طراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : شنبه ۱۵ دی, ۱۳۹۷ | کد خبر : 90269 | نویسنده : sajad |
  •   

    فانوس زاگرس؛     وزیر اشتباهی؛حذف امثال هاشمی ، نپذیرفتن واقعیت ها     به قلم دکتر روح الله قابضی       هفته گذشته شاهد دومین استعفا درمیان وزرای دولت تدبیر و امید بودیم. این بار دکتر سید حسن قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی که به کاردانی ، درایت […]

    فانوس زاگرس؛

    فانوس زاگرس؛

     

     

    وزیر اشتباهی؛حذف امثال هاشمی ، نپذیرفتن واقعیت ها

     

     

    به قلم دکتر روح الله قابضی

     

     

     

    هفته گذشته شاهد دومین استعفا درمیان وزرای دولت تدبیر و امید بودیم. این بار دکتر سید حسن قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی که به کاردانی ، درایت ، خستگی ناپذیری و محبوبیت در میان مردم و دولت و افکار عمومی شناخته شده بود به قول خودش کارد به استخوانش رسید و ادامه خدمت در این دولت را بی نتیجه دید و از قطار دولت پیاده شد.

     

    گرچه در نظام مدیریتی استعفا هم به عنوان یک روش ترک خدمت مطرح بوده و موضوعی طبیعی و عادی است اما معتقدم این قبیل استعفاها از جنس دیگری است و لازم است ابعاد آن بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

     

    در این خصوص باید گفت نه آمدنش به دولت برای کسب قدرت و ثروت و شهرت بود و نه استعفایش نمایشی و تبلیغاتی بود.

    دکتر هاشمی قبل از معرفی برای وزارت بهداشت در دولت یازدهم، فرد شناخته شده ای برای عموم مردم نبود و عمدتا در جهاد سازندگی و بخش بهداشت و درمان شناخت نسبی از ایشان وجودداشت.همان موقع یادم هست وقتی کابینه یازدهم معرفی شد یکی از دوستان در خصوص دکتر هاشمی و دو نفر دیگر از وزرای پیشنهادی نکته ای گفت که البته در خصوص دونفر دیگر مطمئن بودم اما در خصوص دکتر هاشمی اصلا چنین فکر نمیکردم.نکته این بود که دکتر هاشمی به توصیه و معرفی مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی این مسئولیت را پذیرفتند .

     

    موضوع برایم خیلی تازگی داشت اما بعدها که ایشان وزیر شد و خدماتش را شاهد بودیم، شکی برایم نماند.در اینجا باید تیزبینی و دور اندیشی و شناخت عمیق مرحوم هاشمی از کشور و افراد را ستایش نموده و به روح بلندش ادای احترام کنیم.

     

    جالبتر اینکه مرحوم هاشمی آخرین ملاقاتش نیز ساعتی قبل از مرگ با دکتر هاشمی وزیر بهداشت بوده و در این خصوص توصیه هایی نیز داشته است.امروز در کشور ما واژه خدمت به مردم و احساس تکلیف برای خدمت گذاری به مردم دو واژه ای است که به شدت رایج گردیده است به گونه ای که عموما افراد هدف از گرفتن پست و مقام و موقعیت را صرفا با هدف ادای تکلیف و ارائه خدمت بیان میکنند .

     

    البته که وقتی مردم عملکردهای مسئولان اجرائی را می بینند و با شعارهای داده شده مطابقت میدهند باید گفت این دو کلمه بیشتر حالت جک و تمسخر و کوچه وبازاری پیدا کرده است .دیگر این قبیل ادعاها حتی از افرادی که نیت واقعی آنها خدمت است نیر برای مردم بسیار سخت و غیر قابل باور شده است.به عبارتی دوغ و دوشاب قاطی شده است که پدیده بسیار زشت و خطرناکی است .

     

    این موضوع از این جهت مهم است که به سرمایه اجتماعی کشور آسیب جدی وارد کرده است. تنها موضوعی که با شنیدن این کلمات به ذهن متبادر می شود این است که خدمت و ادای تکلیف صرفا ابزاری است برای رسیدن به مطامع دنیوی و کسب قدرت و رانت و رانت خواری است.متاسفانه عملکرد برخی دولتمردان و مسئولان اجرائی کشور در سنوات و ادوار گذشته به گونه ای بوده است که تفکر اغلب مردم به این سمت جهت داده شده و شکل گرفته و نهادینه شده است .

    اما حقیقت امر این است که احساس تکلیف و خدمت صادقانه در خصوص آقای دکتر قاضی زاده هاشمی به گونه ای دیگر بوده و از جنس تعارفات معمول نبوده است.همانطور که در نامه استعفای خود نیز آورده است آمده بود تا واقعا به مردم و بهداشت و درمان کشور خدمت کند.به معنی واقعی کلمه احساس تکلیف کرده و با اعتقاد قلبی به خدمت قبول مسئولیت کرده بود.کسانی که آشنائی بیشتری با شرایط وموقعیت ایشان دارند به خوبی میدانند که با توجه به شرایطی که داشته و دارند اصولا نیاز به پست وزارت و بالاتر از آن نداشته و ندارند.ایشان از جمله وزرائی بودند که به لحاظ اقتصادی و مالی هیچ گونه نیازی به پست و مقام و رانت و استخدام فامیلی نداشتند.

     

    حتی میتوان گفت با قبول وزارت شاید از نظر اقتصادی و مالی متضرضر نیز شده باشند.این صرفا یک ادعا نیست بلکه ایشان در طول خدمت خودر در دولت با عملکرد خوب در بخش بهداشت و درمان کشور از جمله طرح تحول سلامت این ادعا را درعمل به اثبات رساند.

     

    طرحی که آثار و برکاتش در سراسر کشور قابل مشاهده بود و به تایید مقامات ارشد نظام نیز رسیده است.در رابطه به کارگیری اقوام و بستگان که امروزه متاسفانه شاهد شیوع آن در کشور هستیم ایشان به صراحت اعلام کردند هیچ کدام از بستگانش نه تنها در این وزارتخانه به کار گرفته نشده اند بلکه برخی از نزدیکانش به واسطه نزدیکی به ایشان حتی از حقوق طبیعی خود محروم نیز شده اند .

     

    در واقع میتوان گفت حقیقتا ایشان ایثارگری و از خود گذشتگی کردند و به قول خودشان اعتماد کردند و این مسئولیت سنگین را پذیرفتند.همگان میدانیم شرایط کابینه معرفی شده به گونه ای بود که کهنسالی و غیر کارامد بودن افراد حتی صدای اعتراض طرفداران دولت را نیز بلند کرد .

     

    در این رابطه فارغ از موضوع گیریهای سیاسی که تا حدود طبیعی است نوعی اعتراض عمومی را در بدنه حامیان دولت به دنبال داشت چرا که معتقد بودند شرایط سنی کابینه به گونه ای است که انگیزه وتوان تلاش لازم برای حل مشکلات کشور را ندارند.اما در این بین جناب آقای دکتر هاشمی از جمله وزرای کاردان و دلسوز و پرتلاشی بود که جور کابینه کنهسال و بی انگیزه را می کشید به گونه ای که بارقه های امید را در دل هواداران و کسانی که به اراده این دولت برای خدمت امید داشتند ،را زنده نگه می داشت .

     

    هواداران دولت با مشاهده خدمات و فعالیتها و پشتکار مثال زدنی ایشان از رای به این دولت احساس پشیمانی نکرده و امیدوار به آینده بهتری بودند.به جرات می توان گفت دکتر هاشمی افتخاری برای این دولت بود. از افراد پرتلاش وفعال تحولگرا و با برنامه این دولت بود به طوری که در طول دوره وزارت حدود ۳۹۰ سفر استانی و شهرستانی داشته که عمدتا در روزهای تعطیل آخر هفته بوده است.اکثر سفرهای ایشان به مناطق و شهرهای بسیار محروم و دور افتاده در اقصی نقاط کشور بوده که بعضا در طول تاریخ نظام جمهوری اسلامی یک بار هم مقامی در سطح وزارت به آنجا سفر نداشته است.

     

    در این راستا آخرین سفر ایشان به استان محروم کهگیلویه و بویر احمد در یک روز تعطیل و حتی در زمانی که مستعفی نیز بوده انجام شده است. از دیگر ویژگیهای ایشان صداقت در گفتار وکردار بود به گونه ای که دوست داشت واقعیت ها به مردم گفته شود نه اینکه با حرفهای خلاف واقع فقط با هدف دلخوشی کاذب مردم حرف بزنیم.کما اینکه این صداقت ورک گوئی دستمایه برخی شبکه های مجازی برای تخریب چهره ایشان نیز شده است.اما باید گفت مردم امروز الحمدولله اگاهند و خود سره را از ناسره به خوبی تشخیص میدهند. ایشان به معنای واقعی کلمه یک مدیر جهادی و دلسوز به خصوص برای مناطق محروم بود.اهل کارهای نمایشی و شعارهای دهان پر کن نبود.همیشه دوست داشت با مردم صادق باشد و بین حرف و عملش تفاوت نباشد .

     

    اما چرا چنین فردی که به معنی واقعی کلمه عاشق خدمت بود کارد به استخوانش رسیده و نمی تواند ادامه خدمت دهند و به تعبیر خودش اشتباهی بوده است. شاید روزی که مهران مدیری سریال مرد هزار چهره را روی انتن برد هرگز فکر نمیکردم این موضوع در سطح کابینه و وزرای دولت روزی مصداق عملی پیدا کند و عضوی از کابینه خود را اشتباهی بخواند .باید دید مشکل واقعی کجاست.آنچه در ظاهر گفته شده مشکل در خصوص تخصیص بودجه وزارت بهداشت بوده است اما معتقدم موضوع فراتر از این است.این که گفته می شود کابینه باید هماهنگ باشد حرف درستی است اما این هماهنگی به چه قیمتی .آیا به قیمت جان مردم؟متاسفانه در کشور ما مفهوم هماهنگی به درستی تعریف و تبیین نشده و برداشت های متفاوتی از آن می شود.هماهنگی برای ارائه خدمت و داشتن صداقت با مردم هدف اصلی دولت و کابینه است و هر وزیری با این موضوع هماهنگ نباشد اصولا نباید به کابینه وارد شود .اما این موضوع با هماهنگی با افراد خاص در دولت و کوتاه آمدن و سکوت در مقابل زیاده خواهی و رانت خواریها و معاون سالاری بسیار متفاوت است. همانطور که دریک تیم فوتبال بازیکن سالاری مضر و مخرب است و مربیان بدون تعارف با آن برخورد می کنند حتی اگر به زیان تیم باشد در کابینه هم وزیر سالاری یا معاون سالاری یا رئیس دفتر سالاری مخرب و محکوم است.

     

    متاسفانه دولت تدبیر و امید که با حمایت و پشتیبانی قاطبه اصلاح طلبان و اعتدالیون و بهره بردای ازحمایت و نفوذ بزرگانی چون مرحوم آیت اله هاشمی رفسنجانی بر سر کار آمد پس از سوار شدن بر اسب قدرت به عقبه خود پشت پا زده است.امروز سرنوشت دولت در دست افرادی از حزب خاصی است که در هر استانی به تعداد انگشتان دست هم حامی ندارند.کار این افراد به جائی رسیده که اخیرا مدعی شده اند خود یک تنه روحانی را به ریاست جمهوری رسانیده اند.در حالی که همگان می دانند این افراد کمترین نقش را در پیروزی آقای روحانی داشته اند اما متاسفانه همه امور مملکت به دست آنها سپرده شده است .

     

    امروز مصالح مردم وکشور به مصالح و نوع روابط افراد خاصی محدود شده است. افرادی که واقعا برای مردم تکراری بوده و نه تنها جذبه ای برای مردم نداشته اند بلکه موجب دلخوری و ناراحتی هواداران واقعی دولت نیز هستند.امروزتصمیمات کلان کشور در همین حلقه محدودی اطرافیان رئیس جمهور گرفته می شود و ورود به این حلقه و اعتراض به تصمیات آنان خط قرمز محسوب می گردد .به نظر می رسد رئیس جمهور محترم با این افراد رودربایستی و تعارف دارند.نمونه بارز آن وزیر بهداست است که به قول خود اشتباهی به این حلقه وارد شده است .در خصوص بودجه بندی کشور نیز باید گفت متاسفانه در کشور به جای آنکه تنظیم بودجه بر مبنای عملکرد و شاخص های کاری و اولویت دهای اصلی کشور باشد بیشتر به وسیله چانه زنی و رفیق بازی و باند بازی انجام می شود. در نتیجه صدها طرح بدون توجیه اقتصادی صرفا بر اساس چانه زنی و رفیق بازی و راضی کردن همه در کشور شروع شده و نیمه تمام رها شده است .

     

    بلوکه شدن سرمایه های کشور در این طرحها، خسران ملی برای کشور به همراه داشته است.بودجه ریزی در کشور ما به جای برنامه محوری به فرد محوری تبدیل شده است و برای اختصاص بودجه بیش از طرح و برنامه فشار و چانه زنی و نفوذ افراد تاثیرگذار است.دکتر هاشمی حقایق تلخی را در این مورد مطرح کرد و رفت که واقعا جای تاسف است.اخیرا کلیپی هم از دکتر حسام الدین آشنا مشاور محترم رئیس جمهور در این خصوص در فضای مجازی متشر شده است که از برخی از این زد وبندها در بودجه پرده برداشته است که واقعا جای تاسف است و قلب هر انسانی را به درد می آورد که در این کشور چه خبر است.

     

    واقعا درداور است که با بیت المال مردم چگونه رفتار می شود. واقعا جای تاسف است که دم از عدالت می زنیم اما بودجه دولت و بیت المال مردم چگونه بین برخی افراد و موئسسات ناکارامد و غیر مولد تقیسم می شود و آنگاه در برخی مناطق محروم مردم از آب اشامیدنی برخوردار نیستند.تاسف و تاثر و نگرانی وقتی بیشتر می شود که وقتی فردی نسبت به این موضوع اعتراض میکند به عدم هماهنگی متهم گردیده و مجبور به استعفا از دولت می شود حتی اگر موفقترین وزیر دولت باشد.در اینجاست که افراد عمومی با نوعی تردید و پارادوکس روبرو می شود .بنا به اطلاع تنها در یک مورد ۳۵ هزار میلیارد تومان به پرداخت بدهی موسسات مالی اختصاص داده شده در حالی که معلوم نیست این موسسات توسط چه افراد و گروه هایی و با چه هدفی ایجاد گردیده و سرمایه مردم کجا و به جیب چه کسانی رفته است که اینگونه بیت المال مردم باید جور آن را بکشند و از بودجه سلامت مردم باید بزنند و به اینها اختصاصا دهند.چه مصلحتی است که بالاتر از سلامت و جان مردم است.در مقابل به طرح مهم تحول سلامت که با جان مردم سر وکار دارد تنها ۱۶ هزار میلیارد اختصاص داده اند.همانطور که دکتر هاشمی در آخرین سفر استانی نیز یاداور شدند بخش عمده ای از مشکلات کشور به این موضوع برمیگردد نمی‌خواهیم در کشور نه بگوییم و دوست داریم همه راضی باشند.

     

    اگر در این چهل سال مدیران کشور ما نه گفتن را مانند بله گفتن بلد بودند شاید شرایط کشور متفاوت‌تر از این بود. در بخش بودجه‌ریزی کشور راهبردی تعیین نشده و دیمی عمل می شود .در نتیجه ، ثمره آن این است که در هر باغچه‌ای بیلچه‌ای می‌زنیم و هیچی هم به عمل نمی‌آید اما اگر به یک باغچه به درستی رسیدگی شود قطعا می‌توان برداشت خوبی نیز داشت.

    معتقدم تصمیم دکتر هاشمی برای استعفا واقعا یک تصمیم احساسی و نمایشی و لحظه ای نبود .ایشان اصولا چنین روحیه ای ندارند.باید بپذیریم مشکلاتی که امروز دکتر هاشمی به خاطر آنها خود را از قطار قدرت و دولت پیاده کرد به راحتی قابل چشم پوشی و حذف نیستند. شاید با فضا سازی رسانه ای و تغییر افراد در کوتاه مدت بتوان صدای آن را خاموش کرد و ان را به تاخیر انداخت . اما شک نداریم در آینده ای نزدیک با تاثیرات چند برابر خود را نشان خواهند داد.کما اینکه برخی از مشکلات اقتصادی امروز کشور نتیجه چنین تصمیاتی در گذشته است که با تاخیر اثر خود را نشان داده است .

     

    عقل و منطق حکم میکند تجربه گذشته چراغ راه آینده باشد اما متاسفانه در کشور ما چنین نیست و بیشتر تمایل داریم مدام در آزمون وخطا باشیم و همه چیز را خود تجربه کنیم. در خاتمه باید گفت کنار رفتن وزرای خوش نام و مردمی و تلاشگر که خدمات ماندگار آنها زبانزد عام و خاص است و هیچ گونه شک و شبهه ای در صداقت انها وجود ندارد ، ضربه مهلکی به اعتبار این دولت و حامیان آن است.این گونه اختلاف نظرها در دولت و این مدل کنار رفتن ها برای مردم و افکار عمومی قابل پذیرش نبوده و در این خصوص توجیه نیستند و این قبیل منازعات دورن کابینه پیام مثبتی را به جامعه و مردم انتقال نمی دهد.

     

    جناب آقای رئیس جمهور باید بدانند باز شدن گره مشکلات کشور با کنار رفتن وزرای کاردان و باانگیزه نه تنها باز نخواهد شد بلکه بر وخامت اوضاع خواهد افزود.این نوع برخوردها و حذف امثال دکتر هاشمی ها یعنی نپذیرفتن واقعیت و پاک کردن صورت مساله و به تاخیر انداختن مشکلات کشور شاید برای کوتاه مدت خیال برخی را راحت کند اما راه کار حل مشکلات کشور اینگونه نیست.باید فکری اساسی کرد. فلسفه وجودی دولت ارائه خدمت به مردم است این موضوع با کنار رفتن وزرائی که عاشق خدمت و خدمتگذاری به مردم بوده و در عمل نیز این را به منصه ظهور رسانده اند در تعارض است. رئیس جمهور محترم باید در این خصوص تعارف و رودربایستی با دوستان قبلی را کنار بگذارند و مصالح عمومی مردم را فدای افراد خاص نزدیک خود نکنند. به جای کنار گذاشتن امثال دکتر هاشمی ، مسببین واقعی نگرانی مردم را برکنار کنند.رئیس حمهور محترم باید بداند افراد معدود و حلقه تصمیم سازان اطراف ایشان معدل خواسته های عمومی مردم نیستند. به عبارتی چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.

    انتهای خبر/
    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟
    4 نظر برای “وزیر اشتباهی/حذف امثال هاشمی ، نپذیرفتن واقعیت ها”
    1. دولت گفت:

      متاسفانه یک مشت ادم پیر و فرسوده اجازه کار به افراد کاردان و با برنامه مثل دکتر هاشمی را ندادند ایشان را وادار به استعفا کردند.به نظرم اقای روحانی دولت رت تعطیل و همه را در سازمان مدیریت ادغام کنه بهتره تا این وضعیت.

      0

      0
    2. احمد گفت:

      متن شفاف و جالبی بود.استفاده کردیم

      0

      0
    3. ناشناس گفت:

      شاید تنها کسی باشم که در فضای مجازی دور از تعریف وتمجید ها ومنکوب وبی انصافی کردنها،برای دکتر کامنت گذاشتم
      لذا ناچارم توضیح دهم
      متاسفانه اتفاقیکه چند دهه است در کشور ما شدت گرفته است واز قضاء در سیمای بدتر آن ظاهر شده است اینست که راجع به کمترین کارها ،پای آدمها را بمیان میکشیم وبرای انجام واجرای هر کاری شکل وآناتومی آدمها آنهم صرف جسم وظاهرشان، به رفتار و ذهنمان میآید که مغایر اجرا وعمل وشک برانگیز ومحتملا غیر محقق است درحالیکه اصولا عاملها ،یعنی کسانیکه کاری را میکنند یا ،باید کاری راانجام دهند الزاما باید از خصوصیاتی طبق راهبردها برخوردار باشند.
      وقتی راهبرد وساختار تعریف میشود عوامل باید با دقت وبدون انحراف،پس وپیش کار را از قبل در پروژه یا سازمان ببینند.( درست عین یک ساختمان که قبل ازساخت آن میشود دیدپنجره ها ودر وپیکر وغیردر کجا جانمائی میشود ونما واسکلت چه باید باشدوساختمان چه حالت وکاربردی را پیدا میکند) که معمولا بادرصدی ازخطامیشود دردنیای امروزبسهولت به چنین طرح ونقشه ای رسید لذا نیروی کار یکی از عوامل اجرائی است والبته مهمترین!!! پس سایر عوامل باید در اجرا دست به دست هم دهندتابه ساختار موردنظرباکمترین تلفات وبیشترین بهینگی رسید

      درمحاورات ونوشتارها وسخنرانی ها ،زیاد از شایستگی گفته میشود امادقت نمیشود که شایستگی درچه؟وآیا این کلمه موضوعی انتزاعی ومجرد است یا پیچیده ودقیق وجامع؟ معتقدم حتما شایستگی منوط به دانش ،مهارت واشتیاق است اگر کسی دانش،مهارت،واشتیاق کاری را در اجرا نداشت چگونه میشودبااین لقب خطابش کرد؟حتی اگر یکی ازاین سه رانداشت نمیشودکسی را شایسته خطاب کرد اینجاست که بحث تخصص وتعهد مطرح میشود ومیتوان به جرات گفت کسی که تعهدندارد
      متخصص نیست،چون پاسخگو نیست وباید در پیشگاه الهی ومردم پاسخگو باشد
      کسی هم که متخصص نیست نمیتواند متعهد باشد،چراکه حداقل عقلی که خداوند به بشر عطا فرموده است یعنی عقل روزمره،و او را خُل وچِل نیافریده، کفایت میکندکه تمیزو فصلت کندودرطول دوران عمر بیشتریادبگیردوبردانش ومهارت خود بیفزاید وبیشتر وبیشتر خود را وظیفه مند ،مسئول وپاسخگو بداند
      لذابرای شایستگی این حداقل میتواندمتناسب کاری که بایدانجام شود درجایگاه تخصص و تعهدبصورت افزاینده بنشیندچون باین قائل هستیم که تخصص، متبادر است باتبحراز صفرتاصدو تعهد ادای وظیفه به بهترین شکل است که معمولا این نیز با تربیت وآموزش وارشاد میسر تر میشود اگربربنده خورده گرفته نشودتخصص آشنائی وتسلط برانجام امور است که حتماباخود سابقه ای را،اگرنگوئیم تجربه،(که شمولش محدوداست)باخوددارد وبروزوظهوریاحالات وضعی آنرا اگر چه خفا باشد نشان میدهد واین سه مورد با تحقق توان پاسخگوئی، شایستگی رااطلاق میکند
      ضمن اینکه بعیداست از آدمیکه عقل روزمره را دارددرمسئولیت اجرای کاری قرار بگیرد که نه علاقه ای بشرح وظایف آن داردنه مهارت آن کار راونه توانسته است دانش آنرا بدست بیاورد یاحتی کوشیده باشد به این سه نائل بیآید!!!!که نتیجه این میشودکه در حوزه فردی واجتماعی وانجام وظیفه ، ساز ناموزون خود رابزند تا جائیکه دراجتماع نیز خسارت بارمیاوردوخود را در اجرای راهبردها تحمیل میکندونهایت به عدم پاسخگوئی وعدم مطلوبیت فنی ومعرفتی ختم میشود آنوقت است که جامعه دائم بدنبال ناجی،وعده ای هم در جامه قهرمان وپهلوان ظهور میکنندکه بسیار بداست وبه نوعی بت پرستی ختم میشود که بکلی متفاوت است ازتجلیل برجستگان و خاصان،که اقدامی خارق العاده میکنند که شاید در حیات نیازی به تجلیل هم نداشته باشند هر چند سیاست مع الفارق است امادر هر شرایطی پارامترها وابعادنباید در ابعاد اجتماعی وفردی،فاقد کارکردهای خاص خود باشد،هرچند در حوزه شخصی ارتباط با خود ومعبوداست.وتنها خالق هستی وخود فرد میداند چه خبر است طوریکه گویا بعضی موارد را حتی فرشتگان هم نمیدانند ومستور در نزد خالق وخود است بنابراین درحوزه اجتماع
      اجراوعمل،باپارامترها محاسبه وقابل اندازه گیریست که اصولا باید منطبق بروظیفه و مسئولیت باشد.لذا تلقی قهرمان وپهلوان دراجرا وعمل ووظیفه مندی قهرمانی وپهلوانی نیست ونبایدبرنده شدن را با قهرمانی وپهلوانی اشتباه گرفت یاخلط کردکه با فرض برنده شدن ،ادای وظیفه ومسئولیت شده ونمره قبولی بدست میآید چون اصولا درعمل و اجرا،وظیفه ومسئولیت وراهبردهاتعریف میشود وبقولی بیگداری ،آنهم دردنیای پردانش و مهارت ، و،وحدانیتی که بشر به آن توفیق یافته است بعیدوغیر طبیعی وغیرعادی وغیر منطقی بنظر میرسد مخصوصا که شعارهابرمبنای خواسته های بحق ومنطقی واستراتژیک باشدمثل اینکه عواملی، روزی از طریق راهبردها بشنوندکه فقروفساد و تبعیض نباشد،اما: برعکس،هر طور چرتکه انداخته شود عکس آن مشاهده گردد اینجاستکه اگردیده شد یاکشف شدعکس عمل شده است جای دفاع ندارد.که از چند حالت خارج نیست یامجری میتوانسته ونکرده است یااگرنمیدانسته است چراوقت انرژی مادی ومعنوی دیگران وبالطبع اجتماع راگرفته است و خسارت زده است واگر هم بگوید اغفال شده ام که مصیبت است وباید بار گناه دیگران را هم حمل کندواصولا وقتی نمیتوانسته ومیدیده است که تعارض وانحراف شدیدی در اهداف پدیدار شده است وحتی باو متذکر شده اند وحتی راهنمائی کرده اند وخود لااقل میتوانسته بپرسد وزون وتمرکزکند چراخبالا شده است و امور را بدیگری نسپرده است یا حتی چرا کمک نخواسته است که این تلقی پیش نیاید که اصولا به شان ومنزلت انسان جسارت شده است وخالقش را هم ناراحت کرده است وبعضا به جائی برسد که غیر قابل بخشش شود ومثل گرمن سیاه هرگز سفید نشود
      شاهداین قضیه این است که فرض کنید شرکتی رامیدهندکسی مدیریت کندوشرکت هم اساسنامه وضوابط وسیستمی دارد وطرف هم گل وبلبل است و مهارت ودانش واشتیاق هم دارد اما یکباره سال مالی که میگذرد متوجه میگرددکه بایدبا اشراف خود و عواملش ، باید وجوهی را بعنوان اندوخته احتیاطی وقانونی وجوهی نگه میداشته انداما این کار رانکرده اندوپس از یکماه از سپری شدن سال مالی ،اداره دارائی آمده ویقه شان را چسبیده ومالیاتش را میخواهد وازنظر قانون هم دارائی میتواند تحکم کند (چون گمان اینست که کشور لطمه میبیندوباو امر وتاکید شده واتفاقا کوتاهی قصور تلقی میشود) ومطالباتش را به اجرا گذارد وحتی اگر مالکیت با دولت هم باشدمنجربه تعطیلی شرکت شود.
      معلومستکه چه زیان و خسارات جبران ناپذیری پدیدمیآید.(که یک امر ساده است)
      لذاتقصیرونقصانی پیش آمده،تاجائیکه عوامل مالی اینکاررانکرده باشندیامدیرتاکیدنکرده است یادرترازسالیانه فقط امضاوپاراف کرده است ومتوجه خطا و اهمال بعمدیابه سهو،نشده،بعنوان یک تجربه تلخ که منجر به دستورالعملهای فراگیر شودقابل اغماض نیست امامیشودبه تکرار نینجامدوتخفیفی داد مشکل اینجاست که عوامل مالی هم کتبا وشفاها متذکر شده اند وتالی فاسدها را متذکر شده اندامامدیراجرائی به هردلیل سرباز زده یا اصولا آشکار یا پنهان اظهار داشته وتاکید کرده باشدکه تاریال آخر خرج شود ونیازی به اندوخته نباشد یا اصولا دانشش نم کشیده باشد واصولا با صغرا وکبری هم قانع نشود ومقاومت نمایدکه حتما جرم وخیانت تلقی میشود چون به عمد یا به سهو خلاف واز دور خارج شده است ویا به خود زحمت نداده است شرح وظایف واساسنامه را بداند وبخواندکه مطمئنا این آدم نه متخصص است نه متعهدواصولا علیقلی وخُل وچِل یا زرنگ وآب زیر کاه است که شایسته تلقی نمیشودوباید حقوقهائی را که گرفته است پس از کسر خرج خانواده اش گرفت وداد به یک فقیر ومستمند یا در جائی بنفع یک یا چند آدم بی درآمد سرمایه کرد وبعد این آدم برود پیش آنها کار یاد بگیرد لذادراجرا باید از بحث آدمهاعبورکردوبه راه کارهاوسیستم ها وابتکارات وابداعات واکتشافات شیفت کرد وکسی نبایدشیفته کسانی بشوند که اصولا ازطریق قبول مسئولیت ارتزاق و حقوق دریافت میدارند(از قدیم هم گفته اند صد که آمد نود هم باید باشدواین هزینه های ایاب وذهاب وهواپیما وخود منزلت اجتماعی که نذری نیست.بایدریال بریالش اگرمابه ازاندهدخودش تلف نشود وهرگز این تلقی پیش نیاید که چون کشور ثروتمندی داریم فقط مدیریت خرج داشته باشیم و تازه این تصور پیش آید که طرف ازآسمان افتاده است ورستم دستان است ،هرچند فرددر قامت خود ممکن است از برجستگی هائی برخوردار باشد که حتما نبایدناقض عملکرد درست وپاسخگو وبهینه باشد
      باری خسته تان کردم معمولا طی چهل سال گذشته هر وقت مطلبی رابصورت غیرعلنی اطلاع رسانی کرده ام برایم فرقی نداشته است که مخاطبم کیست؟ودر چه گروه ودسته ای قرار دارد ،اما حتما هرمکتوبات را برای مسئولی ارسال کرده ام اعم از اینکه چپ بوده است یا راست یا مغلطه ای از این دویاراستِ صراطی ومستقیم.معمولا برای چندنفرومخصوصا برای دیگران هم فرستاده ام وشاهد گرفته ام .از جمله همین طرح سلامت را،که سالهاپیش باچندهدف اساسی وزیربنائی انعکاس دادم واتفاقا به رئیس کمیسیون برنامه مجلس هم از طریق دیگری با واسطه انتقال دادم چون خودم دسترسی نداشتم ومایل هم نیستم این موضوعات رسانه ای شود وخدای نکرده امر به خودم نیز مشتبه شود که از کره ماه آمده ام.
      باور کنید هر وقت این قضیه ارز پیش میآمد خدا خدا میکردم که ارزی داده نشود وپیش خودم میگفتم اسطوخدوس بخورم بعض(اصطلاح لری) اینه که با ارز دولتی دارو ومواد اولیه تهیه دارو،واردشوداماباچند برابرقیمت عرضه شود (دق میکردم دق )آنهم دارو وموادوابزاریکه میشده است از اروپا واردشود نه از چم خلف عیسی!!!!(چون هم میدانستم عرضه با افزایش قیمت غیر قانونیست هم تولیدش مرغوب نیست هم اینکه از همه مهمتردهها نفر وزیر بهداشت شده اند امااین رویه ادامه یافته واپیدمی شده وهمه اش دعوای پول وارز است )
      حتی یکبارندیدم کسی بگوید که این داروها ومواد وتجهیزات وابزار پزشکی را که در موارد خاصی بایدایمن و استریل باشدراقرار است انبارداری کنیم وبدانیم چه بر سر دارو و.‌.با ارز دولتی میآید وکجاست وبا چه قیمتی وچگونه توزیع وعرضه میشود؟(که حتمامنظورساخت سازه انبارودولتی کردن دارو نیست)ومنظورم نرم افزارکاراست که الی ماشاءالله کامپیوتر طی نیم صده گذشته به وفور واردوموجود است که اگرهم نبود،دنیا قبل ازکامپیوتر این کارها را با دست انجام میداده است وهم اکنون هم کامپیوتر تسهیل کننده است ونه معجزه گر ویک کمکیست واگر در جائی هم وابستگی پیش آمده وفقط نتایج استخراج میشود غلط است وباید از برق رفتن ترسید.
      لذامشخصا نوشتم که بایددفترچه بیمه و پاراکلینیکها از مطبهای خصوصی برچیده شود
      وبا پرداخت تام وتمام ویزیت پزشکان (بصورت آنلاین ودر حد متعارفِ جهانی،در کلینیک های بیمارستانی ودرمانگاهی با انواع خدمات، باکمترین حق ویزیت جمع شود ودر نسخه دفترچه های بیمه ،علاوه بر سایر نسخ نوع وقیمت دارو وسهم مشتری وسازمان های بیمه گردقیقا مهر معتبروامضاشود تا اگر واقعالازم شدازسرویس پاراکلینیکی درکلینیک بیمارستانی بهره برد تا ازهزینه بیمارودولت کاسته شودوپس از درمانهای اولیه در صورت عدم پاسخ یا حالت اضطرار مثلا بیماری که ناراحتی گوارشی دارد به تشخیص فوق تخصص سونویاکلنوسکوپی شود تاابزار پزشکی رسالت خود رابیابند وخدای نکرده به بیزینس تبدیل نشوندکه متاسفانه علیرغم پرداختن آقای هاشمی به سایر مولفات،بازهم شاهد این هستیم که دعوا روی بودجه است ومحتمل ارزمخصوص به دارو و…..،بدون اینکه طرح حذف بیمه وابزار پاراکلینیکی ازمطبهای خصوصی،وانبارداری ونظارت محسوس دارو که بشود با تراز سالیانه لااقل بامجلس طرح موضوع کرد وتقاضای بودجه بیشتر،مطرح شودیا حتی چشم اندازی را برایش تعریف کنیم.هرچند ایشان کوشیدند درمان سرپائی بصورت کلینیک عملیاتی شود وانواع تخصص وپزشک عمومی در یکجا جمع باشند که نمونه اش را در گچساران هم داریم (البته با شکایت تاخیر درپرداخت حق ویزیت) بنابراین آقای هاشمی هم نازنین است ومثل وزیر محترم نیرو که امسال تماما در دفترش زیر پنکه دستی در گرما نشست (که من قربون پنکه اش بروم)محترم واتفاقا متخصص است اما کاش روزیکه بهش گفتند که داروی خاص نیست کمی فکر میکردو باطرف هم شوخی میکردودرحیاط همان فضا با هم مشت هم میانداختند وفرح و شادی هم ایجادمیکردند امابجای آن پاسخ که از تاریخ پاک نخواهد شد واز یک متخصص بعید بودکاش میگفت ،کاکا جان فردابیاوزارت و جایزه ودستور دریافت دارویت رابگیرومن هم از اینجا که رفتم دستور میدهم این نوع دارو در تمام مراکزاستانها ،بطور اضطراری دراختیار گروهی ازنمایندگان داروخانه های استان باشدتاحتی اگر شده ،ده دقیقه به عمر یک بیمار بیچاره وبدبخت اضافه شودلذانه تعهدبه تنهائی برای کار اجتماعی کفایت میکند نه تخصص مطلق وخشک وخالی با هر درجه ای از PHD !!!!
      اما
      چون این خصوصیات فراگیرنیست باید رتبه مطمح نظر قرار بگیرد واز هیچ کارِ خطائی اغماض نکردودرصورت اهمال تکرارنشود ونهایت اینکه اگر با بی دانشی وبی مهارتی وعدم اشتیاق عجین بودپیش ازهرکس خود فرد مسئولیت را درک کندودرصورت سرباز زدن،فاکتورهای اندازه گیری بایدتعیین کننده باشدنه اینکه فلانی خلبان است یا چشم بسته غیب میگوید واصولا جای ابوعلی سیناورازی وفیثاغورث راگرفته است.قهرمان وپهلوان وحق به جانب تلقی شود وبیراهه طی طریق کند که بر خلاف این استعفا با توجه به تلقی صداقت از دکتر، ایشان باید خود را در این راه پیر میکردتا خدایش راضی تر شود وشاید موفق میشد مثل حرفه شخصی اش که ان شاءالله متعارف بوده است وطبیعیست که کسی در بیزینس شخصی اش موفق باشد،موفق گردد بر این معضلات غلبه کند که این نوع جا دادن به دیگری خلاف انصاف وخود را راحت کردن است در حالیکه این مردم به آدمهائی مثل ایشان با دقت بیشتری نیازمند است وایشان موطفند که ادای دین کنند ولذا نوشتم همین مشکل راخانم دستجرد
      هم داشت بااین تفاوت که ایشان صراحتا مطالبه ارز میکردند وایشان به بودجه وزارت اعتراض داشته اند که البته واقعا باید برای اون پرداخت های ارزی که ایشان به مواردی از آنها اشاره کرده است ودرصد زیادی از معضلات پولی ومالی متاثر از همین نوع اقدام بوده است که باحسن نظر در اولین روزهای بازی های ارزی وپولی،تماما،ازطریق فرماندارمحترم شهر و معاون محترم استاندار ورئیس کمیسیون و هر کس دیگر که میدانستم دستی برآتش داردفراتر از این یکی دو مورد ،با راه حل ارائه طریق نمودم اما افسوس !!!!!که میتوان بآنهامراجعه ودرنزدفرماندارمحترم ومعاون محترم استاندار وحاجی غلام (البته از طریق واسطه واستدعا از فرماندار برای شرح ماوقع به ایشان وهر مسئول دیگری. ) ملاحظه نمودودید که همان روز اول میشد اجازه نداد پوشک بشود۹۰۰۰۰تومان (آخه ارز چکار داره به کالای موجود واز پیش تهیه شده ؟)
      همانطور که از سی سال گذشته میشداجازه نداد آب کشورچنین سرنوشتی بیابد وحداقل سی سال است که اطلاع رسانی کتبی میشود که در ارشیوها ونزد خودم موجود و بایگانیست اما متاسفانه علیرغم اینکه اخیرا ونزدیک به یکسال است با هزینه شخصی عازم وزارت نیرو شدم(که آقایان حاج غلام،و ریاست محترم ناحیه وفرماندارمحترم هم در آن سفر، در یک هواپیما بودیم ،شاهدندومراتب خدمت فرماندار محترم
      عارض شد.خوبست تا کنون چه اتفاقی افتاده باشد ؟
      بجزآن فردیکه متعاقب سفرمعاون وزیرنیرو در شروع سدچم شیر، ماموریت یافت که نقطه نظرات بنده را کتبا به وزیر نیرو برساند وهمین امر سبب تشویقم به این سفر شد احدی نپرسیدهالوخرت چند؟که باشرمندگی قصه راشرح میدهم تو خود حدیث بخوان از این مجمل !!!!
      رفتم تهران ،جلسه ای با مدیر کل آب تهران و روابط عمومی وزارت با حضورخانم دکتر کارشناس گذاشتم وطرح موضوع کردم که بسیاراستقبال شدوادعا کردم اگر هم قرار است با آب شیرین کن وکانال دریابه دریاویاباروری ابر اعم ازشوتینگ(روش روسی)یااختلاف پتانسیل (پروین)که این دومی بومی تر وارزان تر وعلمی تر وقابل انحصارکشوربودن ،برای پرهیز از اختلالات آب وهوائی در خاورمیانه ومدیترانه واقیانوس هندبهتر ومفیدتر وارزانترمیباشد،مشکل آب راحل کنید،بنده ادعادارم اگرحق مالکیت مادی ومعنویم رابدهید وفرزندانم را استخدام رسمی کنید،بانگرش پایداری روستاو توسعه خارق العاده سطوح جنگلی در اقصی نقاط کشور متناسب گیاه دیم مقاوم در طول تاریخ وتغییر استراتژی کشاورزی بنظرم میآید پس از کارشناسی وتصویب هیئت دولت وحتی فائو وجذب کمکهای فائو بتوانم بصورت ارگانیک قدمهای اساسی را با کمترین بار مالی وتصویب قانون جدید برداریم که اگر پاسخ مناسب دریافت کنم پاوپوینت دستی ،بدون نیازبه پروژکتور یا سایر ابزاروادوات وریموت وکاملابومی ومهندسی ودستی قرار دهم، وچون وقت تنگ است یکماه فرصت میدهم با وزیرتان درمیان بگذارید اگرمقبول واقع شد که شداگرنشدباز هم بنده اهل خساست علمی و خدمت نیستم و در هر حال پاورپوینت رابه خاطر گل روی شهیدان وجانبازان ورزمندگانمان ارسال میکنم.تا هر طور صلاح دیدیداقدام کنید اما چون کاره ای نیستم واتفاقا مایل نبودم رسانه ای شود ومایل بودم حکومتی تلقی گردد.خوددانیدامااز مالکیت معنوی آن صرف نظر نمیکنم اما بدانیدکه توفیق طرح در جامعیت وجدیت آن وبهره گیری از سال آبی پیش روست که باید تمام امکانات باتولیگری (کوردینِیت) وزارت کشورواقدام سازمان نیرو، محیط زیست وجهاد،پای کار بیاید ویک عزم ملی معنی دار محقق شودکه بعد از این جلسه برگشتم .
      که گویاهنوزمدیر کل روابط عمومی علیرغم اینکه ارجاع داده اند علیرغم اصرار بنده واهمیت موضوع جرات نکرده اند مکتوبات را بگذارنددرکارتابل وزیر زیرپانکه نشین و متخصص ما،که شدیدا بدنبال صرفه جوئی در مصرف ،آنهم ۳٪آب شرب وهرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش هستند که قابل ستایش است چون واقعا در آن گرمای تیر ماه وزیر پنکه آدم با کت وشلوار طب میکند وباید خیلی تحمل گرما بالا باشد که واقعا روزیکه قیمت آب شرب درون بطری راباآب شرب شهری مقایسه میکرد واقعا از خودم پرسیدم واقعا چرا ما باید اینقدر آب بخوریم مخصوصا که مقایسه ارزی هم شد ونزدیک بود دوباره خلیج فارسی کردن قیمت آب هم به میان آید که تا حالا بخیر گذشته است ِلذا بعد از اون سفر من هم با هر بارش کاری جز دعای باران کاری از دستم برنمیآید ومیگویم خدا یا زیادش کن
      البته خیلی دوست دارم لااقل وزیر بنویسد برو کشکت را بساب عامو!!! هرچندبنده ولکن نیستم وباوجودیکه سایرین با من قائم موشک بازی میکنند عده ای را شاهد گرفته ام وخواسته ام چون میتوانند درب دفتر وزیر را باز کنند ووارد شوند خواسته ام تشریف ببرند ومطلب را با وزیرنیرو در روابط عمومی بخوانند واگر خوب نبود محکم بزنند توی دیوار،وچند تا بد وبیراه هم به بنده بگویند تا بنده هم دیگه بچسبم به زندگیم که پدرم ازاینهمه بدیهیات که فقط برای حل آنها عقل روزمره هم کفایت میکند در نیاید وغصه نخورم وبیش از این ایثارگران کشور که جانشان را در این راه گذاشتند بیش از این دل شکسته نشوند وآنها هم غصه نخورندو بدانندکه شهیدان زنده اندو پیش خدا روزی میخورند وبعضی آقایون دیگه بیش از این افراط نکنند واگر رست حسینی نیستند بروند یک گوشه ای بخورندوبخوسند.وشکر خداکنند

      0

      0
    4. گچ گفت:

      احسنت بر دکتر قابضی فرزند شایسته گچساران
      انصافا مطالب مفیدی نگارش میکنید و جای خود حضرت عالی خالیه در مناصب ارشد کشور

      0

      1

    
    امروز دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸
    • تـــازه ترین خبرها
    • پـــربازدیدترین ها
  • خروج گندم از شهرستان بویراحمد ممنوع شد
  • با تمام وجود غمگینم ، مثل زنی که نمیدانست زن بودنش را…
  • ﻋﺮﻭﺱ گچساران ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺧﺖ، و میسوزد+تصاویر
  • اظهارات استانداران سابق و جدید کهگیلویه و بویراحمد در مراسم تودیع و معارفه / احمدی: هر جا مسئولیتی داشته باشم کارگزار مردم کهگیلویه و بویراحمد خواهم بود/کلانتری: آویزان کسی نبوده ام
  • استاندار جدید کهگیلویه و بویراحمد:آویزان کسی نیستم/سرباز رهبری هستم
  • اتخاذ تاکتیک جدید از سوی “سید قدرت”
  • واکنش سید قدرت الله حسینی به قدرت الله بیعت اصل
  • کارهای بزرگ دیگران را حقیر جلوه دادن و کارهای کوچک خود را شق القمر ، جای گله مندی از نماینده است
  • “چرا زینل زاده؟”
  • گزارشی از مراسم تکریم و معارفه استاندار کهگیلویه و بویراحمد/تاجگردون:کلانتری لرتر از آقای احمدی است/غلام محمد زارعی:همدلی بی سابقه ای بین نمایندگان استان بوده است/عدل هاشمی پور:رقابت بین نمایندگان استان سیاسی نیست+تصویر
  • روایت مدیرکل بحران کهگیلویه و بویراحمد از ۱۰ روز جست‌وجو برای یافتن پیکر جوان غرق شده در رودخانه بشار
  • لزوم برخورد با عاملان یا آمران در پرونده های متهمان اقتصادی 
  • استانداری که حتی حاضر نشد خانواده اش را در یاسوج سکونت دهد
  • روایت مدیرکل بحران کهگیلویه و بویراحمد از ۱۰ روز جست‌وجو برای یافتن پیکر جوان غرق شده در رودخانه بشار
  • تصمیم عاقلانه و زیرکانه برای “اردلان زینل زاده
  • واکنش فعال سیاسی گچساران به جشن محله سادات
  • ادامه آتش سوزی در کوههای لنده و کندی عملیات اطفای حریق +تصاویر
  • یادداشتی بر تحرکات انتخاباتی در کهگیلویه و بویراحمد
  • زمان و مکان آئین تودیع و معارفه استاندار کهگیلویه و بویراحمد با حضور وزیر کشور
  • نماینده بویراحمد و دنا:تمام تلاش خود را برای پیدا کردن جوان غرق شده در رودخانه بشار بکار خواهیم بست
  •