با این وجود، نتایج مطالعه برخی از نکات منفی را نیز به همراه داشت؛ از جمله اینکه افکار فرد مبتلا به «سندروم فریبکار» میتواند مانع تلاش کسانی شود که از آن رنج میبرند، زیرا ممکن است نتوانند از تمام توانمندیهای خود برای ادای بهترین عملکرد استفاده کنند.در آزمایش دوم، پروفسور توفیق و تیم تحقیقاتی او سطوح «سندروم فریبکاری» را در میان تعدادی از پزشکان آموزش دیده ارزیابی کردند و تأثیر آن را بر رفتار آنها با بیماران قلابی آزمایش کردند.
نتایج نشان داد که پزشکانی که سطوح بالاتری از این سندروم را داشتند، به احتمال بیشتری اظهاراتی مبنی بر تأیید درد بیمار، پرسیدن سؤالات بعدی، تکان دادن سر و دستها، برقراری تماس چشمی و صحبت با لحنی مطلوب داشتند.
او همچنین تاکید میکند که افراد مبتلا به این سندروم در همه مشاغل – نه فقط کارمندان اداری – ناخودآگاه سعی میکنند احساس «نارسایی و اعتماد بهنفس» خود را با شخصیتپذیری و رفتار آسان جبران کنند.اما پروفسور توفیق تاکید کرد که نتایجی که وی به آن رسیده است به این معنی نیست که سندروم فریبکاری چیز خوبی است، بلکه میتوان تحقیقات و مطالعات بیشتری انجام داد تا چگونگی کاهش استرس و اضطراب ناشی از آن را دریابیم.

