طراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : یکشنبه ۲۸ بهمن, ۱۳۹۷ | کد خبر : 93091 | نویسنده : sajad |
  •   

    نایب رئیس شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان تأکید کرد: ایادی و عوامل بیرونی‌ها در داخل هم روی یک مسئله کار می‌کنند و آن ایجاد اختلاف، چند دستگی و شکستن انسجام ملی است، زیرا اعتماد متقابل دولت-ملت برای آنها بسیار خطرناک است و ضربه زدن به این مهم را یک اصل می‌دانند

    فانوس زاگرس؛

    فانوس زاگرس؛

     

     

    به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فانوس زاگرس ، عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور  دولت اصلاحات معتقد است بعداز چهل سال حکومتداری باید به این نتیجه رسیده باشیم رمز پیروزی این است که بدون لکنت دیدگاه‌ها بیان شود و تفسیر نامناسب باعث بسیاری از مشکلات می‌شود و برای اینکه راه انقلاب تدوام پیدا کند، وابسته به اعتماد عمومی است.

     

    درباره چالش پیش روی انقلاب در دهه پنجم با موسوی لاری به گفت‌وگو نشسته ایم در ادامه می‌خوانید.

     

    موسوی لاری

     

    مردم استقلال ملی، آزادی و حضور بی‌دغدغه در عرصه‌های مختلف سیاسی اجتماعی می‌خواستند

     

    ***چهل سال از انقلاب گذشته است؛ مردم آرمان‌هایی را در آن زمان مطرح کردند و پشت سر امام راه افتادند، از آن خواست‌ها و اهداف به چه میزان امروز در جامعه ما جاری و ساری است؟

    موج اول نضهت از سال‌های ۴۱ و ۴۲ شروع شد و با تبعید امام به ترکیه و نجف ادامه پیدا کرد و تا سال ۵۶ مبارزان زیادی به صحنه آمدند و فعالیت کردند. موج دوم نهضت که از سال ۵۶ شروع شد دقیقا آن اندوخته‌های ۴۲ تا ۵۶ خودش را نشان داد؛ بیانیه‌ها و افشاگری‌های حضرت امام در طول این مدت و نیروهای مبارزی که از حوزه و دانشگاه آمده بودند فضا را به سمتی بردند که از سال ۵۶ تا ۵۷ به فاصله نسبتا یکسال و چند ماهه آن حکومتی که تصور می‌شد هیچ وقت تکان نمی‌خورد، دچار مشکل شده فرو پاشید و از گردونه خارج شد.

    خواست‌های مردم از ۴۲ تا ۵۷ همان شعارهایی بود که در راهپیمایی‌ها می‌دادند. مردم استقلال ملی، آزادی و حضور بی‌دغدغه در عرصه‌های مختلف سیاسی اجتماعی می‌خواستند به همین دلیل هم اگر کسی از من بپرسد من خواهم گفت که کل خواسته‌های مردم به استقلال و آزادی در قالب نظامی که هم حضور مردم در آن دیده شود و هم باورها و اعتقادات اسلامی مردم مورد احترام قرار بگیرد، خلاصه می‌شود.

    با این توصیف جمهوری اسلامی خواست عمومی تمامی کسانی بود که به صحنه مبارزه با رژیم شاهنشاهی آمده بودند و در این خواست یعنی استقلال ملی، آزادی و جمهوری اسلامی شریک بودند هر کسی هر حزبی هر فردی گرایشات خودشان را داشتند اما بالاخره همه روی این مساله متفق بودند و خواسته عموم بود.

    بهمن ۵۷ تا بهمن ۵۸ سال‌هایی بود که خیلی از این خواست‌ها از نظر ساختاری پشت سر هم محقق شد شاید کمتر در دنیا انقلابی شکل گرفته باشد که دو یا یک ماه بعد رهبران آن مردم را دعوت کنند برای نوع نظامی که می‌خواهند انتخاب کنند رفراندوم برگزار کنند.

    مسیر تحققق آرمان‌های مردم آماده شده بود تا اینکه جنگ آغاز شد

    معمولا نیروهای پیشتاز و انقلابی مسیر خودشان را دنبال و از مردم می‌خواهند آن‌ها را تعقیب کنند. انقلاب اسلامی راه را باز کرد، مردم برای تغییر نظام و سپس برای تدوین قانون اساسی به پای صندوق‌ها آمدند و منتخبان خودشان را انتخاب کردند که قانون اساسی را تدوین کنند؛ حتی دوباره بعد از اینکه منتخبان مردم قانون اساسی تدوین کردند، آن را باز به آرای مردم گذاشتند.

    به دنبال تدوین قانون اساسی، ریاست‌جمهوری انتخاب شد و بعد در اواخر زمستان سال پنجاه و هشت انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شد و از خرداد سال ۵۹ نخستین مجلس شورای اسلامی آغاز به کار کرد. یعنی همه آن چیزی که باید برای تحقق آرمان‌های مردم ساختار سازی می‌شد، صورت گرفت.

    مجلس در شرایطی آغاز به کار کرد که همه چیز تقریبا تعیین تکلیف شده بود. در آن زمان ریاست جمهوری، شورای نگهبان، قوه قضائیه، ارتش و سپاه شکل گرفت و مسیر برای این که آرمان‌های مردم تحقق پیدا کند آماده شده بود تا این که جنگ آغاز شد.

    جنگ را با سربلندی و با حفظ استقلال و آزادی پشت سر گذاشتیم

    هنگامی که جنگ شروع می‌شود به طبع بخشی از آن چیزی که قرار بود محقق شود با مشکل رو‌به‌رو می‌شود و بخشی از  برنامه‌هایی که برای توسعه تدوین شده است، مغفول می‌ماند.

    در شرایط جنگی، مسائل کشور دستخوش تعییراتی می‌شود؛ در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چه بین‌المللی و چه داخلی شرایط ویژه‌ای به وجود می‌آید که خاص دوران جنگ است.

    امروز برکسی پوشیده نیست هشت سال دفاع مقدس برگ زرینی در تاریخ کشور است. مردم ما یک مقاومت جانانه در برابر دشمنانی که می‌خواستند خاک این کشور را به یغما ببرند داشتند، آنها با تمامی سختی‌ها و مشکلاتی که پشت سر گذاشتند یک وجب از خاک ایران به دشمن ندادند. ما جنگ را با سربلندی و با حفظ استقلال و آزادی پشت سر گذاشتیم.

    امروز معتقدم در آن سال‌ها ( ابتدای جنگ و انقلاب)  آزادی عمل بیشتری داشتیم روزنامه‌ها مشغول به کار بودند، احزاب فعالیت می‌کردند و انتخابات که نماد و مظهر حضور مردم بود، بدون هیچ مشکلی برگزار می‌شد

    انتخابات مجلس دوم و سوم در دوران جنگ برگزار شد، این دو مجلس کار خود را بدون کوچکترین وقفه‌ای آغاز کرد و ادامه داد؛ این امر نشان‌دهنده این است که جمهوری اسلامی در جهت تحقق خواسته‌های سیاسی، اجتماعی و آرمان آزادی‌طلبی مردم مسیر  درست و روشنی را برگزیده است.

    مردم ایران از سال‌های قبل از مشروطه به دنبال عدل و عدالت بودند

    عمده محدودیت‌های دوران جنگ به مسائل اقتصادی بازمی‌گردد، البته سایر حوزه‌ها هم بی‌تاثیر از جنگ نبودند و تا حدودی تحت تاثیر آن قرار گرفتند.

    جمهوری اسلامی در مسیر آرمان‌های ملت قدم برداشت اما دقت داشته باشیم که آرمان‌گرایی یک بحث است رسیدن به آن‌ها بحث دیگری. ملت ما همیشه آرمان‌های بلندی داشته است از سال‌های قبل از مشروطه به دنبال عدل و عدالت بودیم برای همین هم مردم در آن زمان بحث عدالتخانه را مطرح کردند و به سراغ مشروطه رفتند زیرا عدالت مسئله اصلی مردم بوده است .

    مردم از انقلاب اسلامی عدالت و برابری را می‌خواستند و می‌خواهند، از درون جمهوری اسلامی هم آن را مطالبه می‌کنند.

    نمی‌توانیم ادعا کنیم همه آن‌چیزی که می‌خواستیم را محقق کرده‌ایم

    قطعا نمی‌توانیم ادعا کنیم همه آن‌چیزی که می‌خواستیم را محقق کرده‌ایم اما انقلاب به آن سمت حرکت کرده است، البته مشکلاتی هم داشته‌ایم بعد از گذشت ۴۰ سال آن چیزی که مشکل‌زا است این است که ساختارهایی که در قانون اساسی دیده شده به شکل کامل زمینه اجرایی پیدا نکرده است که اگر آن ساختارها اجرایی شوند،  موانع پیشروی آرمان‌ها به حداقل می‌رسد.

    برخلاف بعضی‌ها که می‌گویند قانون اساسی باید اصلاح شود زیرا جواب نمی‌دهد، من معتقدم باید از ظرفیت‌های این قانون استفاده کنیم چون ما آنطور که باید از آن‌ها استفاده نکرده‌ایم.

    مثلا در همین بحث رابطه شرکت مردم در صحنه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باید حضورشان به رسمیت شناخته شود یعنی محور بودن مردم در تمامی این شئون باید نشان داده شود.

    تفسیر نامناسب از قانون اساسی باعث مشکلات می‌شود

    اعتقاد دارم تفسیر نامناسب از قانون اساسی باعث مشکلات می‌شود که اگر این نگاه اصلاح شود، می‌توانیم از فرصت‌هایی که قانون اساسی در اختیار ما قرار می‌دهد، بنفع آرمان‌های ملی و تحقق مردم‌سالاری و عدالت استفاده کنیم.

    به طور مثال اصول ۱۰۱ تا ۱۰۷ مربوط به شوراهای کشوری از پائین‌ترین سطوح تا بالاترین ارکان تصمیم‌گیری است. زمانی که ما در دولت حضور داشتیم، با تمامی موانعی که بر سر راه‌مان قرار داشت، قانونی را برای اینکه شوراها را تقویت کند، به مجلس فرستادیم که این شوراها از نقش تشریفاتی به نقش‌های تاثیرگذاری خود برسند.

    نمایندگان شورای نگهبان نظراتی را بیان کردند که گفتیم اگر ادامه پیدا کند، همین قانون موجود هم محدود می‌شود بنابراین دیگر آن را تعقیب نکردیم‌. همین مورد نقص است دیگر، یعنی ما می‌توانستیم از قوانین برای مشارکت هرچه بیشتر استفاده کنیم اما تفسیر خاص مانع از این کار شد.

    در مقاطعی روزنامه‌ها و مطبوعات بصورت انبوه بدون رعایت آیین دادرسی تعطیل شدند، درصورتی که قانون اساسی برای رسیدگی به اتهامات مرتبط با مطبوعات شیوه خاصی پیش‌بینی کرده است اما تصمیم‌گیران توجه نکردند که این نقطه ضعف است و ما همه باید این را بپذیریم.

    در زمینه عدالت اقتصادی وجود بنگاه‌های بزرگ دولتی عرصه را بر بخش خصوصی تنگ کرده است و مانع فعالیت این بخش شده است، هنگامی که بخش خصوصی نتواند آنطور که باید و شاید فعال باشد، همه چیز متمرکز می‌شود و انحصار به وجود می‌آید که ممکن است زمینه رانت به وجود بیاورد .

    رانت‌خواری در تعارض با عدالت است، اگر اقتصاد رانتی شود و یک عده خاص از آن استفاده کنند، عدالت قربانی می‌شود.

    موسوی لاری

    مسئولان به جای پاسخگویی به کلی‌گویی و توجیه بسنده می‌کنند

    ***مردم مطرح می‌کنند در زمان انقلاب و جنگ پاسخگویی مسئولان بیشتر از امروز  بوده است اما درحال حاضر این گونه نیست و نمی‌دانند پاسخ سوالات خود را چگونه دریافت کنند؟

    نمی‌شود این عدم پاسخگویی را مطلق فرض کرد، اما یکی از ضعف‌هایی که دستگاه‌های مختلف اجرایی، قانونی و قضائی دارند همین است؛ یعنی یک کانال یک طرفه تشکیل شده است و آن‌هایی که باید پاسخگو باشند یا به کلیات بسنده می‌کنند و یا اینکه سعی می‌کنند مسائل را توجیه کنند.

    شفافیت یکی از اصولی است که همه باید به آن پایبند باشند، اگر دستگاهای اجرایی کشور به شفافیت پایبند باشند و مردم بتوانند آن چیزی که اتفاق میافتد را ببینند، قطعا ریشه‌های فساد خشکیده و رانتخواری به حداقل می‌رسد، اینگونه عدالت هم قابل دستیابی می‌شود.

    امروز که دیگر نمی‌شود چیزی را از مردم پنهان کرد، باید دولت، دستگاه‌های قضایی و قانون‌گذاری ما شفاف‌سازی کنند و همه تصمیمات را در اختیار دید مردم قرار دهند.

    تا زمانیکه در محیط‌های بسته تصمیمات گرفته شود، شفافیت لازم را مشاهده نخواهیم کرد

    مردم باید بدانند نقاط ضعف و قدرت تصمیم‌گیران چیست؛ هنگامی که پی ببرند مشکل از کجاست یا قانع می‌شوند یا نمی‌‌شوند درصورتی که پاسخ مناسبی دریافت نشنوند با مسئول متخلف برخورد می‌کنند.

    متاسفانه ضعفی که در بعضی از مسئولان وجود دارد این است که تصمیمات را در محیط‌های دربسته می‌گیرند و تا هنگامی که در چنین محیط‌هایی تصمیمات گرفته شود، آنطور که باید و شاید شفافیت را مشاهده نخواهیم کرد.

    مسئولان و تصمیم‌گیران جامعه باید بدانند تا زمانی که شفافیت وجود نداشته باشد و یا به جای اینکه مشکلات و معضلات را صمیمانه با مردم در میان بگذارند آن‌ها را پنهان کنند، راه حل مناسبی پیدا نخواهند کرد. هنگامی که گفته شود چه معضلات و مشکلاتی وجود دارد قطعا مردم با آن‌ها همراهی و همدردی خواهند کرد اما زمانی که  شروع به توجیه کنند، نتیجه‌اش بی‌اعتمادی می‌شود.

    در این شرایط آن چیزی که جامعه به عینیت و واقعیت مشاهده می‌کند یک چیز است و اظهار مسئولان چیز دیگری است. بنابراین شفافیت و شفاف‌سازی کارکردها یکی از چیزهایی است که اگر تصمیم‌گیران ما بپذیرند انجام دهند و مردم هم به این باور برسند که چیزی از آنها مخفی نمی‌شود، اعتماد و اطمینان به وجود می‌آید.

    مسئولان از اینکه مردم انتقادات‌شان را صریح مطرح کنند، خیلی خوش‌شان نمی‌آید

    ***می‌توانیم با رفتارهایی که این روزها از برخی از تصمیم‌گیران مشاهده می‌کنیم به این نتیجه برسیم که مسئولان از مردم فاصله گرفته‌اند؟

    داوری کلی نمی‌توانیم داشته باشیم، اما مسئولان بخصوص در بخش‌های اجرایی و قضائی ارتباط‌شان با یک‌سری دست‌اندازها رو‌به‌رو شده است. مثلا مسئولان ما شاید از اینکه مردم بسیار صریح انتقادات‌شان را مطرح کنند، خیلی خوش‌شان نمی‌آید به همین دلیل سعی می‌کنند در مواجهه با مردم احتیاط کنند و در جمع‌هایی که به آنها انتقاد می‌کنند کمتر حاضر می‌شوند و این امر جنبه منفی دارد.

    بعد از چهل سال تجربه حکومتداری باید به این نتیجه رسیده باشیم که تداوم راه انقلاب وابسته به اعتماد عمومی است که از طریق شفافیت، تماس با مردم و پذیرش خطاها و اشتباه‌ها معنا پیدا می‌کند.

    باید واقعیت‌ها را با مردم درمیان گذاشت زیرا آنها هنگامی که بدانند چه اتفاقاتی رخ داده است، محذورات مسئولان را متوجه می‌شوند.  متاسفانه این رفتارها (عدم شفافیت) در ما مسئولان وجود دارد و همین است که گله‌مندی‌هایی را به وجود آورده است.

    وظیفه مسئولان این است که به صورت شفاف پاسخگوی مردم باشند

    ***در شرایط فعلی صحبت کردن مسئولان با مردم چقدر می‌تواند کمک‌کننده باشد و از بار روانی که بر دوش مردم است، چه میزان می‌تواند بکاهد؟

    اتفاقا رئیس‌جمهور ، وزرا و اعضای هیات دولت که بار اصلی بر روی دوش آنان است، صرفا نباید گفت‌وگوی یکجانبه داشته باشند؛ بله اینکه مسئولان کارکردها را در اختیار مردم قرار دهند، کار خوبی است اما واقعیت مسئله این است که شناسایی مشکلات و نشستن در یک گفت‌وشنود می‌تواند مشکلات را حل کند و این کاری است که ما باید انجام دهیم.

    به طور مثال وزیر جهاد کشاورزی بیاید به راحتی با مردم درمیان بگذارد مشکل گوشت چیست. به صورتی که برای مردم ملموس باشد مطرح کند چه کارهایی انجام داده و چه اقداماتی صورت گرفته است تا مردم متوجه شوند مشکل از چیست.

    اینکه مردم بروند برای گرفتن یک کیلو گوشت صف بایستند چقدر با شأن مردم و انقلاب سازگاراست؟

     وظیفه مدیران است که مشکلات را برطرف کنند و شفاف هم بگویند چه اتفاقاتی افتاده است. اما وقتی در یک فضای رمز آلود مسائل دنبال شود و مردم جواب را دریافت نکنند معلوم است  گله‌مند می‌شوند.

    مسئولی که بداند زیر ذربین افکار عمومی قرار دارد،‌حواسش را بیشتر جمع می‌کند

    ***سوالی که پیش می‌آید این است که آیا در صورت تداوم این حس  بین مردم  که مسئولان پاسخ درستی به آن‌ها نمی‌دهند، می‌توانیم بگوییم کهامسال هم مانند سال گذشته با مشکلات زیادی روبرو خواهیم شد؟

    هنگامی که ما در شرایط تحریمی قرار داریم و با مشکل خرید رو به روهستیم و با معضل فروش نفت دست و پنجه نرم می‌کنیم و نقدینگی در اختیار نداریم، طبیعی است کل کشور با یک سری کمبودها رو به رو شود اما این سوال را دولت و مدیران جواب دهند آیا این مشکلاتی که امروز به صورت ملموس خود را نشان می‌دهد همه به دلیل فشار و تحریم است یا در این قصه بعضی از ندانم‌کاری‌ها و تصمیمات غلط دخالت دارد؟

    اگر در این مورد یک فضایی باشد که هم دولت و هم مردم نظرات خود را بگویند قطعا این مشکلات به حداقل می‌رسد.

    وقتی مسئولی بداند زیر ذربین افکار عمومی قرار دارد قطعا حواسش را بیشتر جمع می‌کند تا این که بداند به هیچ‌کس قرار نیست پاسخ دهد.

    زمینه‌ساز فساد دو چیز است؛ عدم شفافیت و رانت

    ***یکی از گلایه‌های مردم این است که باتوجه به اینکه نظام ما یک نظام مبتنی بر اسلام است و یکی از شعارهای انقلاب مبارزه با فساد بوده است، امروز با گذشت ۴۰ سال هنوز فساد وجود دارد، ما روز به روز ابعاد گسترده‌تری از آن را در جامعه مشاهده می‌کنیم، چرا نتوانستیم آنطور که باید و شاید با فساد مقابله کنیم؟

    زمینه‌ساز فساد دو چیز است عدم شفافیت و رانت. اگر ما زمینه‌های رانت را از بین ببریم قطعا فرصت رانت‌خواری به وجود نخواهد آمد و اگر این فرصت به ملت داده شود در یک فضای شفاف بتوانند با دولت مواجه شوند، بخش قابل توجهی از عواملی که منجر به فساد می‌شود، دیگر صورت نمی‌گیرد.

    امروز بحث‌هایی در رابطه با پولشویی صورت می‌گیرد که یکی از ‌روزنه‌های فساد است شما اگر مسائلی که پیرامون رانتخواران امروز مطرح می‌شود را دنبال کنید، خواهید دید که  رانتخواری نتیجه همین دو مسئله است.

    موسوی لاری

    دلیلی ندارد سلیقه‌ای حق مطلق شود و دیگر سلیقه‌ها سرکوب شوند

    ***ما در زمان انقلاب و جنگ دشمن را می‌شناختیم و می‌دانستیم در خارج از کشور است اما برخی معتقدند امروز عده‌ای در داخل رفتارهایی را انجام می‌دهند که دست کمی از دشمنان خارجی ندارد این اختلاف داخلی چه آسیب‌هایی را می‌تواند به ما برساند؟

    قطعا، اعتماد عمومی و دلبستگی ملت و دولت زمینه همکاری‌ها را فراهم می‌کند.

    معتقدم همان ایادی و عوامل بیرونی‌ها در داخل هم روی یک مسئله کار می‌کنند و آن ایجاد اختلاف، چند دستگی و شکستن انسجام ملی است، زیرا اعتماد متقابل دولت-ملت برای آنها بسیار خطرناک است و ضربه زدن به این مهم را یک اصل می‌دانند.

    اعتقاد دارم همه آنهایی که نمی‌گذارند جامعه ما به سمت یک وحدت و یکپارچگی پیش برود دانسته و یا ندانسته در دامی افتاده‌اند که بیرونی‌ها می‌خواهند،‌ آنها هدف‌شان این است که این جامعه روی انسجام نبیند، در داخل هم یک عده شروع کرده‌اند به حذف، تخریب و ایجاد کینه و نفرت بین آحاد جامعه که این کار بسیار خطرناک است و می‌تواند مشکلاتی را برای ما به وجود بیاورد.

    توجه داشته باشید هنگامی که تعدد احزاب را پذیرفتیم، یعنی پذیرش‌گر تعدد سلایق مختلف هستیم پس دلیلی ندارد یک سلیقه‌ای بشود حق مطلق و دیگر سلیقه‌ها سرکوب شوند، باید همه نظرات پذیرفته شود.

    در حال حاضر ندای اصلاح‌طلبی، با مقامت روبرو می‌شود

    ***امروز در داخل و خارج عده‌ای دست به تخریب اصلاح‌طلبان میزنند و عده‌ای بیان می‌کنند تا اصلاح‌‌طلب‌ها هستند نظام هست آیا این فرضیه درست است؟

    ببینید یک فرضیه بیشتر نیست و آن این است که نظامی که در درون خودش اصلاح را چه در ساختارها و چه در رفتارها و کنش‌ها می‌پذیرد، طبیعتا جامعه‌اش پویا خواهد بود. اما آن اتفاق بدی که در حال حاضر در جریان است این است که ندای اصلاح‌طلبی یعنی اینکه ما می‌خواهیم با اصلاح در رفتارها و برنامه‌ها ‌و شیوه‌هاجامعه را نو نگه داریم، با مقامت روبرو می‌شود.

    براندازان و کسانی که آرزوی از بین رفتن این نظام را دارند قطعا نمی‌خواهند اصلاحی صورت گیرد بنابراین آنها نباید با اصلاح‌طلبان موافق باشند زیرا مانع آنان هستند.

    اصلاح‌طلبان می‌خواهند در چارچوب نظام قدم بردارند

    یک عده هم در داخل با اصلاح‌طلبان مشکل دارند؛ کسانی که در داخل مخالف هستند، برداشت و تلقی اشتباهی دارند، اصلاح‌طلبی و تغییر در رفتارها و گفتارها را گاهی تا آنجا مذموم می‌دانند که فکر می‌کنند اصلاح‌طلبی براندازی است و  ‌اصلاح‌طلبان برانداز هستند در حالی که چنین نیست و اصلاح‌طلبان می‌خواهند در چارچوب نظام قدم بردارند.

    کوبیدن اصلاح‌طلبان و نفی اصلاح‌طلبی از دو طرف نتیجه واحد دارد؛ کسانی که در داخل  این کار را می‌کنند می‌خواهند بگویند که این نظام نیازی به اصلاحات درونی ندارد آنهایی که در خارج این کار می‌کنند می‌خواهند بگویند که این نظام اساسا اصلاح‌پذیر نیست.

    اصلاح‌پذیر نبودن و نیاز به اصلاح نداشتن نتیجه‌اش یک چیز می‌شود ولو اینکه گروهی با هدف دفاع از نظام این حرف بزنند، آن گروه دیگر برای سرنگونی نظام این مسئله را بیان می‌کنند.

    کاری کنیم لکنت زبان افراد برای بیان دیدگاه‌هایشان از بین برود

    ***راه‌حل چیست؟

    راه‌حل این است که راه را برای گفت‌وگوی ملی باز کنیم باید همه کسانی که در جامعه حضور دارند و علاقه‌مند به کشور هستند، زیر چتر نظام فعالیت کنند و لکنت زبانشان برای بیان دیدگاه‌ها از بین برود.

    سرکوب سلایق هیچ وقت مشکل را حل نکرده است

    باید شرایطی را به وجود بیاوریم که همه سلیقه‌ها و جریان‌های خواهان نظام و ایران بمانند و از همه مهم‌تر  بتوانند با یکدیگر گفت‌وگو کنند. سرکوب سلایق هیچ وقت مشکل را حل نکرده است ما باید به سمت گفت‌وگوی ملی برویم، گفت‌وگویی که مشکلات را حل و بر طرف کند.

    گفت‌وگو از سمیرا عالم‌پناه

    انتهای خبر/
    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟
    6 نظر برای “لکنت زبان جامعه برای بیان دیدگاه‌هایش باید از بین برود/ مسئولان به جای پاسخگویی به توجیه بسنده می‌کنند/ می‌خواهیم در چارچوب نظام قدم برداریم”
    1. ناشناس گفت:

      اگر امروز پرسیده شود چرا گوشت چنین شده خواهند گفت که دام کم شده یا این یا آن !!!!در نتیجه باید تسلیم شد تا ببینیم چه میشود؟فرض کنیم اصلا چنین است وتخم دام در کشور از بین رفته است(که چنین نیست).وقتی که متد اقتصادی تنظیم بازار دنبال میشود وروشهای دیگری مثل خلق نقدینگی وچنج ارز وهمین سبک وسیاقی که جاری وساریست وفقط صحبت روی قیمت های خلیج فارسی است ومقایسه قیمت های داخلی با اینجا وآنجا !!!!! باید پرسید چه کسی جلو تخصیص ارز برای تهیه وانبار ودپو کالا ی اساسی ،پیش از طلاطم ارزی وسپس چند برابری قیمت در بازارراگرفته است که نتوانستیم حتی یک قلم کالا را با همین سیاست اقتصادی ، تنظیم نگه داریم ،آیا واقعا میشود گفت ارزِ این نیازمندیها ، پیش از تحریمها داده نشده است ؟یا نداشته ایم که بدهیم (که چنین نیست)وآیا اگر تخصیص یافته ،واقعا پیش بینی ها برای چند روز بوده است (مگر بخشنامه های پدافند غیر عامل را مجریان دریافت نکرده اند؟)بفرض که نکرده باشند کدام موضوع در همین سیاست تنظیم که به بهانه آن هزار ویک اقدام تورم زا انجام میشود آیا پیش بینی ها باید چنین باشد در حالیکه بنده اطمینان دارم که هم ارز داشته ایم هم تخصیص داده ایم ،فقط از بموقع وبه هنگام بودنش شک دارم .چه کسی میتواند ادعا کند که ما گفتیم ولی ندادند یا دادیم ولی نمیدانیم چرا اینجوری شده است و،نهایت هم یکی بیاید و بگوید دام نداریم .اگر قبول کنیم که پیش بینی نشده است ودر این خصوص آماده نبوده ایم ،وطلاطمات اجازه نداد ،حداقل تا پیش از طلاطمات ارزی چنین ادعائی مقبول نیست وبفرض که غافل شده باشیم ،آیا حین این طلاطمات وپیش از شروع تحریمها ،آیا آن کسانیکه مستقیما مسئول چنین کاری بوده اند،نباید میدیدند دارد در کشور اتفاقاتی میافتد که اثرش را بر جای جای اقتصاد وزندگی مردم میگذارد؟ ومشکلات آتی گوشت وسایر را باید پیش بینی کرد؟همینطور همه موارد دیگر!!!!!مخصوصا که متد اقتصادی (به درست یاغلط) که بنده نمیپسندم تنظیم بازار بوده است ،در حالیکه میدیدیم حتی پیش از سرعت گیری افزایش قیمت ارز ،هر دوبار ،هم در زمان احمدی نژاد ،هم این دولت ،کالا در بازار ،چند برابر میشود وتنها اقدام، تسلیم در برابر این وضعیت تحمیلی یا اشتباه است در حالیکه در این فرصت چندین ماهه، هیچ مشکلی برای ورود کالاهای اساسی از جمله گوشت ،بنحویکه ،بدون اینکه آب از آب تکان بخورد،با بروز چنین حالتی نبودو میشد به وفور گوشت بسته بندی شده سرد را بدون صف در فروشگاهها داشته باشیم،واقعا مشکل در کجا بوده است ؟وحتی اگر با این سیاست ،کالائی وارد شده ومصرف شده (که چنین نیست)آیا میشود گفت با این نوع سیاست که در سرلوله کارهای اقتصادی دولتها بوده وفقط بخشی از آن در مناسبتهائی انجام شده که آنهم برای شکستن واز پا درآوردن تولیدبوده است ،کسی بگوید جای دپوی کالا را نداشته ایم ؟ آیا در شرایطی که کشور را دنیا دارد تهدید میکند ووقت فراوانی هم داشتیم ،معنی تنظیم بازار این بوده ،فقط قیمت ها را خلیج فارسی کنیم ،ارز را چنج کنیم ونهایت بگذاریم مثلا چیزی کم بیایدوگران شود وبعد یک کشور با این عظمت که لااقل برای مدیران اجرائیش همه گونه فرصت ایجاد کرده تا جائیکه فرصت داشته باشند چند تا دکترا بگیرند وحقوقشان مکفی باشد ،بدوند اینجا وآنجا ببینند از کجا عایدات نفت را بدهند وکالائی را بیاورند ؟وگفته شود حالا بیائید توی صف ومثلا فلان چیز را تهیه کنید .😭همین دیشب بود که آقای محترمی میگفت از رئیس کل بانک مرکزی پرسیدم که چرا فلان وبهمان واو در جواب میگفت مثلا فلان مورد را اصلا نمیدانیم چه شده است ؟آیا این حرفها گریه ندارد مگر میشود بانک مرکزی ،کاری کرده باشدولی سابقه اش را نداشته باشد؟این چه سیاست تنظیم بازار است که ارزش میرود ولی از خودش خبری نیست ؟تازه اینها اشکال ظاهری موضوع است که میشده است انجام شود اما نشده یا اگر شده ،طوری نبوده است که منافع ملی از هر نظر مراعات شود که صد در صد اطمینان دارم که احدی مزاحم انجام چنین کارهائی نبوده است واتفاقا ضعفی هم از نظر پولی نبوده است.که باید علتش کشف شود اما در مورد گوشت حداقل چیزیکه در کشور ما باید یک مدیر یک اقتصاد دان ،یک وزیر در این خصوص بدانداینست که تا بوده ،مدیریت دام سنتی قاعده وقانون خود را داشته است ویک دامدار سنتی ،که در کشور ما تامین کننده گوشت کشور هستند میداند که تعداد دام خود را چگونه مدیریت کند که معاش خود را با لحاظ جمیع جهات از دست ندهد تا لااقل از طریق چوپانی اش از زتدگی اش باز نماند ومحتاج این وآن نشود ومیداند که این زندگی، بود ونبودش بسته به تصمیم ومدیریت اوست ولذا بطور طبیعی وتجربه طولانی اجداد دامدارش،بدون تحلیل وجزوه وتز وآنتی تز وحرفهای قلمبه وسلمبه وچار قمبه میداند که سالیکه بارش خوب است ودام سیر میشود وتعلیف رضایت بخش است دام خود رانباید بفروشد تا هم چاق وچله تر شود هم ارزش بیشتری پدید آورد هم دامها زاد وولد کنند هم فرآورده بیشتری بدست بیاورد وقص الهذا ،لذا معلوم است که با کم بارشی وفقر غذائی هم میداند،هم باید که دامش را کم کند که دامداری بتواند استمرار یابد برای همین است که در کشوری مثل ما سالی که خوب نیست دامدار عزادار است چون میداند که باید دارائی اش را بسیار کمتر از ارزش وزحمت وخرجی که کرده است بدهد به چوبدار یا دلال یا هر کسی که مصرف کننده ویا قصاب است ،اما این را هم میداند که باید طوری عمل کند تا خانه خراب نشود،واز قضا کمتر هم به فکر سرمایه گذاری دیگر است هر چند از عایدات کم همین دام ،چه فرزندانیکه اسوه شدند وبسیاری علیرغم دکتر ومهندس شدن تعلقات خود را کنار نگذاشتند لذا مشکل عدم عرضه دام وکمبود گوشت گرم ،که بصورت کمبود دام جلوه میکند وبعضا ادعا ولاپوشانی بر این قرار است اگر همه مشکل گوشت نباشد قسمتی اعظم از آن است که تدبیر وفهم وآگاهی میخواسته است.وصرف نظر از وظایف سازمانی از عمده ترین مواردیست که بخودی خود بنفع اقتصاد یک کشور ،مشابه کشور ماست ونمیتواند بهانه ای باشد برای اینکه بگوئیم دام کوچک کم شده است واتفاقا باید نگران بود که این اقتصاد طبیعی نیز بر اثر تحریک رفتارهای تحمیلی واشتباه پیش آمده در کشور آنهم در حساس ترین شرایط جهانی کشور تهدید شود وبکلی دام کوچک جا کن شود !!!!!!صرف نظر از اینکه همه مسئله این باشد یا قسمتی از آن ،آیا واقعا با اینهمه عریضی و طویلی ،نباید در همین اقتصاد خلیج فارسی یا تنظیم بازاری یا چنج ارز ،سالیانه ،پیش بینی میشد ؟چه مشکلی در میان بوده است وقتیکه اینهمه ارز مصرف شده ،که اصلا ارتباطی با سایر مصارف ارزی (درست یا غلط )صواب یا ناصواب ندارد آیا اصولا کسی متوجه این مطلب ساده ،با صرف اینهمه هزینه های مدیریتی وطراحی ومراحی در مدیریت گوشت یا غیر بوده است تا ناچار نشدآنرا در عرضه وتقاضا شاهد بود؟
      پیش از شروع طلاطمات وحتی ابراز قصد تحریم کمتر کسی بود که از وضعیت آبی کشور راضی باشد پس خشکسالی را داشتیم وطبیعی بود که دام عرضه شود،حتی مدتها با بروز مسائل ارزی ،این عرضه متاثر از خشکسالی ها ادامه داشت وشاید باعث تعجب هم میشد که گوشت همسان بقیه موارد گران نمیشود ولی آن کسی که این چرخ را میچرخاند اراده اش بر این قرار گرفت که باران رحمتش را ببارد ومیزان بارش ها ونزولات افزایش یافت ،خوب باز هم طبیعیست که دام عرضه نشود طبق این فرمول که از عهد دَقیانوس بوده ،معلوم بود که با شروع بارش ها ،عرضه دام به تبعیت از همین موضوع،با افزایش بارش ها کم شودو عنقریب گوشت مشکل پیدا کندمخصوصا که طلاطمات ارزی هم میتوانست به این وضعیت دامن بزند وکمبود کالای اساسی را شدت دهد واز حالت طبیعی آن خارج کند وبلکه به نیستی کامل دام بینجامد،ضمن اینکه سالهاست گفته میشود دام کوچک دارد گرفتاری پیدا میکند که اتفاقا با این دام و مرغ صنعتی وسنتی ،و نقش تعیین کننده وامکانیکه در اقتصاد وحتی اشتغال ودر آمد داشته ایم وکمترین صغری وکبری داشته اند میشداقتصاد غیر نفتی را راه انداخت، که حالا فکر کنم افغانی ها اینکار را بکنند .طوریکه اگر بارش نمیآمد وسال خوب نمیشد چه بسا کمبود گوشتی هم نبود.میخوام بگم که وقتی با تنظیم بازار مدیریت میکنیم وسیاست های ارزی وپولی هم بر همین اساس است بایداین مطلب هم فهم میشده ومواظب این هم بودکه امریست بیسیک.(حتی اگر مشکل در این مطلب نبوده باشد ،اما این کمترین اشرافیست که کسیکه بازار را تنظیم میکند باید مواظب آن باشد )هرچند امر گوشت که ماده ای است مصرفی ،نباید مجرد دیده شود وشاید در جاهای دیگری هم مشکل داشته باشیم ونباید تصور کرد که چون سطح مدرک مدیران افزایش یافته است ،این چیزها پیش پا افتاده باشد تا جائیکه شاید حتی لازم شود سواد شرط ورود به مجلس هم اصلاح شود وبا همان خواندن ونوشتن بتوان وظیفه سنگین نمایندگی را بعهده گرفت حتی میزان سواد ورود به مجلس هم کاهش یابد که سالها پیش برای یکی از روسای مجلس نوشتم که همان شش کلاس وحداکثر دیپلم برای ورود به مجلس کفایت میکند تا مجلس تجسمی باشد از حضور خود مردم،با هر سطح سواد ،اما مشرف برهمه امور واهم وفهم کشور،که در فهم آن الزاما مدرک تعیین کننده نیست اما میتواند امکان بیشتری را حتی در قانونگذاری ورتق وفتق امور داشته باشد که کمتر ممکن است از دست دکتری بیاید که بعضا تمام عمرش را حتی حین انجام وظیفه اداری وهزاران مشکل شخصی با فرض اینکه شاگرد اول هم بوده باشد بوده است،علی الخصوص که معمولا بخاطر درجه علمی برادران محترم دکتر شده ،عضو هیئت های علمی ودهها شغل وپست در آن واحدند ویک لحظه فراغت ندارند که یک بسته سبزی برای خانه بخرند یا حتی بچه ها را ببینند وتمام بار مسئولیت با پولیکه در اختیار خانواده قرار میگیرد ،اگر به خانه هم بشود سرکشی کرد خسته وکوفته برای خواب است وکمتر محسوسات را میبینند وبیشتر مسئله حول وحوش اشتغالات ودور از خانه وبازار و یا سفر است ،در مورد اینکه آقای موسوی در این مصاحبه فرموده است که باید مردم را مشارکت داد لازم است بگم که ای بنده خدا ،توی یکی از همین کامنت های فانوس زاگرس خواندم کسی خودش بلند شده رفته تهران بامید اینکه مستقیما وزیر نیرو را ببیند ونظریه خود را ارائه دهد که نشده است اما موفق شده با زیرکی پیشنهادات را با برگزاری جلسه با مدیرکل روابط عمومی وزارت برگزار کند اما علیرغم اینکه واقعا نظر ایشان در موردی که اشاره کرده یک نظریه است ومعلوم است که میدانسته آبخوان داریم ،دریا داریم ،گِل وبرم واستخر وهمه اینها را برای جمع آوری سیلاب داریم اما کلمه ای که ایشان طرح نموده است یک نظریه است واظهار داشته که میشده ،موضوع آب ،محیط زیست وکشاورزی ودامداری وتمام امور مرتبط با این موضوع را با کمترین بار مالی وعزم ملی وامکانات بیکار وبزمین مانده را در جهت بهبود وضعیت با کوردینویتری وزارت کشور به پیش برد وبکلی رویکردها را حتی در جهان تغییر داد واز طریق *مسیل*فعلا در حوزه آبریز سفره ها ترجبحا در حوزه های آبریز بهبود بخشید یا مراتع را آبیاری کردکه گویا تنها یکی از مواردیست که ایشان ارائه داده است ونهایت علیرغم عدم تماس ،وعدم تحقق خواسته خساست بخرج نداده وپاور پوینت دستی وروی کاغذ را عینا که قرار بود با وزیر طرح شود ارائه داده است اما همین دوست وهمکار وزیر حضرتعالی که با خودتان هم در دولتهای پیشین همکار بوده است حتی ،بعد از گذشت یکسال نپرسیده هالو خرت چنداست ،اونوقت شما میگید از نطر مردم استفاده شود.اگر چنین مدیرانی را دیدید سلام ما را به آنها برسانید ،ولذا برای همین است که امروزاگر اراده ای باشد همین فضای مجازی خیلی فرصت در اختیار گذاشته است کما اینکه میشود هر کسی را که مسئولیتی میپذیردمیتوان بطور یکطرفه به ارتباط با مردم موظف کرد که همان دوستمان آنرا در کامنت دیگری گفته است بطوریکه با مصونیت قضائی آن مسئول ،وظیفه مند شود خود یا کسی را مامور کند که اگر پیام با اهمیتی برایش آمده است در جریان قرار بگیرد واگر لازم شد حساس شود وبیشتر بپرسد کما اینکه در اولین روزهای شروع موضوعات مبتلا به امروز ،چه آدمهائیکه حرص وجوش نمیزدند که با ارائه راه حل وحتی کمک به حل مشکلاتی که عارض شده ،با رویکردهای متفاوت ونه خلیج فارسی ،دینی را ادا کنند اما نشد که نشد ومثلا کافی بود که در اولین روز موضوع افزایش قیمت ارز ،خود بازاری بعنوان سربازان اقتصاد کشور مانع گران شدن واحد کالائی شوند که در فروشگاه یا کشور موجود است وهنوز گرانی مواد اولیه روی آن اثری نداشته است وتا ماهها طول کشید که علیرغم ننه من غریبم ها در گمرکات ،تازه شاید کالا را شد با ارز جدید در خارج خرید یا دهها راه حل دیگر که هم اکنون نیز دیر نیست وواقعا میشود کاری کرد که فلان کشور لاف نزند که میتوانیم مشکل آب کشور را حل کنیم که اگر قرار باشد دنبال آن راهها باشیم عمه من هم اگر پول داشته باشد میتواند آن کار را انجام دهد یا آن تکنولژی را وارد کند در حالیکه اگر پایلوت همین دوستمان جواب دهد چه بسا دنیا یاد بگیرد که چگونه ارگانایز عمل کند که بدون دخالت نیروی انسانی متفاوت از آنچیزی که بهش میگند آبخوان ،با همین موضوع برجسته *مسیل وآبگیرهائی که اتوماسیون میشوند سیلاب را انباشت که اگر هم بکلی غلط باشد دلیلی را نمیتوان یافت که نظریه ایشان برای چنین موضوع کم اهمیت و بی ارزش شود که حداقلش میتوانست این باشد که همان مدیر کل یا منشی اش زنگی بزند وبگوید اصولا خر شما بدرد ما نمیخوردکه متاسفانه از ابتدا هم معلوم بود تسلیم شدن در برابر نوسانات قیمت واحد کالا علیرعم اینکه قضیه ارز ،میتوانست تاثیری نگذارد بار سنگین آتی دولت در رفع مشکلات را صد چندان میکند ولازم بود از خود بازار بعنوان سربازان اقتصاد کشور با نخریدن کالای گران شده کمک گرفت واگر قرار بود چیزی گران شود فقط مشمول کالائی شود که مواد اولیه اش گران شود والی ماشاءالله هزاران باب فتح دیگر که میطلبد همت عالی وعزم جدی پیش گرفت وواقعا از مردم کمک خواست حتی اگر شده برای مقاومت در برابر کار زشت تحریم که هدفش خود مردم را نشانه رفته است ،مصرف را به هیچ تقلیل داد اما شاهد بی انضباطی وندانم کاری نبود لذا اگر دیدید لازم است این کامنت را در ذیل مطلب چاپ کنید در غیر اینصورت زحمت بکشید وبه اهلش برسانید که اصراری برای چاپ آن نیست اما ممکن است باعث شود اقدام عاجلی شود وحداقل هر کس در حوزه ماموریت ومسئولیت خود یک گردش مَجازی در فضا وروی کاغذ (چنانچه قبلا در کامنت های دیگر دیده ام )ایجاد کند وپس از دیدن بیلان ونتیجه کار ،اعم از اینکه آنکار جزء باشد یا کلان ،کلاه خود را قاضی نماید وببیند واقعا اهداف کلانی که ترسیم شده ،اجرایشان وتدبیرشان وسیستم وساختارشان ونتیجه اش ،واقعا باید این باشد؟ولذا ابتدا مکثی وتاملی شود سپس دید کار درستر کدام است وخود با دست خود مشکل نسازیم

      0

      0
    2. ناشناس گفت:

      تازه پیام اخیر راارسال کرده بودم که ویدئوی نماینده مجلسی را دریافت کردم که میگفت با چند برابر کردن قیمت بنزین ،بودجه عمرانی را چند برابر میکنم وپشت بندش ارز را چاشنی میکرد که مامور دلالیم یا مردم ،یادم افتاد به صحبت های دوستی که چهل سال پیش گیر داده بود به یک بلوک زنی ومیگفت این سودی که شما میکنید (طرف زوری خرجی خانواده اش را در میآورد وبلوک را میداد ۵۵ ریال )ناشی از سیمان است ،هر چه میگفتیم باباجان از خر شیطون بیا پائین ؛ول کن نبود وتازه اتهام مفت خوری هم میزد گفتیم خوب چکار باید کرد گفت قیمت باید واقعی شود گفتیم چطور گفت سیمان باید گرانتر شود(تازه داشت همین سیاستهای اقتصادی خلق نقدینگی باب میشد وقرار بود تنظیم بازار راه بیفتد)گفتیم وقتی سیمان گران شد اله میشود بله میشود رضایت نمیداد سیمان یکباره گران شد همان وقتی بود که برای اولین بار ارز ۳۳ تومنی اوج گرفت وبعد هم بقیه داستان ،چقدر آدم سکته زد چندی پیش دیدمش پرسیدم چند تا اشتغال ایجاد شد چه اتفاق مثبتی افتاد ؟غیر از اینکه پایه پولی تغییر کرد واوضاع بهم ریخت اینکار چه خاصیتی داشت ؟حالا شده قضیه این سوبسید ها ،هر که از راه میرسه میگه نوبخت گفته اینقدر سوبسید پنهان در آب وبرق وگاز وبنزین میدهیم ،من مانده ام چطوری ؟حتما اینهم مثل قضیه تنظیم بازار است ،یک دوره چند تا حسابرس قسم خورده بگذارند توی تمام این بخشها ،ببینند واقعا چنین است اگر چنین است این چه کاریست که اونجا نگیریم واینجا زیاد کنیم ،خوب چه اجباری هست تمام قیمت را بگیرند تا همه چیز واقعی شود این چه کاریست که همه چیز را فصائی کرده ایم ودر آفاق وانفس سیر میکنیم وهر کس از خواب بیدار میشه ،میخواهد طرحی نو دراندازد بعد هم با ساقی نسازد وبیندازد گردن این وان بیگناه ،آش نخورده دهن سوخته .برای همین است که میگم باید دولت مجازی ایجاد شود تا لااقل بصورت مجازی بببینیم حرفها ورفتار واعمالمان چه فیدبکی دارد نمیشود به بهانه قاچاق تمام مزیت کشور را از دست داد یا رفتارها را غیر واقعی دید وتولید را خواباند ارز وسکه کشور را هم از دست داد هرسال یکی میاد میخواد با چهار لیتر بنزین منطقش را جا بیندازد مثل منطق نون خشک که آنچنان شد وچیزی هم فرق نکرد، وشاید نون خشک هم بیشتر شد زمانی که بنزین کارتی بود کدام فرد قاچاق کرد یا بیشتر مصرف کرد ؟تازه پولش را هم پرداخت که به غلط شد یارانه ،واقعا تا کی باید چنین ادعاهائی بشود وکشور را دچار مشکل بیشتر کرد لذا باین نماینده محترم میگم بنزین را هر چقدر میخوای گران کن ببینم این بودجه عمرانی که قرار است چهار برابر شود کجاست ؟واقعا دیگه اعصاب نمونده برامون ،چند وقت پیش در جائی مطلبی خواندم که یکی به یکی میگفت تو که حرف زدن بلد نیستی لااقل حرف نزدن را که میشود یاد گرفتد ،اگر دیدید لازم است این کامنت را هم به کامنت قبلی اضافه کنید واگر میدانید به کسی برمیخورد چاپ نکنید اما به اهلش برسانید یا پیرامونش اطلاع رسانی کنید اگر من اشتباه میگم طی یک مقاله توجیه بشوم شاید برای همین بود که چندی پیش نوشتم خودگردانی همین آب وبرق وگاز وبنزین وغیره هم در عرف مالی حساب وکتابی دارد ودلیل نمیشود چون میخواهیم خود گردانی را دنبال کنیم دریافت ها وپرداخت ها در خزانه داری برای حسابرسی ،انعکاس نداشته باشد وتوضیح دادم که هم میشود خود گردان بود هم همه فعالیت مالی در خزانه داریکل انعکاس داشته باشد واتفاقا بودجه را بروز کرد بدون اینکه مشکلی پیش بیاید یا تاخیری یا اطاله ای شود همانطور که میشود یک کشور را با هزاران فعالیت با یک حساب بانکی اداره کرد که در همان پیام اشاره شد که حسابهای معین جزء لاینفک فعالیت مالی هستند . مکنید مسازید .برید ببینید چرا بدون اینکه کالا وارد کرده باشیم ارزمان میرود واز دسترس خارج میشود که ربطی به این چیزها که میگند نیست ومشکل در سیستم مالی واقتصادی واتفاقا ضعف بنیادی ساختاری وسیستمی مالیست که با حلقه های مفقوده جواب عکس میدهد

      0

      0
    3. ناشناس گفت:

      فرموده اند چون ارزانیست چنین میشود وکالای مورد مصرف داخلی صادر شده است ومثلا ماکارونی صادر شده است .جواب :
      برای اینکه حتما صادرات کشور سیستم وسامان وسازمان درستی ندارد مگه میشه هر کس سرش را بیندازد پائین بیاد خرید کنه بریزه تو وانت ببره ؟مگه اینجا کویته ؟باید از پایانه ها پرسید چه کسی اجازه داده ماکارونی یا حتی یک چیز دیگر ،که مخصوص کشور است ،خارج بشه؟آیا پایانه هم مثل جاهای دیگه کار میکنه؟برای همینه که باید ارزانی باشد واتفاقا باید ارزونتر وواقعی تر بشه که نیازی نباشه صفرها را برداشت وخودمان را گول بزنیم تا ارز بیاد برسه به زیر هفت تومان وپول کشور پر قدرت شود وباخلق نقدینگی به دست خودمان ضعیف نشود این سیاست اقتصادی جواب نداده همان موقع هم گفته شده است مخصوصا اینکه بی حساب وکتابی را بر کشور تحمیل کرده است که اگر نبود هر سازمان بالا دستی بدون نیاز به مراجعه به بانک مرکزی یا هر جای دیگر باید از روی اسناد ثبت شده خود،بداند چه اتفاق مالی یا هر مورد دیگری دارد میفتد واز دریافت گزارش تلفنی وغیر محسوس حذرمیشدکه محصول سیاست قیمت گداری خلیج فارسی وتنظیم بازار است که عکس عمل میکنه ومیزنه توی سر تولید.برای همینه که کشور متاثر از ارز خارجی واین سیاست های غلط از جمله چنج است ومزیت صادراتی وصادرات واردات کشور نه تنها به مطلوب نمیرسد بلکه به داخل لطمه اساسی میزند وفقط چسبیده ام به ترس از قاچاق .که انهو اینهمه کالا را میشود مثلا بسادگی ودور از چشم جابجا کرد که قیاس ِ معل الفارقیست اتفاقا با انجام این نمونه کارها سیکل قاچاق تکمیل میشه وچیزی برای سوداگری از قلم نمیفتد که همه بر میگردد به حساب وکتاب مستند ومتقن وتابع اصول اساسی مالی استاندارد ،البته با دقت بیشتر ،بدون اینکه موارد اغفال کننده وگریزگاه ها که متاثر از نوع نگرش است لطمه وانحراف ایجاد کند وچیزی را از مدار خارج کند
      وقص الهذا واتفاقا مشکل در همین نوع نگرش است که دائم قیمت ها را با اینجا وانجا مقایسه کنیم ومزیتمان را از بین ببریم یا در داخل توفیق ثبات اقتصادی وواقعی بودن باشد وصادرات با سیاست قیمتی دیگر که اتفاقا رقابت پذیر باشد طوری که اگر کیفیت هم خوب نبود نشود با ان رقابت کرد وجای خالی ارتقا درجه کالا در مقصد خالی باشد وباید تصمیم گرفت که اقتصاد داخلی ،صرف نظر ازواردات اجتناب ناپذیر قائم به خود باشد وارز را بعنوان رفع نیاز وارداتی که بر داخل اثر چندانی ندارد وتکمیل کننده چرخه افزایش تولید ودرآمد ناخالص ملیست دید نه بعنوان کالا ،کما اینکه در اولین روزها از طریق کانالهای رسمی اطلاع رسانی شد که ۱-به بازار بگوئید کالای گران شده نخرد وحتی معاملات را اعتباری کرد که یکباره اتفاقی که چندین سال است میفتد وکالا را بخاطر دریافت تسهیلات بانکی برای تهیه کالای نقد ۸۰ برابر افزایش میدهد که موصوعش مابه ازای مشکلات اخیر در قیماست واگر گران تخویل شد با حمایت قضائی مرجوع شود که اقدامی نشد در حالیکه هیچ کس ضرری نمیکرد وجای نگرانی برای گردش نقدینگی بازار باقی نمیماند وکالای موجود خود به خود متاثر از شوک هر دوبار چند برابر نمیشد وهوری دل همه نمیریخت ۲-گفته شد که واقعا دلیلی برای عرضه ارز در کشور بصورت چنج با ریال جز در مورد ارز مسافری وداتشجو نیست وسایر موارد را هم دولت اعم از اینکه خاص کالای اساسی باشد یا سرمایه گذاری یا هزینه های دولتی وموارد نادر دیگر میتواند از طریق بانک مرکزی وسایر بانکها در اسرع وقت به موردش برساند وجدا باید از تامین ارز برای تاجر احتناب کرد الی اینکه از طریق صادرات توازن لازم برقرار شده باشد بعبارتی نوشته شد اگر صادر کننده ووارد کننده پلاک موقت وتازه کار نباشد خود میداند که نیازهای پولی خود را اعم از ارز یا ریال مرتفع کند ودلیلی ندارد ارز نفتی در اختیار وارد کننده کالائ دیگری که در قانون باید باشد که هست باشد وخود سیستم ارزی ،راهبرد را مشخص کرده است وارز هر نیازی تعریف شده است لذا جز در مورد ارز دانشجوئی ومسافر در هیچ جای جهان چنین نیست که صرفش از بانک مرکزی ارز بگیرد توزیع کند وتنها معامله ارزی بین صادر کننده ووارد کننده را با اخذ وپرداخت تحت صوابط خاص انجام میدهد که متاسفانه برخورد نسنجیده در ارز مسافر ودانشجو وبه تبع ان بورس بازی ها ودلالی بهانه ای شد که بطور تصنعی تقاضا افزایش یابد وبانک مرکزی ودولت را بدنبال خود بکشد که کافی بود تصمیمی اساسی گرفته شود که یا بکلی سفر خارجی را تعطیل کنیم که حرف وحدیثی پیش نیاید یا اجازه بدهیم مسافر ودانشجو معادل نیاز ارزی اش در خارج که زندگی اش را دون زندگی در داخل نکند ریالش را چنج کند وآسوده خاطر بدون اینکه قصاوت شود سفرش را انجام دهد وهزینه اقامت در مقصد را برابر مدت اقامت با اعمال تمام هزینه های نوع سفر دریافت کند تا اتفاقا در انظار کشور مقصد آبرو داری شود وایرانی بعنوان ریچ من و وومن شناخته شود واعتباری بشود برای کشور تا مجبور نباشد مثلا در سفر خود در مسافرخانه ،بحای هتل بخوابد یا ناچار شود آنجا هم مثلا رژیم بگیرد تا به اهداف سفرش هر چه هست برسد که حتما در این فرآیند ها فکر نکنم کمتر اجازه ای به سازمان یا موسسه ای داده شده باشد که مثلا ریالش را در بازار ارز کند یا ارزش را بی دلیل بدون کاربری ارز در تهیه کالا یا فناوری یا استرتژیک یا جاری یا هر‌چیز دیگر چنج کند واین حجم نقدینگی یکباره خلق شود وکشور را دچار اختلال کند صمن اینکه حتی اگر مشکل مالی هم بوده است پیشتر عرضه حجم زیادی سکه توسط بانک مرکزی ،دلیلی برای چنج ریال برای کسری بودجه هم از جانب دولت نباید بوده باشد ضمن اینکه حتی خصولتی ها وپتروشیمی هاوغیره هم چنین اجازه چنجی را نداشته اند یا جابجائی دارائی نقدی را اعم از کارسازی یا حساب به حساب کردن یا تهاتر یا حمل وجابحائی نداشته اند ،بصرف اینکه هیچ محدودیتی در رفع نیاز ارزی یا ریالی از کانال اصلی یعنی بانک مرکزی ،آنهم با کسب اجازه از دولت نبوده است ،یعنی اینکه نیاز ارزی هر سازمانی عینا باید بشکل ارز در اختیار قرار گیرد ومحل خرجش نیز ارزی باشد وفکر کنم از نطر قانون احدی اجازه ندارد این ارز را چنج کند وبصورت ریالی خرج کند یا حتی ارز وریال انرا از طریق منابع مبادلات بازرگانی رایج برآورده سازد که نقض غرض است وفرآیند ارگانیک مبادلات را بهم میریزد صمن اینکه کشور را با بازار ثانویه مواجه میکند که از قضا این موارد مشروحا در بدو تلاطمات به طرق گوناگون به فرنانداران واستانداران بعنوان نمایندگان دولت اطلاع رسانی شد وکافی بود همین یکی دو اقدام که بشکلی اصلاح کننده رفتار مالی ،بدون کمترین هزینه بود انجام میشد که نشان از دلسوزی کسانیست که حتی ریالی در طول عمرشان از منابع دولتی نداشته اند اما واقف ونطاره گر رفتارهائیست که هر لالی را به بلبل تبدیل میکند که باید به فال نیکش گرفت که واقعا این کشور خود یک دانشگاه است ودانشگاه نرفته هر ادمی میتواند به درجه پروفسوری وکرسی های علمی ودانشگاهی برسد وقتی چار قران ارز را به مسافر ودانشجو با ان کیفیت میدهیم ومسافر بیچاره از هر دو سو موردهجمه قرار میگیرد در حالیکه همه کارش قانونی وبا مجوز وبا پول خود ودر حوزه شخصی خود اوست الی اینکه خلافش عمومی شود ومجبور باشد ارز را در جای دیگر جستجو کند معلوم است که اهداف از سفر تجاوز میکند وبه هدف سوداگری منتج میشود بقیه هم در بَرَک و کمین نشسته اند که هر نقدینگی در اختیار دارند یا بشود انرا بکار بست ،اعم از اینکه متعلق به خودشان باشد یا عیر ،بکار گیرند وکلاهی برای خودِ خودشان تهیه ببینند مخصوصا که بنوعی آشفتگی مالی بروز نبودن مستند ومنتهی به تراز کل ومعین هم هستیم وفرقی نمیکند که دولتی باشد یا خصوصی یا خصولتی وموارد دیگر ،از جمله اینکه واقعا سپرده ها هم ظاهرا دست نخورده است ،حالا دیگر سرمایه مثلا بانکها افزایش یافته یا نه خدا میداند که بنظر نمیرسد کسی سمرده را جابجا کرده باشد اما این حجم ریال واقعا تعجب برانگیز است چون بالاخره هر چیزی قاعده وقانون خود را دارد مثل اینکه بنطر نمیرسد مثلا سازمانی یا بنگاهی دولتی یا عام مجاز باشد وجوه جاری یا متعلق به هدف خاص دیکر را سپرده کند که مصداق اخلال دارد وهر پولی باید در جای خود خرج شود وبا پولی که شخصیست متفاوت است وباید به هنگام خرج شود تا اختلالی در روند اجرائی واقتصادی پیش نیاید که برای همین است که واقعا معتقدم هر پول متعلق به کشور اعم از اینکه از محل منابع باشد یا انواع درامد حتی از طریق خودگردانی باید همراه هزیته های تعریف شده اش همزمان واتومات در خزانه انعکاس داشته باشد ودوم این وجوه بصورت تنخواه با بهره گیری از تعاریف معین مالی بطور مستند وبروز باشد تا حتی امکان جابجائی ورفتار فارق از رعایت قانون بدون امکان رصد واقتصادی بودن نباشد تا جائیکه ارزش یک ریال هم بیهوده از بین نرود وحتی مصرف هم از قاعده متطقی تبعیت کند ومثلا اگر قرار است xریال یا دلار خرج چیزی شود که مقبول است …………x+y+y+y+y نشود یا درامدی علی الراس خرج نشود وهمه وهمه از قاعده وقانون یکپارچه ای حتی در عین استقلال تبعیت کند ومخصوصا بروز قابل رصد وتصمیم گیری شود طوریکه ظرف چند دقیقه بشود به اخرین نتایج عملکرد روز قبل وبلکه جاری اشراف داشت

      0

      0
    4. ناشناس گفت:

      اصلاخ شده👇

      0

      0
    5. ناشناس گفت:

      فرموده اند چون ارزانیست چنین میشود وکالای مورد مصرف داخلی صادر شده است ومثلا ماکارونی صادر شده است .جواب :
      برای اینکه حتما صادرات کشور سیستم وسامان وسازمان درستی ندارد مگه میشه هر کس سرش را بیندازد پائین بیاد خرید کنه بریزه تو وانت ببره ؟مگه اینجا کویته ؟باید از پایانه ها پرسید چه کسی اجازه داده ماکارونی یا حتی یک چیز دیگر ،که مخصوص کشور است ،خارج بشه؟آیا پایانه هم مثل جاهای دیگه کار میکنه؟برای همینه که باید ارزانی باشد واتفاقا باید ارزونتر وواقعی تر بشه که نیازی نباشه صفرها را برداشت وخودمان را گول بزنیم تا ارز بیاد برسه به زیر هفت تومان وپول کشور پر قدرت شود وباخلق نقدینگی به دست خودمان ضعیف نشود این سیاست اقتصادی جواب نداده همان موقع هم گفته شده است مخصوصا اینکه بی حساب وکتابی را بر کشور تحمیل کرده است که اگر نبود هر سازمان بالا دستی بدون نیاز به مراجعه به بانک مرکزی یا هر جای دیگر باید از روی اسناد ثبت شده خود،بداند چه اتفاق مالی یا هر مورد دیگری دارد میفتد واز دریافت گزارش تلفنی وغیر محسوس حذرمیشدکه محصول سیاست قیمت گداری خلیج فارسی وتنظیم بازار است که عکس عمل میکنه ومیزنه توی سر تولید.برای همینه که کشور متاثر از ارز خارجی واین سیاست های غلط از جمله چنج است ومزیت صادراتی وصادرات واردات کشور نه تنها به مطلوب نمیرسد بلکه به داخل لطمه اساسی میزند وفقط چسبیده ام به ترس از قاچاق .که انهو اینهمه کالا را میشود مثلا بسادگی ودور از چشم جابجا کرد که قیاس ِ مع الفارقست اتفاقا با انجام این نمونه کارها سیکل قاچاق تکمیل میشه وچیزی برای سوداگری از قلم نمیافتد که همه بر میگردد به حساب وکتاب مستند ومتقن وتابع اصول اساسی مالی استاندارد ،البته با دقت بیشتر ،بدون اینکه موارد اغفال کننده وگریزگاه ها که متاثر از نوع نگرش به همین سیستم است لطمه وانحراف ایجاد کند وچیزی را از مدار خارج کند وقص الهذا واتفاقا مشکل در همین نوع نگرش است که دائم قیمت ها را با اینجا وانجا مقایسه کنیم ومزیتمان را از بین ببریم یا در داخل توفیق ثبات اقتصادی وواقعی بودن محقق نشود وصادرات با سیاست قیمتی دیگر که اتفاقا رقابت پذیر نشود طوری که اگر کیفیت هم خوب نبود نشود با آن رقابت کرد بطوریکه جای خالی ارتقا درجه کالا در مقصد خالی بماند یا ارتقا کیفیت داده شود وباید تصمیم گرفت که اقتصاد داخلی ،صرف نظر ازواردات اجتناب ناپذیر قائم به خود باشد وارز را بعنوان رفع نیاز وارداتی که بر داخل اثر چندانی ندارد وتکمیل کننده چرخه افزایش تولید ودرآمد ناخالص ملیست ، دید نه بعنوان کالا ،کما اینکه در اولین روزها از طریق کانالهای رسمی اطلاع رسانی شد که ۱-به بازار بگوئید کالای گران شده نخرد وحتی معاملات را اعتباری کرد که یکباره اتفاقی که چندین سال است میافتد وکالا را بخاطر دریافت تسهیلات بانکی برای تهیه کالای نقد ۸۰برابر افزایش میدهد که موضوعش مابه ازای مشکلات اخیر در قیمت است واگر گران تحویل شد با حمایت قضائی مرجوع شود که اقدامی نشد در حالیکه هیچ کس ضرری نمیکرد وجای نگرانی برای گردش نقدینگی بازار باقی نمیماند وکالای موجود خود به خود متاثر از شوک، هر دوبار در هر دو دوره چند برابر نمیشد وهُورری دل همه نمیریخت ۲-گفته شد که واقعا دلیلی برای عرضه ارز در کشور بصورت چنج با ریال جز در مورد ارز مسافری ودانشجو نیست وسایر موارد را هم دولت اعم از اینکه خاص کالای اساسی باشد یا سرمایه گذاری یا هزینه های دولتی وموارد نادر دیگر میتواند از طریق بانک مرکزی وسایر بانکها در اسرع وقت به موردش برساند وجداََ باید از تامین ارز برای تاجر اجتناب کرد الی اینکه از طریق صادرات توازن لازم برقرار شده باشد بعبارتی نوشته شد اگرصادر کننده ووارد کننده پلاک موقت وتازه کار نباشد خود میداند که نیازهای پولی خود را اعم از ارز یا ریال چگونه مرتفع کند ودلیلی ندارد ارز نفتی در اختیار وارد کننده کالائ دیگروغیر مورد هدف مصرف اضطراری یا سرمایه گذاری واستراتژیک وجاری که در قانون هم حتما امده است شود که خود سیستم ارزی ،بشرط عمل به قواعد تعهد اور مالی راهبرد را مشخص کرده است وارز هر نیازی تعریف شده است لذا جز در مورد ارز دانشجوئی ومسافر در هیچ جای جهان چنین نیست که برای موارد تجاری از بانک مرکزی جز در موارد خاص ارز گرفته شود وبانک ارز راتوزیع کند واین نیاز تنهااز مبادله ارزی بین صادر کننده ووارد کننده با اخذ وپرداخت، تحت ضوابط خاص انجام میشود که متاسفانه برخورد نسنجیده در ارز مسافر ودانشجو وبه تبع آن بورس بازی ها ودلالی بهانه ای شد که بطور تصنعی تقاضا افزایش یابد وبانک مرکزی ودولت را بدنبال خود بکشد که کافی بود تصمیمی اساسی گرفته شود که یا بکلی سفر خارجی را تعطیل کنیم که حرف وحدیثی پیش نیاید یا اجازه بدهیم مسافر ودانشجو معادل نیاز ارزی اش درخارج،که زندگی اش رادونِ زندگی درداخل نکند ریالش را چنج کند وآسوده خاطر بدون اینکه قضاوت شود ودلیلی هم برای این قصاوت نیست سفرش را انجام دهد وهزینه اقامت درمقصد رابرابرمدت اقامت،بااعمال تمام هزینه های نوع سفر دریافت کند تا اتفاقا در انظار کشور مقصد آبرو داری شود وایرانی بعنوان *ریچ من و *وومن شناخته شود واعتباری بشود برای کشور تا مجبور نباشد مثلا در سفرخوددرجای نامناسبی اقامت کند یا ناچار شود آنجا هم مثلا،رژیم بگیرد تا به اهداف سفرش که هر چه هست برسد که حتما در این فرآیند ها فکر نکنم کمتر اجازه ای به سازمان یا موسسه ای داده شده باشد که مثلا ریالش را در بازار ارز کند یا ارزخود را بی دلیل بدون کاربری ارز در تهیه کالا یا فناوری یا استراتژیک یا جاری یا هر‌چیز دیگر چنج کند تااین حجم نقدینگی یکباره خلق شود وکشور را دچار اختلال کند ضمن اینکه حتی اگر مشکل مالی هم بوده باشد پیشتر عرضه حجم زیادی سکه توسط بانک مرکزی ،دلیلی برای چنج ریال برای کسری بودجه هم از جانب دولت نباید بوده باشد ضمن اینکه حتی خصولتی ها و پتروشیمی هاو موسسات وغیره چنین اجازهء چنجی را نداشته اند یا،اجازه نداشته اند جابجائی دارائی نقدی را اعم از اینکه کارسازی شده باشد یا حساب به حساب یا تهاتر یا حمل وجابجائی داشته باشند (بصرف اینکه هیچ محدودیتی در رفع نیاز ارزی یا ریالی از کانال اصلی یعنی بانک مرکزی ، آنهم با کسب اجازه از دولت نبوده است)یعنی اینکه نیازارزی هر سازمانی عینا باید بشکل ارز در اختیار قرار میگرفت ومحل خرجش نیز مشخص میشد واگر در بحث کالای اساسی هم اگر بود بدون افزایش قیمت در داخل عرضه میشد وفکر کنم از نطر قانون احدی اجازه نداردچنین ارزهائی را که برای هدف خاصی است که تعریف شده را چنج کند وبصورت ریالی خرج کند یا حتی ارز وریال انرا از طریق منابع مبادلاتی بازرگانی رایج برآورده سازد که نقض غرض ومختل کننده فرآیند ارگانیک مبادلات است وهمه چیز را بهم میریزد ضمن اینکه کشور را با بازار ثانویه مواجه میکند که از قضا این موارد مشروحا در بدو تلاطمات به طرق گوناگون به فرمانداران واستانداران بعنوان نمایندگان دولت اطلاع رسانی شد وکافی بود همین یکی دوقلم اقدام، که بشکلی اصلاح کننده رفتار مالی ،بدون کمترین هزینه بود انجام میشد که نشان از دلسوزی کسانیست که حتی ریالی در طول عمرشان از منابع دولتی اخذ نکرده اند اما واقف ونطاره گر رفتارهائی هستند که قمر در عقرب است که هر لالی را به بلبل تبدیل میکند که باید به فال نیکش گرفت که واقعا این کشور خود یک دانشگاه است ودانشگاه نرفته هر آدمی اگر درد را حس کند میتواند به درجه پروفسوری وکرسی های علمی ودانشگاهی برسد.لذا وقتی چار قران ارز را به مسافر ودانشجو با آن کیفیت میدهیم ومسافر بیچاره ازهردوسو مورد هجمه قرارمیگیرد(حتی با فرض اینکه برای تفریح و سیر وسیاحت رفته باشد ودر امورات شخصی خود تنها خدا را حاضر وناظر میبیند در حالیکه همه کارش قانونی وبا مجوز وبا پول خود است الی اینکه خلافش عمومی شود ومجبور باشد ارز را در جای دیگر جستجو کند معلوم است که اهداف، از سفرتجاوز میکند وبه هدف سوداگری منتج میشود بقیه هم در بَرَک و کمین نشسته اند که هر نقدینگی دراختیاررا یاامکانی نقدی را بشود بکار بست ،اعم از اینکه متعلق به خودش باشد یا غیر، وکلاهی برای خودِ خودش تهیه ببیند مخصوصا که بنوعی به آشفتگی مالی و بروز نبودن ومستندنبودن ومنتهی به ترازکل ومعین هم هستیم که فرقی نمیکند که دولتی باشد یا خصوصی یا خصولتی یا سهامداری که ممکن است سهامدار از جابجالی منابع نقد بی خبر باشد وموارد دیگر ،از جمله اینکه واقعاجای تامل است که سپرده ها دست نخورده است،که باید دید سرمایه مثلا بانکها چه وضعیتی پیدا کرده است که این حجم ریال در فرایند چنج واقعا تعجب برانگیز است چون بالاخره هر چیزی قاعده وقانون خود را دارد مثل اینکه بنطر نمیرسد مثلا سازمانی یا بنگاهی دولتی یا عام مجاز باشد وجوه جاری یا متعلق به هدف خاص دیگر را سپرده کند که حتمامصداق اخلال دارد وهر پولی باید در جای خود خرج شود وبا پولی که شخصیست متفاوت است وباید به هنگام خرج شود تا اختلالی در روند اجرائی واقتصادی کشور پیش نیاید که برای همین است که واقعا معتقدم هر پول متعلق به کشور اعم از اینکه از محل منابع باشد یا انواع درامد حتی از طریق خودگردانی، باید همراه هزینه های تعریف شده اش همزمان واتومات در خزانه انعکاس داشته باشد ودوم اینکه این وجوه بصورت تنخواه با بهره گیری از تعاریف معین مالی بطور مستند وبروز باشد تا حتی امکان جابجائی و رفتار فارق از رعایت قانون بدون امکان رصد و اقتصادی بودن نباشد تا جائیکه ارزش یک ریال هم بیهوده از بین نرود وحتی مصرف هم از قاعده منطقی تبعیت کند ومثلا اگر قرار است xریال یا دلار خرج چیزی شود که مقبول است …………x+y+y+y+y خرج نشود یا درآمدی علی الراس بخرج گرفته نشود وقابلیت رسیدگی مالی ومهندسی وحجمی داشته باشد که همه وهمه این نوع رفتارها باید از قاعده وقانون یکپارچه ای در عین استقلال تبعیت کند ومخصوصا بروز وغیر مخدوش وقابل رصد وتصمیم گیری باشد طوریکه ظرف چند دقیقه بشود به اخرین نتایج عملکرد روز قبل وبلکه جاری اشراف داشت تادر اداره امور نیازی به مشاهدات عینی پس از بروز اشکال نبود ومثلا در تراز یک وزیر ،ایشان باید درلحظه با عدد ورقم بالانس شدهء روز قبل مشرف بر امور باشد وکلمه تفویض که بسیار کلمه زیبا با کاربری در مدیریت امور است ودارای ارزش بسیار بالا ،ارزش ومعنی خود را بعنوان رها سازی وباری به هر جهت وتصمیمات خلق الساعه تقلیل نیابد که هنوز دیر نشده است وباید تصمیمات سخت گرفت ورویکردها ونگرش را تغییر داد که از ابتدا هم در راهبردها نبوده است وبشکلی انحراف وسلیقه عمد یا سهو یا حرف مرد یکیست بوده است که واقعا میطلبد حتی اگر پارامترها ومختصات را دقیق در اختیار نداریم وصرفا اقتباسی بطعیست بسراغ دولت ومدیریت مجازی در هر حوزه ای از نطر اقتصادی رفت ونتایج را ثبت کرد وبعد در عمل به آن پرداخت وکور عمل نکرد وزیادی منابع هم باعث وبانی هرز خود به خودی وبی هدف وبدون توجیه نشد

      0

      0

    
    امروز شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۸
    • تـــازه ترین خبرها
    • پـــربازدیدترین ها
  • جلسات پی در پی هاشمی پور با مسئولان کشوری برای توسعه ی حوزه انتخابیه
  • دستگیری دو سارق و اعتراف به ۱۱ فقره سرقت در گچساران
  • دیدار نوروزی بخشدار مارگون با خانواده شهداء و مردم+تصاویر
  • جشن حاشیه ساز گچساران و نفی دو قطبی تهوع آور مخالفان و موافقان شادی
  • مدیران خانوادگی ، مدیران چند نبش، مدیران همه دولت ها
  • عملکرد شیخ جابرزاده نمادی از اسلام واقعی
  • در اقدامی زیبا ؛ پاکسازی منطقه گردشگری موگرمون شهرستان لنده+تصاویر
  • کهگیلویه و بویراحمد بارانی میشود/ اطلاعیه و هشدار اداره کل مدیریت بحران استان کهگیلویه و بویراحمد
  • ماجرای جشن حاشیه ساز گچساران؛ از واکنش نماینده و امام جمعه تا ادعای یک پایگاه خبری مبنی بر هدفمند بودن این جشن/امام جمعه گچساران خطاب به فرماندار:اگر نمی توانید پس کنار بروید +عکس و سند
  • پیام تسلیت شهردار باشت به مناسبت درگذشت سید رحیم محمدی
  • جدید ترین اظهارات سید محمد موحد درباره حضورش در انتخابات آینده مجلس
  • آئین تجلیل از قهر مانان المپیاد استعدادهای برتر ورزش هاکی دختران کشور در گچساران برگزار شد+تصاویر
  • عفو و آزادی سرمایه دار مطرح بویراحمدی از زندان/ هشدار مدیرکل دادگستری به برخی رسانه ها
  • پیش‌بینی وضعیت جوی کشور تا ۱۳ فروردین ۹۸ 
  • بوسه عضو شورای شهر لنده بر دستان پاکبانان/ اقدام قابل تقدیر انجمن جوانان+تصاویر
  • چه شد که مجری محبوب نود اخراج شد؟/ سیر تا پیاز ماجرای “عادل فردوسی‌پور” و “مدیر شبکه ۳”
  • اخلال درساخت و ساز محوطه دانشکده صنعت ومعدن چرام
  • رئیس مخابرات شهرستان گچساران منصوب شد+حکم 
  • دلنوشته دخترانه برای پدر سفر کرده…
  • در آستانه سال نو؛ پاکسازی معابر شهر باشت با مشارکت پلیس راهنمایی و رانندگی و شهردار باشت+تصاویر
  •