، چون این روش نوعی توجیه خشونت و میدان دادن به مرتکبان خشونت است.تردیدی نیست که در نظام سلامت کمبودها و کاستی های فراوان هست که جان و سلامت مردم و بیماران را به خطر می اندازد و دسترسی به سلامت را دشوارمیکند.امام مردم و مراجعین از این نظام پر حاشیه سلامت فقط پزشکان ،پرستان و کادر زحمتکش درمان را می بینند و خشم و عصابنیتشان را متوجه انها میکنند.حتی برخی از سیاسیون، دانشگاهیان ، منتقدان و رسانه ها هم در مسیله سلامت ، روی عاملیت پزشکان متمرکز می شوندو ساختاری را که بوجود آورنده چنین وضعیتی هست را نادیده میگیرند.این مقصر انگاری پزشکان ، برخی مسیولان و سیاسیون را هم تشجیع کرده که پزشکان را مسبب مشکلات نظام سلامت معرفی کنند و به انها بتازند.اگر بفرض اشتباهی یا ضعفی در عملکرد ، رفتار برخی پزشکان هم مشاهده میشود در وهله اول هم متوجه نظام آموزش پزشکی و در وهله دوم پزشکان در سیستمی کار میکنند که مشحون از مشکل و فقدان امکانات و کمبود نیروی انسانی، بی انگیزشگی پرسنل، سیاستزدگی نظام سلامت، عدم شایسته گزینی در مدیریت سلامت و…. می باشد و در این سیستم معیوب پزشک مجبور هست با امکانات موجود کار کند مه بدیهی هست همیشه نتیجه ایدئال نخواهد بود.ولی باید بدانیم پزشکان مسیول اشتباهات و کاستی های نظام سلامت نیستند و آنها هم از این نابسامانی ها رنج میبرند و ناراضی اند.مطمعنا عاملی که باعث شکل گیری نارضایتی مراجعین و بیماران نسبت به نظام سلامت شده هست عدم مسیولیت پذیری مدیران نظام سلامت می باشد که متاسفانه پزشکان، پرستاران و کادر درمان به عنوان اولین مواجه شونده با انها مورد خشونت قرار میگیرند و به نحوه های نامطلوبی چه به صورت زبانی و چه به صورت فیزیکی مورد بی احترامی قرار میگیرند.و این را هم نباید از نظر دور داشت در جامعه ای که درگیر انواع مشکلات هست و سرخوردگی، ناکامی و تبعیض و بی عدالتی به تجربه روزمره تبدیل شده تحمل و مدارا کمتر می شود و خشونت در تعاملات اجتماعی مانند پزشک – بیمار هم امکان وقوع بیشتری پیدا میکند. و اینکه تصویری که از پزشکان در ذهن جامعه شکل گرفته،تصویری است که الزاما با واقعیت انطباق ندارد.عموما پزشکان را یک گروه ثروتمند و پرمدعا می شناسند که برای جان بیمار ارزشی قایل نیست و مسئولیت حرفه ای و اخلاقیشان را فراموش کرده اند.این تصویر گرچه در مورد بعضی از پزشکان شاید وجود داشته باشد ولی واقعیت انبوه پزشکان دستمزدشان در حد کارمند دون پایه دولت می باشد و بسیاری از متخصصین جوان با سختی های زیادی در تامین معاش رو به رو هستند،و تمام این ذهنیتها عامل بروز حوادث ناگوار میشود.
پزشکی ماهیتاً شغلی استرس زاست و پزشکان نیز همچون سایر گروه های شغلی نیازمند امنیت و آرامش هستند. از طرفی طبابت و درمانگری نیازمند محیطی امن و امان و با ثبات است که پزشکان بتوانند به بهترین وجه دانش و تجربه خود را در معالجه بیمار به کار بندند و بیماران به حق خود یعنی برخورداری از حداکثر تلاش کادر درمان برای بهبود بهره مند شوند. برای برقراری چنین شرایطی لازم است خشونت علیه کادر درمان به عنوان یک مسأله مهم در حوزه سلامت شناخته شود و تمهیدات مختلف برای پیشگیری از آن اندیشیده شود. بخشی از این تلاش پیشگیرانه لازم است برای کنترل خشم مهاجمان و مرتکبان خشونت به کار گرفته شود و بخشی دیگری هم البته مصروفِ اصلاح رابطه پزشک و بیمار گردد.و بخشی از کار هم باید توسط مدیران سلامت در جهت تامین امکانات لازم برای پزشکان و مراجعین و دوری از سیاست زدگی سلامت باشد.
امین الله بابویی
دکتری مدیریت بهداشت و درمان
آبان ۱۴۰۳

