طراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : سه شنبه ۱۷ مهر, ۱۳۹۷ | کد خبر : 85359 | نویسنده : sajad |
  •   

    فانوس زاگرس؛ به قلم غلامعباس موسوی نژاد  بسیاری از ما، مانند پدرانمان زندگی می کنیم ، بسیاری از ما مانند هزاران سال پیش فکر می کنیم . ممکن است تلفن همراه داشته باشیم ، ماشین داشته باشیم ، سایت و اینترنت و فضای مجازی و… را بشناسیم. اما هنوز، مانند اجداد هزاران سال پیشمان، فکر […]

    فانوس زاگرس؛

    به قلم غلامعباس موسوی نژاد 

    بسیاری از ما، مانند پدرانمان زندگی می کنیم ، بسیاری از ما مانند هزاران سال پیش فکر می کنیم . ممکن است تلفن همراه داشته باشیم ، ماشین داشته باشیم ، سایت و اینترنت و فضای مجازی و… را بشناسیم. اما هنوز، مانند اجداد هزاران سال پیشمان، فکر می کنیم ومی اندیشیم. هرچند، فکر کردن به شیوه گذشتگان، در مورد بسیاری از اصول تفاوتی نکرده واشکالی هم ندارد .

    به عنوان مثال: اگر هزاران سال پیش، اجداد ما معتقد بودند دروغگویی خوب نیست ، خیانت خوب نیست ، دزدی خوب نیست و… بسیاری از اصول اخلاقی و مذهبی متعلق به گذشته است وهیچ اشکالی ندارد. ما حتی، تا هزاران سال آینده، می توانیم مانند اجدادمان فکر کنیم . زیرا بسیاری از اصول اخلاقی، غیر قابل تغییرند. اشکال اینست که بسیاری از ما ، مانند اجدادمان هنوز بصورت آزمایش و خطا زندگی می کنیم .

     

    بعضی از آدمها درس خوانده اند ، مدرک گرفته اند، عنوان حزبی ، سیاسی ، اداری و… دارند، اما مانند یک کودک، نیازمند تربیت هستند. به عقیده بنده، بعضی از ما، باید به مهد کودک برویم و مسایل ابتدایی را از اول یاد بگیریم .مثلا ادب و نزاکت داشته باشیم ، جلوی دیگران دست توی گوشمان نکنیم ، جلوی دیگران، آب دهن نیاندازیم ، مسواک بزنیم و…

     

    متاسفانه ، این هزینه ها توسط بسیاری از خانواده ها برای فرزندانشان، پرداخت نشده و متاسفانه بر عهده جامعه گذاشته شده است . یعنی اینکه فردی از نظر سنی بزرگ شده ، قد کشیده ، تحصیل کرده ، حتی عنوان پیدا کرده است ، اما کودکی نابالغ ولی بزرگسال است . متاسفانه جامعه و بخصوص دوستان اینگونه افراد، باید هزینه تربیت این افراد به ظاهر بزرگ را پرداخت کنند.

     

    به عنوان یکی از راهکارهای قابل اجرا و عملیاتی وبرای تربیت خودمان، هر کدام از ما، باید برای خودمان، اصولی تعیین کنیم و با انضباط و جدیت تمرین کنیم که اصول زندگیمان را زیر پا نگذاریم .به عنوان مثال، می توانیم به عنوان اصول زندگی به خودمان قول بدهیم : دستمان و دامن مان وچشم مان را پاک نگه داریم . با خودمان عهد ببندیم که به اصولمان وفادار باشیم .

     

    با خودمان پیمان ببندیم متملق و چاپلوس نباشیم . با خودمان عهد ببندیم که اهل ریا و تظاهر نباشیم، دروغگویی و خیانت انجام ندهیم . اگر عده زیادی از ما، با خودمان پیمان ببندیم و بر پیمان خود استوار باشیم. می توانیم، جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کنیم . می توانیم آسوده تر سفر کنیم ، خوشحال تر زندگی کنیم ، دوستانه تر رانندگی کنیم ، مهربانتر باشیم و به اصول کلی فرهنگ ایرانی، یعنی پندار نیک و گفتار نیک وکردار نیک، پایبند و متعهد بشویم . این سه اصل، می تواند جهان را دگر گون کند و زمین را به بهشت موعود تبدیل کند، اگر ما به آنها پایبند باشیم و انضباط داشته باشیم ، ایرانی هستیم. ما ایرانی ها، مدعی فرهنگ و تمدن و نبوغ و هزاران چیز دیگریم، اما واقعا چند نفرمان معتقدیم که پندارمان نیک است؟ چند نفرمان، به گفتار نیک اعتقاد و اعتماد داریم ؟ چند نفرمان کرداری پسندیده و نیکو داریم ؟ درهمین حال، بسیاری شروع می کنند به سفسطه بازی که منظورتان از نیک و نیکی چیست و نیکی تعاریف متفاوتی دارد و نسبی است و… اما، حتی دروغ گویان و فریب کاران، می دانند که دروغ می گویند و یا فریب می دهند. افراد خائن و دزدان می دانند که خیانت ودزدی می کنند و… ما، شاید بتوانیم دیگران را فریب بدهیم، اما خودمان را که نمی توانیم، فریب بدهیم . ما درستکار و مهربان و نیک رفتار و نیک پندار نیستیم . هر شایعه ای را باور می کنیم ، بدون تحقیق در مورد بسیاری از مسایل سخن می گوییم ، به فروشگاهها هجوم می آوریم و اجناس کم ارزش را می خریم، خارج از نوبت کودکان را هل می دهیم و نان می خریم، و… ولی از عدالت علی( ع) سخن می گوییم. نام فرزندمان را حسین می گذاریم، اما مانند یزید به او حیله گری و سوء استفاده از منصب و مذهب را می آموزیم و…

     

    لطفا، به عنوان یک راهکار اجرایی، اصول زندگیمان را بنویسیم و به دیوار خانه آویزان کنیم . بسیاری از ما، در گذر زمان، تحت تاثیر جو غالب ، فراموش می کنیم که رفتارمان ناجوانمردانه و یا غیر اخلاقی است. اینکه شما امروز کالایی می خری صد تومن و فردا، می فروشی دو برابر، خلاف اخلاق است . ( شما چه زحمتی کشیدی ای، چه تغییری داده ای، چه تبدیل و فرآوری در سکه، برنج و..انجام دادی ؟ و…) جنسی که همسایه ناتوانت ندارد و تو انبار کرده ای، کالای ارزان را گران خریده ای چون ثروتمندی، همسایه ات می بیند که تو چندین قلم کالا خریدی و انبار کردی و… امری غیر اخلاقی و خلاف جوانمردی است. بسیاری از ما، فراموش کردیم که از دیر باز، مردم ایران به جوانمردی و مروت معروف بودند. بسیاری از ما، از بزرگانی چون رستم ، کورش و انوشیروان و… سخن می گوییم، اما مانند مغولان رفتار می کنیم .

     

    ما ایرانی و مسلمانیم و حرف حق را از زبان هر کسی باشد می پذیریم. پذیرش حق، جزو فرهنگ ما و روش پسندیده نیاکان ماست.

     

    لطفا در این شرایط بحرانی، بیش از حرص ولع وهجوم برای خرید، همدلی ، مهربانی و همراهی کنیم.

     

    متاسفانه ما، داریم خودمان را هم گول می زنیم، داریم خودمان را می فریبیم، داریم خودمان را دور می زنیم. دو رکعت نماز می خوانیم و از آدم و عالم طلبکاریم. فکر می کنیم، مجوز هر کاری را با همین دو رکعت نماز، بدست آورده ایم .

     

    ما، قبل از آنکه مسلمان باشیم ، ایرانی هستیم ، قبل از آنکه ایرانی باشیم، انسانیم و بنده خداوند، پس بندگی کنیم و بدانیم ، در بهترین حالت ممکن، ما ناخدا، هستیم، پس خدایی نکنیم. متاسفانه، گاهی اعراب جاهلی را تمسخر می کنیم، ولی رفتارمان، دست کمی از آنان ندارد.

     

    در تاریخ نقل است که یکی از خوارج ، شبی از کنار خانه ای می گذرد و بصورت سهوی دستش را به دیوار خانه ای تکیه می دهد، اما چون بدون اجازه تکیه داده بود ، رفت و از صاحبخانه اجاز خواست و گفت : از من چیزی بپذیرید یا تنبیهم کنید و یا حلالم کنید. ما را چه شده که اینگونه همدیگر را برای قالب پنیری ارزانتر، بی حرمت می کنیم ؟ افسوس که سود جویی دارد، به عنوان یک عادت و حتی اعتقاد در جامعه ما ریشه می دواند ، بلندگو داران و صاحبان قدرت و مسئولین نباید بی توجه به این موضوعات باشند . عادت های نادرست دارد در جامعه ریشه می دواند و به صورت یک امر نهادین در فرهنگ عمومی جا خوش می کند. کدام غبار ناشایست چشمانمان را مکدر کرده که چشم بر حقایق بسته ایم ؟ کدامیک از ما، اعتقاد داریم، لقمه حرام، فرزند خلف می پرورد و دختر پاک دامن تحویل می دهد؟

     

    آدمی، طبعی فراموشکار دارد و حتی دانسته های خودش را نیز فراموش می کند، حتی گاهی مجبور می شود، دانسته های خودش را دوباره تجربه کند و متاسفانه چون تجربیاتش مکتوب نمی شود، نسل های بعدی هم مجبور به تجربه و تکران آن می شوند. گاهی، به خودمان یاد آوری کنیم که از کجا آمده ایم و به کجا باید برویم تا بدانیم که چگونه باید بمانیم و چه چیزهایی را باید بدانیم . بزرگان ما، تجربه کرده و به ما گفته اند که هرگز، کژی جای درستی و راستی نمی نشیند. بهترین درمان بیماری ها، خرد است و خرد آدمی، پیامبر باطنی اوست و هیچ کسی نمی تواند، در پیشگاه خرد، بهانه جویی کند و عذر بیاورد که نمی توانسته حقایق را درک کند. زیرا حقیقت آشکار و شیوه ، متد و روش مشخص است . پس به تکنولوژی امروز، مجهز می شویم، ولی ملتی جوانمرد، اخلاق مدار و انسان دوست باقی خواهیم ماند.

     

    اصول زندگی مان را بنویسیم و به خودمان یاد آوری کنیم ، تا یادمان نرود که ، کجای تاریخ ایستاده ایم و چگونه باید رفتار کنیم . به امید فردایی بهتر، امروز را خوب زندگی کنیم.

     

    برچسب ها :
    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟
    15 نظر برای “تربیت خودمان”
    1. ناشناس گفت:

      خدا پدرت را بیامرزد،توی همین اوضاع یکی پیدا نشد که بگه راست یا نادرست قضیه ارز اینجور شده ،اما افزایش قیمت کالائی که در فروشگاه یا بازار است حرام مطلق است وحتی تجهیز نقدینگی از جیب مردم در صورت استمرار قضیه ارز ؛حرام دوبله وسوبله است جالب است نه مجامع وارد گود شدند نه دولت ؛روش تعزیرات هم که به یک یا دو کالا توجه شود وفوقش جریمه شود کاربرد ندارد وحتی لازم بود که لااقل گفته یا آموزش داده شود که کسی برای عرضه گران نخرد وکسی گران هم نفروشد تا اگر کشتی های حامل ارز گران که حداقل سه ماه طول میکشد که برسد ؛اگر تحریم اجازه بدهد آنوقت گرانتر خریدند گرانتر هم بفروشند تازه با این همه سازمان وانواع واقسام دکترا وگل ؛منگلی ؛فقط کالائی اجازه عرضه گرانتر باید پیدا کند که واقعا گرانتر تهیه شده ؛نه با ارزهای تخصیص یافته یا ارز آزادی که در زمان ثبت سفارش بعضا تفاوت چندانی نداشته وارز تجاری وروتین خود وارد کنندگان بوده است ؛نه اینکه مجمعی تشکیل شود ومردم هم دوباره فریفته شوند وکسی بیاید وانتظار داشته باشد گمرک کالایش را که با ارز تخصیص یافته وارد شده واصولا زمانی که کشتی اش رسیده ؛هنوز دلار چنین نبوده؛آزاد کند که ببرد مثلا تولید کند وبعد چند برابر قیمت ؛که پیشتر زمینه اش در بازار تثبیت وفراهم شده ؛عرضه کند ودوقورت ونیم هم طلبکار شود ونشود با گذشت زمان ثابت کرد که ارز ؛ارزتخصیصی بوده ونباید گرانتر عرضه شود که جالب است قانون هم منع کرده است ؛بله کالا نباید یکساعت هم در گمرک بماند مخصوصا مواد اولیه ؛ولی اما معنی اش اینست اینبار هم که همه چیز بهم ریخته طرف قسر در رود ولی دولت هم نباید اینچنین بجنبد وباید با فراخوان وارد کننده ای که ارز تخصیص یافته یا گران نشده ؛وارد کرده بنشیند وفوری وفوتی وبدون تعادف ودادن فرصت ؛تعهد باز پرداخت مابه التفاوت را اخذ کند یا متعهد کند که بدون تغییر قیمت عرضه کند ودائم رصد وبه مردم اطلاع رسانی کند که اصولا چنین تخصیص هائی منع قانونی داشته است وتازه عدم اجازه برای عرضه گرانتر مربوط است به ارز تجاری که چند دوره است بر اثر اقدامات غیر قانونی زائده ودنباله ای هم پیدا کرده بنام تخصیص ارز .مکنید مسازید شرم خدا کنید طرف رفته کالا آورده حالا انتظار داره گمرک آزادش کنه ونم پس ندهد بابت چی ؟کدام تخم دوزرده را زائیده است؟لذا هر کسی هر کاری کرده ؛وهر هدفی داشته ؛مستقیما مردم مردم مورد تهاجم اقتصادی قرار گرفته است ونباید وضعیت مثل دوره گرانی اینچنین قیمتها باین شکل تثبیت شود وارز باید بشود همان ۳۸۰۰ وکالا هم برگردد به حالت همانوقت هر کس همبرای عرضه گرانتر خریده برود پولش را از آخرین عرضه کننده بگیرد آنچه راکه فروش رفته رفته ؛تمام قیمت ها ی آنوقت را از سیر تا پیاز مجامع دارند وکسی هم نمیتواند بگوید ضرر کرده ام راهش هم در مورد ارز یک چیز بیشتر نیست دادن ارز مسافری ودانشجوئی بدون قضاوت وبا کیش دیگران خواندن ؛برابر مدت روزهای اقامت در خارج باندازه مخارج یک روز در کشور خودمان با افزودن هتل وایاب وذهاب ونه بیشتر بصورت تضمین یافته وپایدار ؛به کسانیکه سفرشان منع قانونی ندارداونوقت بببنیم اصولا کی ارز لازم دارد که ناچار باشد به بازار غیر رسمی یا صراف مراجعه کند تا باین طریق بتواند کشور را بازی بدهد ونقدینگی های انباشته را با سیاست تزریق چنج کند واز دسترس خارج کند طوربکه بدون واروات کالا ارز ناشی از درآمد منابع نابود ونیست شود ؟وبال در بیاورد برود خارج از مرزها ودوباره در آغوش غربی ها وبعد هم بیان بگند اینجوری مبسود واونجوری ویکشبه صدها تئوریسین متولد شود بدون اینکه بداند هالو خرش چند است بله نقدینگی افسار گسیخته داریم اما آیا این راه جمع آوریست شاید روشهای کینزی این را دیکته کند اما مردم چنین چیزی را هضم نمیکنند که باید اجازه نداد با رصد قیمت ها در چرخه اقتصادی افزابش قیمت چند برابری پبش بیاد که ناچار بشیم باهمین متد با واردات تنظیم کنیم وباعث رکود وتوقف تولید هم بشویم در حالیکه با وجودیکه بازرگان واقعی قائم به خود است وتازه کار ومدل جدید وپلاک موقت نیست وبصورت تاریخی تجارت میکند ونیازی به ارز تخصیص یافته ندارد ونیازش را با بالانس در صادرات یا هر راه دیگری انجام میدهد و میداند چه بکند. آیا اگر فرض کنیم برای رشد واردات در صورت وبا شرط عدم تهدید تولید داخل نیاز به ارز بیشتری دارد ؛تخصیص بلافاصله ارز است با ذکر ارز آزاد ویا اون چبزیکه اینروزها اسمش را گذاشته اند خدماتی ؟واقعا نمبشود و نمیشد بانک را که لااقل متعهد است ثبت وضبط کند متولی کرد ؟آیا تجربه تلخ دوره احمدی نژاد را نداشتیم ؟تا در چنین حالتی بانک با در اختیار گذاردن ارز با اعمال سود منطقی واتفاقا باز هم رصد کالا که اگر خیانت یا جنایت کرد از این خدمات محروم بماند ؛ارز مورد نیاز را با معوض ریال تسهیلاتی در اختیار گذارد که اصولا تلقی افزایش قیمت ارز پبش نیاید ؟کجا داریم میریم وفقط یک چیزمان تابلو است که خوب بهم فحش میدهیم ویاد نمیگیریم اگر مسئولیتی پذیرفتیم طوری شود که لااقل از طریق مقامات شهرستانی وبلکه روستائی ؛پشت کوهی ها هم نظرشان را بدون فوت وقت انتقال دهند که اینهمه دریدگی عارض نشود ؟ومثلا وزیر نیرو ده دقیقه وقتش را در اختیار همین پشت کوهی ها بگذارد شاید تشنگی اینجور که میگند عارض نشود یا مسئولی بصرفد برایش (لااقل از طریق اینهمه امکانات ومنشی و….)که در پاسخ به چنین ادعائی بنویسد پیام رسید وارد نیست .وقتی میدانیم وقت فکر کردن ویادگیری نداریم چرا امکانی بوجود نمیآید که یافته ای بدون فوت وقت انتقال یابد حداقلش اینست اگر اینهمه یافته های علمی را در دسترس هم نداشته باشیم همین فرهنگی که برادرمان اشاره داشته است در ادبیاتش ؛قاعده وقانون همراهند آخر بدون مکانیزم وقاعده متناسب وضعیت چگونه میشود بر اسلوب نشست ؛آیا واقعا این اتفاقاتی که میافتد بر پایه اقتصاد مقاومتی که از قضا همان اقتصاد پایه محور است که اصول مالی وپولی وقبمت و…..درآن باید لحاظ شود بوده است؟آیا بفرض که مشکل در خود دلار بوده باشد نمیشد خود دلار به چالش کشیده شود که در جهان جیغش درآید ؟تا مجبور شوند برای بردن ارزهایشان با النماس بیایند برای کشوری که ثروتمند است ومنابع دارد کار کنند و فرمانبر بشوند بجای اینکه انتظار داشته باشند آقائی کنند ؟آیا از ماست که بر ماست نیست؟آیا میشود انتظار داشت که اگر کسی خواست کمکی به کشورش کند از بخشدار گرفته تا بالاتر دستش را در دست آدم هدف قرار دهد تالااقل بتواند دستش را بگیرد وبگوید عموجان از اینور

      1

      0
    2. ناشناس گفت:

      با تفاسیر فوق باقیمانده نیاز ارزی اعم از ارز لازم برای کالای سرمایه ای واستراتژیک واساسی وسایر وهزینه های ارزی جاری دولت ابتدا در خزانه سپس در بانگ مرکزی در اختیار خود دولت است ؛لذا علت اینکه تقاضای ارز بوجود میآید چیست جز نیاز مسافر ودانشجو وخریدهای دستی وعدم چنج پول ملی در مقصد که اینقدر وصرفا به همین دلیل که اول باعث افزایش نقدینگی میشیم سپس امکان چنج را فراهم میکنیم که این وسط قشر ضعیف ومتوسطی که دست وپا نداشته باید این وضعیت را تحمل کند که مابه ازا آن سپرده هائیست که با تشویق همین دولتها با هدف پس انداز در بانک ها وچند سالیست در بانکهای دامن زننده نقدینگی میباشد که برای زنده ماندن ومحتاج دیگران نشدن ؛بسیاری با فروش ماحصل یک عمر زندگی اقدام به سپرده گذاری با هدف کسب درآمد برای برآورده کردندهزینه زندگی عادی وبیماری ودرس بچه ها در حد سبد هزینه یک خانواده عادی کرده اند وحتما غرض بیش از این نیست که مسئولیت کاهش ارزش شدید این سپرده ها که اصلا در این فکر نبوده اند که با پول خود قاطی این بازیها شوندابتدا بانکها وسپس دولت است که اگر ترمیم نکند عملا نصف کردن یا بیشتر دادائی این دسته از آدمهائیست که با عرضه سهام یا سابر موارد سفته بازی بصورت کاملا علنی وآشکار تبلیغ میشده است وکار ناصوابی نبوده است وبنوعی وجوه پس انداز هر سپرده گذاریست که حداقلش اینست که بانکها باید با پشتوانه کردن ارز ؛ارزش دارائی های سپرده گذاران را نگه میداشتند که این خود که خود بانکها در این نوسانات آیا نقشی داشته اند یا نه یا اصولا اقدامی در این جهت کرده اند یا نه که ارزش سپرده ها از بین نرود کرده اند یانه وآیا بدلیل اینکه بنگاه مالی بوده اند با تجربه ای که در گذشته ودر زمان احمدی نژاد بود ؛اصلا بفکر حفظ ارزش سپرده ها بوده اند یا نه ؟که اگر ارز بر نگردد دولت مسئول جبران این مابه التفاوت است

      1

      0
    3. ناشناس گفت:

      اگر؛جو روانی پیک افزایش قیمت ارز ؛به هر دلیل همزمان نمیشد با عرضه سکه اتفاقی که میافتاد این بود که خلا ارزی نیاز مسافر ودانشجو ورشد نیاز به واردات کالا ناشی از احتمال ودرست تر (قطع به یقین)کمبود کالای خارجی وکمبودظرفیت خالی؛یا نیاز کالائی داخلی گران شده مصنوعی با اعمال احتکار وحرص گران فروشی وپنهان کردن وعرضه چند برابری یا حتی کمبود واقعی ناشی از عوامل دیگر؛نهایتش ؛چون گذشته؛ دولتها را وا میداشت که ارز بیشتری رابدون هدف گذاری وکمافی السابق؛تزریق کنند تا التهاب بخوابد (که حالتیست؛ که در یک بیمارکه بدنش را عفونت گرفته یا مورد تهاجم ویروس قرارگرفته ؛میباشدکه با تزریق پنی سیلین ها وضد التهاب ها؛ ازالتهاب کاسته میشود؛و حداکثر اقدامیکه حکیم یا پزشک عمومی حتی بدون نیاز به آزمایش وتنها از طریق معاینه انجام میدهد همین است ) تا در این رهگذر کسانیکه صرف نظر از نقدینگی انباشت شده ؛وروتین ونهادینه شده دلالی ناشی ازمنافع سرشار وتصاعدی عرضه کالا(در حد فاصل تولید تا عرضه) راکه در طول سال موفق به عرضه ارزان متاثر ازمخصوصا فراوانی مواد غذائی؛ونیازمندیهای عرفی وداخلی پدید آمده بعد از انقلاب وخریدارزان از تولیدکننده میشود وبعضا برای دوره ای بعد انبار میشود تا اقلام ناشی از سیاست تنظیم بازار مجوز دریافت کنند یامازاد بر مجوز واردشود وبعنوان مسکن در بازار عرضه شود موفق میشوند در فرصت مناسب کالا را چند برابر عرضه؛به محض کم شدن عرضه ؛روانه بازار کنند وباعث اثرات تورمی بر سطح عمومی قیمتها بگذارد ؛که در واقع واردات بدوا:با هدف پیشگیری از افزایش قیمتهاصورت میگیرد؛زمینه را فراهم ببینند که کالای باقیمانده را به چند برابر قیمت عرضه کنند وکالائیکه آمده بود تا بازار را تنظیم کند با واردات فزون تر وکنترل نشده تری سود سرشاری را عاید کند وعلاوه بر جبران مافات وبظاهر خداپسندانه اینبار علاوه بر خلق نقدینگی در دست عده ای خاص ؛توی سر تولید کننده بزند وعملا آب وانرژی وتوان کشور را شاید؛ بی هدف دشمنی با کشور؛ اما با حرص ثروت از بین ببرد؛که ازاین رهگذرافزایش نقدینگی در اولین نابسامانی ارزی عمد یا سهو تجهیز وارز وثروت کشور را که باید صرف کالای سرمایه ای وفناوری واستراتژیک و….شود برباد دهد وبدون ورود کالا (معادل ارز های از دسترس خارج شده)از جایگزینی بدخوردارنشود ونهایت صندوق ارزی خالی شود که نتایج وتعدادی ازتالی فاسدهای آن؛ ذکرشد ومیشود تعداد بیشمار دیگری را برشمرد از جمله؛اتفاق شوم وارد شدن وجوه در اختیار به این عرصه ومیدان؛وغارت بیت المال ؛به هر شکل ممکن اعم ازخصوصی فعال یا غیر فعال یاموارد دیگر و در اختیار که پنهان است اما قابلیت چنج دارند (در هر بعد واندازه ای)که معمولا بنگاه یا صاحبان ومالکان وعاملان اصلی سرمایه وسهامداران ووجوه دراختیار حتی بعضا مشکوک وعام در غالب موارد ؛که بی خبر ازجابجائی هستیم میباشدکه شاید بررسی ها وحسابرسی ها وآمارها آن را نشان دهدکه از قضاء امکان حساب سازی وبرگشت اصل وجوه را بالطبع با ورود به این عرصه ممکن میساخته ومیسازد بطوریکه آب از آب تکان نمیخوردوکشور دوقورت ونیم هم بدهکار میشود ونقدینگی جدیدی پدید میآیدکه نتیجه همین نوع روانه شدن این نوع پول ملی غیر آنلاین با شدت رفتارهای مالی غلط به بازاراست که حتما سوداگران در این میدان با تزریق ارز که میدانند چندین برابرش با ثابت ماندن در نقطه ای(عاقبت) عایدشان میشود در نوسانات نقش ایفا کرده که کاملا کاریست شیطانی که سابقا جز شیطان عقلش به چنین اعمالی ورفتاری نمیرسید.که این اتفاقات از اثر درمان ناقص وغیر بالینی بیمار میکاهد وبیمار را دچار ابتلا به ویروس یا میکروب یا سندرم ناشناخته ای که خفته وپنهان بوده است میکند که روز به روز حال بیمار را بدتر میکند که همان از بین رفتن ارزش پول ملی ونهایت نگه داشتن بیمار در حالت احتضار است که تن دادن به شرایطی نیمه ثابت و ایستادن قیمت ها در نقطه ایست که الزاما باید مورد رضایت برخورداران ازاین نوع نقدینگی هاکه نبض را در دست دارند قرار بگیرد تا رضایت دهند تثبیت نسبی پیش بیاید که متاسفانه بازار متعهد وسنتی را هم مجبور میکند بدنبالش راه بیفتد وترس کم شدن سرمایه در گردش پیشاپیش به محض شوک ارزی عکس العمل نشان دهد که ریشه در عدم اعتماد دارد واحدی از اینان قصد بردن مال حرام را به سفره خانه هاشان ندارند اما گرفتارند واز توان وظرفیت سرباز بودن اقتصاد کشور هم بهره برده نمیشود وتلقی اینست که رها شده اند ومسبب مثل خیل آدمهای دیگری که بی خود بدنام میشوند واگر هم بدنام باشند در اندازه این حجم از تلاشی ثروت کشور نیستند بازار سنتی است که به محض خبر نوسانات در هر دوبار آشکار سالها وماههای اخیر اقدام به چند برابری کالائی کرده اند که اصولا هنوز گران شده اش بدستش نرسیده وزمانی خبر میشود که کار از کار گذشته تا جائیکه پس انداز کننده معمولی هم که بیشمارند فرصت نگه داشتن ارزش نقدینگی اندک خود را که محل ارتزاق خود وخانواده وبیماری وتحصیل واجاره و…است راپیدا نمیکنند وارزش نقدینگیشان که سهامداران اصلی دولت ها ونقطه قوت آنان است به چند برابر حتی نصف سرمایه تنزل میکند وموفق نمیشوند وجوه خود را در این گردش بکار گیرند
      ودر واقع با دام عرضه سهام یا غیر در درون قفس مانده اند در حالیکه آب ودان هم کاهش یافته است
      لذا ناچار باید با تزریق دوباره ودوباره وبا دادن ویتامینها وتقویتی ها مثل واردات تنظیم بازاری ؛بیمار را اجازه داد نفس راحتی بکشد وبازچشمی باز کند وآب وغذائی با نهفته شدن بیماری مثل زونا یا پسوزیاریس یا آبله مرغان یاحصبه ؛استقامت کند ونفس راحت تری بکشدتا این ویتامینها ومواد را سازمانهای حمایتی برسانند؛درحالیکه سرکوب بافت های اصلی ؛در شرف تخریب است و تولیدودرآمد ناخالص ملی که حکم این بافت ها را دارد عاقبت با فعال شدن ویروس عود کرده وبا گران شدنهای انواع کالا که اینبار داخلیش کمیاب وغیر فصل است منجر به وخیم تر شدن بمراتب حاد تر ازسابق شود که رکود تورمی است وروزاز نو روزی از نو. ودور همان دور وسیکل همان سیکل بیمار تا جائیکه توان بیمار بکلی ساقط واز نا برود ووارد کما شود که دیگر فقط باید خدا کمکش کند وبدادش برسد که در این میان امکان دسترسی به برنامه ریزان ؛بخاطر دعوا ها وفحش دادن ها ومتاسفانه شلوغی سر ومحتمل شمردن اسکناس ممکن نمیشود وناامیدی ویاس غلبه میکند

      1

      0
    4. ناشناس گفت:

      زمانیکه این حالت یعنی نابسامانی ارزی متاثر از جمیع جهات ذکر شده وعمدتا سیاستهای پولی ومالی ونظارتی عارض میشود وتوام میشود با عرضه ء سکه با قصد کسب درآمد برای دولت ؛سکه وطلا نیز متاثر از افزایش قیمت ها در ارز وسطح عمومی قیمت ها ؛افزایش چند برابری پیدا کرده و کسانی را که تزریق ارز کفاف جذب حجم پولیشان را ندارد سکه را نیز جمع کرده ودولت دلش خوش است که درآمد کرده ؛غافل از اینکه با افزایش قیمت ها در کالا وطلا وهزینه های جاری وعمرانی توان خود ومردم وسازمانها وبنگاهها را اگر بتواند به دوبرابر قیمت سابق نگه دارد تقلیل وتنزل داده ضمن اینکه با گران شدن سکه وطلا ؛حجم نقدینگی را با اندکی (یاحتی قابل توجه)درآمد ناخواسته به چرخه برگردانده ؛بدون اینکه توان ؛سرمایه گذاری با پول ملی باشد ونهایت چهار چارک یک من.که در بدو بروز دوباره این اتفاق نامیمون برای بار دوم با حجم بالا؛که بار اولش با چند برابر شدن یک شیر آب معمولی که داخلی هم بود جلو مغازه خشکم زد وقسم خوردم بار دیگر اقتصادیون را از نوع برداشتم که محتملا درست وحق باشد بی نصیب نگذارم که همین کار را کردم واز طریق فرماندار شهر خواستم به رئیس محترم برنامه وبودجه که از قضاء نماینده شهر خودمان است وسایر مقامات از استاندار گرفته تا ریاست جمهوری اطلاع رسانی شود وباین هم قانع نشدم واز فرط نگرانی های آتی ؛از طریق معاون محترم استاندار جناب آقای گوهر گانی که توانستند کارهای زیادی در جهت توسعه شهرستان در جهت پایداری روستا بنمایند باز هم با استدعا در با خبر کردن استاندار محترم وسایرین کتبا اطلاع رسانی کنم که باید چنین کرد وچنان کرد که آنوقت نیازی نمیدیدم که شرح ماوقع را عرض کنم وتنها راه حل خود را پیرامون هر دوموضوع ارز وگرانی ارائه دادم تا دیگر وقت صرف تحلیل موضوع وانحراف بیشتر نشود که هنوز ناامید نیستم وتنها راه تثبیت را اگر ناچار شویم علف بخوریم الزاما در برگشت قیمت ارز با تنها تزریق به موارد تعریف شده میدانم که لازم است در یکی دو مورد مناعت طبع بیشتری بخرج دهیم وبگذاریم که قضاوتها در مورد مسافر ودانشجوی ایرانی بدون به یک چوب راندن وبه کیش دیگری خواندن عوض شود وبعنوان برخوردار ازسیاحت وتحصیل ایرانی در خارج برخوردار شود که البته خاص کسانیست که منعی در این برخورداری ندارند وبرای همیشه یک تصمیم سخت بگیریم که واقعا بشرطی که این توصیه پذیرفته شود انتظار هست کالا در گمرکات وبازار ومراکز تولید کالا بدون افزایش قیمت رصد شود وواقعا معتقدم هرکه برده وخورده ؛وجز موارد آشکار وحسابرسی های طول رسیدگی ؛واقعا کاری نمیشود کرد وفقط نباید اجازه داد باز گرده زخمی کشور ناشی از جور های متعدد دوست ودشمن له تر شود

      1

      0
    5. ناشناس گفت:

      حیفم آمد بعد از تصدیع این مطالب این را عرض نکنم که ؛به اروپائیان اعلام شود که اگر نمیتوانید پول نفتمان رابا وحود تحریم آمریکا بدهیدوموانعی از جمله مشارکت آمریکائی ها در شرکتهایتان دارید که در ژاپن این موضوع بعد از جنگ جهانی حداکثریتیست واجازه ندارد بدون اجازه آمریکا آب بخورد ونمیشود پول نفت ما را بحسابمان شارژ کنید بطوریکه بتوانیم از آن بهره برداری کنیم میتوانید از ساز وکار سرمایه گذاری بهره ببرید وبجای پول نفت افتخار شراکت با ایران را از طریق فروش سهام در بورسهایتان را پیدا کنید وکم کم از این وابستگی بیائید بیرون وبه هدفی که از اتحادیه اروپا داشتید برسید تا دیگر کسی نتواند پا در کفش ایرانی کند وآمریکا پاسخگوی دلارهای بدون پشتوانه خود در جهان باشد که گاهی هوس نکند از موضع بالاتر در عصری که بشر میخواهد آزادی وعدالت واقعی برسد برخورد کند وپای تحریم را به تجارت آزاد جهانی بکشاند که امیدوارم این مطلب بدست کسانیکه لازم است هر چه زودتر چند برابر ترسی که به این ملت وارد شده است به دلار آمریکا وارد شود وسبب خیری شویم که اروپای متمدن ؛مستقل وبلکه در تعامل فعال با تمام کشورها درآید وجنگها ودربدری انسانها خاتمه یابد تا خدا هم قهر خود را نازل نکند وباران رحمتش را سرازیر کند

      1

      0
    6. ناشناس گفت:

      که حتما برک سیت هم ملغی میشود وانگلیس هم به اتحادیه برمیگردد که اگر آمریکا بخواهد با نامردی ادامه دهد منتظر باشد بدون نیاز به هیچ وتنها با منطق وابزار مالی از نون خوردن علیرغم بزرگی اقتصادش بیفتدکه فوکویاما هم نتواند بدادشان برسد وتنها یک راه دارد بیاید ویک واحد دیگر اقتصاد را پاس کند که همانطور که در ایران شیطان زیاد است اما دلسوز ومطلع هم زیادتر هست واجازه نخواهند داد دشمن ؛ایرانی را به محنت ووابستگی دوباره در بغلطاند که حتی نیازی به ابزاریکه دقیقه ء نودیست نیست وبا احترامی که برای مردم آمریکا قائلند که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها😁وایرانی ثابت خواهد کرد که هر که باآل علی (ع) در افتاد ور افتاد

      1

      0
    7. ناشناس گفت:

      لذا باید کتابهای کینز را بگذاریم توی طاقچه وفعلا چند کار بشود
      ۱-ارز دیگر تزریق نشود وپول مسافر ودانشجو به میزان مدت اقامت در مقصد ؛حداقل برابر هزینه زندگی در یک روز؛ باضافه هتل وایاب وذهاب وسوغات واحتمالا نیاز به دکتر؛ ودر مورد دانشجو هزینه های تحصیل که در مورد دانشجو سرمایه گذاریست از طریق بانک کارگزار البته تحت ضوابط تعریف شده در اسرع وقت پرداخت شود که در هر دومورد مسافر برای سفرش منع قانونی ندارد وحق اوست وتفسیر بردار نیست ونباید به کیش دیگران خوانده شود وبا یک چوب همه رانده شوند(چون امکان چنج پول خود را؛ در کشور دیگرندارد و باید مناعت طبع بخرج داد که کشور با نشان دادن تمکن ایرانی وجهه ای در خارج؛ کسب کند حتی اگر بفرض این وجهه فقط مادی باشدکه حتما بنفع کشور در انظار جهانیست. ضمن اینکه نمیشود به کسی کنتور وصل کرد که قرار است در خارج پولش را صرف چه آبونمانی کند ۲-ارز مورد نیاز تاجر وبازرگان معلوم است. اگر بازرگان مدل جدید وپلاک موقت نباشد خود میداند که چگونه کالا را وارد کند وارز مورد نیاز وارداتش را که حتما مجوز دارد تجهیز کند که ابدا ربطی به مصرف ارز ناشی از منابع ندارد ضمن اینکه حق ندارد جز در موارد مخصوص به کالای اساسی برای واردات دیگر ارزی بگیرد یا به او تخصیص داده بشود (تنها در صورتیکه به هر دلیل کشور نیاز به کالای دیگری که تولید داخلی را حتی یک ریال متضرر نکندداشته باشد میشود برابر ارزی که برای این نوع واردات نیاز است تسهیلات ریالی بانکی با تضمین های لازم سپردو با اعمال سود یا کارمزد دراختیارگذارد یا با پرداخت سهم دولت بدون اعمال نرخ بر ارز مورد نیاز تحت هر عنوانی از جمله خدماتی ؛بدون پرداخت ریال آن معوض ارزی را (صرف همین نوع تسهیلات یا پرداخت ریالی سهم دولت بدون تلقی افزایش قیمت ارز )طبق شرایطی از جمله ورود کالا وعرضه در داخل با اختلاف تنها هزینه عملیات وسود عادله را دریافت کند.تا این تلقی پیش نیاید که ارز در کشور حکم کالا را دارد یا این تلقی پیش نیاید که وارد کننده با ارزی ؛کالا را وارد کرده که قیمتش معلوم نبوده یا نوسانی بوده یا گرانتر بوده است
      که البته این مورد خاص است وممکن است وارد کننده ای این ارز را هم نگرفته باشد وکالا را باارز وامکان خود وارد کرده باشد وضرر هم کرده باشد یا بکند ( مثلا همکارش از جای دیگر تهیه کرده باشد که ارزانتر بوده یا خود مایل است سود کمتری ببرد) که درمورد خاص هم که تسهیلات دریافت شده هم صدق میکند وممکن است؛تسهیلات گیرنده هم ضرربکند که در هر حال الزاما متعهد به پرداخت بدهی وتسهیلات دریافت شده بانکی خود ودر صورت عدم ورود کالا خسارات وجرایم بالادستی بانک است که این مورد با تفاوتهائی در مورد انتقال سرمایه نقدی یا سرمایه گذاری وفعالیت در خارج با مکانیزم تعریف شده دیگر وحتما تضمین لازم وبازگشت میزان ارز تخصیص یافته با اعمال سود کوتاه؛میانه ودراز مدت یا هر روش دیگری که منافع کشور وتهدید ذخایر ارزی همراه باشد اعمال شودکه فعلا این مورد جای تامل بیشتر دارد وخاص بخش خصوصی نیست وباید مشمول دولت وسازمانها هم بشود چون قرار نیست اسکناسی که ارز است واز فروش منابع استراتژیک کسب شده وذخیره میباشد هزینه وخرج شود و؛تنها در موارد نادر تا رسیدن قدرت پول ملی به حد اعلا وحتی برتر از ارز دیگر کشورها در ارزش برابری ارزها؛از مصارف موردی وبااهمیت وتاثیر گذار استفاده شود تا اینکه امکان چنج پول ملی در همه جهان بسهولت فراهم گردد ۳-امور مربوط به ارز صرفا توسط بانکهای دولتی وترجیحا بانک ملی صورت گیرد.
      به چند دلیل :
      اولا اگر مبلغ؛ یک ریال هم باشد بانکها وسیستم مالی نظام مالی مستند دارد وثبت وضبط میشود و بانک را ملزم میکند طبق قانون عمل کند که حتما آئیننامه های بانک مرکزی باید درهمین جهت باشد
      دوما ؛حرصی که در بازارهست نمیتواند بآن شکل که در بازار است در بانک بروز کند
      سوم؛ اینکه بشکلی نفع ناشی از عرضه ارز یعنی کارمزد معمول ودر صورت تسهیلات سود تسهیلات وهر نفع دیگری که بنوعی جمع آوری نقدینگیست؛توی جیب دولت وخزانه میرود (مشروط بر اینکه در مدیریت اقتصادی دولتی وسازمانی هرچه زودتر روش خود گردانی زدوده وکنار گذاشته شودوهردرآمد دولتی وسازمانی با حفظ سرفصل حسابهای عوامل اجرائی بحساب خزانه وسپس بطور اتومات درصدی از آن بطور مهندسی شده وبرای رفع نیازهزینه های جاری بحساب بستانکاری سرفصل وسپس بحساب بانکی مجری کارسازی شود که الزاما باید از نوعی اتوماسیون مالی برخوردار شد واجازه نداد منابع به هر شکل هزینه شود وخارج از قائده های اقتصادی کسب گردد یا از هر ابزار وروش های غیر فنی عمل شود که کاملا ناکارآمدی وبی انضباطی چنین متدی دیگر کاملا مبرهن شده است ودر اقتصاد امروزه واجرای مدیریت های پروژه وکنترل پروژه ومقاطعات وانجام کار که کنتراتی با بار قنتراتی وچکی در اقتصادی که باید بالنده باشد پسندیده نیست هرچند با لحاظ تمام اصول مقاطعه وپیمانها از جمله تعهد های حقوقی ومالی وپولی وایمنی وطبقه بندی مشاغل و تعریف تعداد نیروی لازم برای انجام طبق قوانین بشرطیکه قنتراتی با باری که تلقی میشود نباشد اشکالی پیش نمیاورد کاریکه هزینه اش را دولتها تحمل میکنند اما نیروی کار از آن برخوردار نمیشود ونمیشود اسمش را گذاشت سیاست خصوصی سازی در حالیکه به احتساب هزینه ها باعث کوچک شدن نشده است وتلقی اینست که از این طریق بخش خصوصی تجهیز منابع میکند وکشور آدام اسمیتی میشود یا هزینه ها کاهش مییابد) و…..موارد دیگر
      که از نتایج سپردن سرویس ارزی با شرط تسویه فی مابین دولت وبانک مرکزی وبانکها وصندوق بازنشستگی از طریق بانکی ؛ بعد از گرد کردن این مطالبات وبدهکاریها ؛میشود مانده ومابه التفاوت را بصورت ارزی بدون پرداخت به غیر بانک والبته دادن معادلش بصورت ریالی به بستانکار نهائی حتی بصورت اقساط تسویه گردد.تا بانک بمثابه فدرال رزرو عمل کند وحافظ ارزش پول ملی باشد بشرطی که دیگر بهانه ای نماند صدا وسیما وفضای مجازی ورسانه ها ؛خود را در مقام بورس لندن ببینند ولحظه به لحظه نوسانات ارزی را اعلام کنند
      ۴-معلوم است که سایر نیازهای ارزی کشور از محل ذخایر ومنابع ؛ورود کالای سرمایه ای ؛استراتژیک ؛هزینه های جاری ارزی کوچک مثل سفرهای دولتی یا غیر که مراتب اداری خاص خود را دارد و؛سرمایه گذاری یا سپرده گذاری مطمئن وتضمین دار با حق فسخ در خارج بدون تحمل زیان ؛ومواردی اینچنین است که اصولا در دست بازار نیست ومیشود از طریق خود بانک مرکزی راسا عمل کرد وبه هیچوجه بودجه را با ارز نبست وبفکر محل های درآمدی دیگری بود که فراوانند ویکی از آنها عدم سرکوب تولید داخلی با روش تنظیم بازار رایج وکینزیست که میزان واردات از حدنصاب تنظیم خارج وتولید کننده را با ضرر مواجه میکند
      که:
      عمده مشکل کشور در توزیع است اعم از توزیع ثروت یا کالا یا ……درحالیکه در بیشتر موارد توزیع مناسب باعث سوق ظرفیت بزرگی به اقتصاد میشود که بعضا قاچاق هستند ؛بشرطی که تعداد بهره بردار در آن دیده شود وخصوصی وخصولتی نباشد وجمعیت محور باشد مثل تعاونی های پر جمعیت با سهم برابر مجهز به سیستم مالی آنلاین وبروز؛ در اولین وجزء ترین گردشهای مالی ؛که در مراحل اولیه نیاز به تخصص مالی نداشته باشد وامکان شراکت حداکثری را مقدور وشفاف کند لذاچنج ارز برای حتی بودجه آثاری جز افزایش نقدینگی وافزایش سطح عمومی قیمتها وتالی فاسد های دیگر ندارد
      ۵-تنظیم بازار براساس تثبیت قیمت واحد کالا حداقل در موارد غیر کشاورزی وبالانس کالای کشاورزی از طریق واردات بسیار محدود در حد رفع نیاز؛بدون لطمه وغیر اقتصادی کردن تولید در کشاورزی که یک ریال واردات بیشتر؛ جز افزایش نقدینگی مفهوم دیگری ندارد که برای اینگونه تثبیت بهترین عامل خود بازار سنتیست که سرباز اقتصاد کشور است وباید این تلقی در بدنه بازار قوت بگیرد ونباید کالای قیمت دار گرانتر وکم حجم تر وغیر بهداشتی تر ؛برای عرضه تهیه شود وگرانتر هم عرضه شود ودر مورد هرگونه افزایش قیمتی ؛علی الخصوص کالای خارجی ومواد اولیه؛و قیمت دار ؛بدون مجوز افزایش قیمت رسمی ؛از طریق بازرگانی کشور ؛تهیه وعرضه نشود
      ۶-ارائه پیشنهاد به اتحادیه اروپا برای نگهداری وجوه درآمدی نفت کشور در حساب بستانکار وسپس سپرده گذاری و سرمایه گذاری وخرید سهام بنام کشور ایران با عاملیت دولت ایران با تفویذ اختیار در انجام این موارد به مامورین ویژه وزارت دارائی که به این منظور سازمانی را مهیا میبیند ونظارت خزانه داریکل وثبت وضبط عملیات وسپس انتقال به بانک مرکزی در صورت نقد شدن ؛بدون حق جابجائی وبرداشت توسط مامورین مرتبط با این فرآیند با لحاظ حق فسخ واعمال خیارات قانونی به نفع کشور
      لذا: فقط یک آیتم در خصوص چنج پول ملی وهزاران آیتم در جهت کاستن از افزایش نقدینگی وکسب درآمد وایجاد اشتغال وبهینه کردن توزیع (در مفهوم عام وعادلانه وآزاد با بکارگیری سیاستهای مالی وپولی متناسب این نگرش ) باقی میماند که آن هزاران مورد؛ جاریست که باید متناسب ظرفیت کشور تصمیمات سخت اتخاذ وفعالیت های جدید وممکن وزاینده تعریف شود ؛ودر مورد آن یکی؛ که سرمایه گذاری بخش خصوصی در خارج است؛ باید تامل وتکیه وفکرشود بطوریکه ضرری به ذخایر ارزی کشور نخورد وتاثیرات سوء افزایشی نداشته باشد که یافتن چاره آن نباید چندان سخت باشد وکسانیکه میدانند ملتفت هستند که صرفا بستگی به تمایل کشور ونوع سیاست گذاری ها در این خصوص دارد که حتما ضرورتش برای یک اقتصاد فعال احساس خواهد شد که به هیچوجه نباید با نگرش افزایش قیمت ارز دیده شود ودر نهایت منجر به منفعت کشورباشد وصرف میل شخصی وتمایل به انتقال سرمایه به خارج صرف انتقال سرمایه با ابزار ارزی نباشد لذا معمولا این چیزها را باید اقتصاد دانها بگویند وطراحی کنند وحتی اگر حقوق بگیر نیستند اجرتش را بگیرند که یک مسابقه ای هم داشته باشیم برای افزدون بر بهره مندی کشور وهمه اش هزینه ونقد وفضائی نباشد

      0

      0
    8. ناشناس گفت:

      ۶-چیزیکه لازم است در خاتمه بدان اشاره شود اینست که :سالها پیش یقه چاک میدادیم که اجازه ندهید این گازها بسوزد ومدام این تذکر داده میشد که پتروشیمی ؛پتروشیمی ؛منظور این نبود که مواد اولیه مفت در اختیار قرار بگیرد ودر کشور فرآورده ها ولوله وتاسیسات با این حجم کار بالا برود وتوسعه کشاورزی گران تمام شود وکود هزار برابر شود وبلکه کمیاب وبازار سیاه شود ومنفعت ناشی از صادراتش ؛عاید کشور نشود ومعلوم نشود چه بر سرمان میآیدویا به تعداد کمی اشتغال قناعت شود وحتی حقوق دولت ها هم تامین نشود ودوقورت ونیم ویک لیوان آب هم بدهکار بشویم که بنظر میرسد باید در خصولتی کردنها تجدید نظر وبازنگری شود ودولت حقوق خود را بصورت مالیات اخذ کند تا ناچار نشود دست به اقداماتی بزند که ضرورت ندارد لذا تا کی بدون اعمال قیمت تمام شده هزینه ها افزایش یابد یا بار مالی دولت به تبع این قبیل سیاست های مالی وپولی وخلیج فارسی هر ساله افزایش یابد ودر کجای دنیا چنین است که حتی کسی بتواند با پول شخصی خود یکساله سرمایه خود را برگرداند که میدانیم معمولا پول هم از نوع تسهیلات بانکیست لابد کسی میخواد بگه میخواهیم درآمد افزایش یابد که بدهی های بانکی تسویه شود یا تعهدات از جمله دستمزد نیروی انسانی واشتغال پایدار (ونه قنتراتی) بروز کنیم .در حالیکه هزاران نفر باید از این صنایع برخوردار ومنتفع میشدند تا لااقل از این طریق بابت مواد اولیه ارزان جبران مافات میشد همینطور صادرات واردات از شمال به جنوب واز جنوب به شمال واز غرب به شرق واز شرق به غرب وهمینطور از جوانب قرینه دیگر واز طریق پایانه های ساحلی وهوائی وزمینی که بزرگترین ظرفیت خوابیده کشور است که در آرزوی تحقق آن برای اشتغال حداکثری ودر غالب شرکتهای تعاونی بزرگ (ونه خصوصی)حتی اگر شده فقط سهامدار میبودند والبته تعدادی مشغول بکار ؛خدا خدا میکردند در برنامه قرار بگیرد تا اقتصاد کشور رونق بگیرد واشتغال سرریز شود یا به همین ترتیب صادرات مرزی سوخت با همین نوع شرکتها بصورت مدیریت شده با هزار برابر قیمت ؛وایجاد اشتغال که متاسفانه؛در هیچکدام حقوق دولت هم کسب نمیشود وتازه کالای داخلی یا موجود در کشور هم بدون حقوق گمرکی مناسب که در واقع حقوق اشتغال کشور است ،صادر وچیزی عاید نمیشود که لااقل تعاونی های پر جمعیت مستقر در پایانه ها منتفع ودولت هم به حقوق خود برسد یا موارد دیگری که با اختلاف فاحش از تولید به مصرف واتفاقا بدون واسطه که اصولا بدلیل تقاضای بالا واسطه نقشی ندارد واگر هم داشته باشد دلیلی ندارد که باشد معلوم نیست چرا باید اینقدر گران باشد که لازم است از سیر تا پیاز یکبار کارشناسی شود تا معلوم شود حداقل سهم برخورداری دولت چقدر است که بتواند از آن برخوردار شود که جای تعجب دارد که چرا باید این کالا با مارک ایرانی واسم حتی ایرانی اینقدر گران باشد وباید مطمئن شد که نفعش را اگر متوجه مصرف کنتده نمیکند لااقل به جیب دولت میرود که با همین چند قلم میشود کشوری را اداره کرد ومنابع صرف سرمایه گذاری ودر چنین شرایط تحریمی با قدرت حتی بدون دستیابی به ارز حاصل از فروش بشود سپرده یا سرمایه گذاری یا سهام خرید وشرکتهای دنیا را بنام خود کرد تا از نادر کشورهائی نباشیم که ارز معامله کنیم یا پولمان در جای دیگر چنج نشود یا نگران آیتده باشیم یا ارز کشور بدون ورود کالا از هر توع از کشور خارح شود که ناچار شویم تن بدهیم به افزایش نقدیتگی که اینطوری جمع شود که فقط تصور وتوهم است ودقیقا مساویست با افزایش وباز تولید نقدینگی

      0

      0
    9. افراز (سیف اله) گفت:

      درود بر دوستان جناب آقای موسوی نژاد وهمچنین دوست ناشناس که خیلی عالمانه و کارشناسانه ادای دیین کرده وهمه ناگفته هار را با زبان ساده وعام پسند به رشته تحریر درآورده دراین بین یه مشکل وجود دارد وآن اینه که همه مشکلات را یه بچه با هوش کلاس سوم اپتدایی میدانه واگه هم نمیداند دوستان توضیح داده اند اما کسانی که سکان مملکت را‌دردست دارند به قول آقای موسوی همان کودک مدرسه نرفته ای هست که فقط قد کشیده اند وو هیچ چیزی از این دنیا نمیفهمد از طرفی این دوست نا شناس آنقدر از طبع بالای برخوردار بوده که نام خود راهم مرقوم نکرده او نخواسته خودنمایی کند تا مسئولین کودن وتهی مغژ بیش از پیش شرمنده نشوند اما من باشیویه نگارش آشنا هستم این دقت نظر،لهجه سریع ،فساحت دریبان مطالب از آن دوست عزیز دانمشند و تئوریستن اقتصادان جناب آقای محمد رضا کشوری از برادران ترک زبان تیره کشکولی هست که چندین سال است بیشتر مسئولین مملکت از نردبان اطلاعات ایشون منتفع شده اند اما خودش درپیچ وخم کوچهای نخوت دافعه نوکیسه ها خون دل میخورد تفو بردنیا تفو

      0

      0
    10. ناشناس گفت:

      غیر از اینها ؛بابام جان ؛باین میگند تبعیت از روشهای کینز .که خودمان اسمش را گذاشته ایم خلیج فارسی یا نصف جهانی ؛که سی ساله بعد از عادلی ؛رئیس آنوقت بانک مرکزی کرد توی کت کشور وهرساله ۲۵%تورم را تحمیل کرد وتمام ارزهای کشور را بدون ورود کالا برباد داد وباعث خروج ارز ؛با سیاست تزریق ارز شد وانباشت کنندگان ریال در طول سال چه آنانی که کاسبی چند برابری داشتند وهمه نفع تولید؛ متوجه آنها میشدوجیغ تولید کننده اینقدر در میآمد تا از پا درآید (با سیاست کینزی تنظیم بازار)چه آنان که پول ملی را به هر شکل در اختیار داشتندوایمانشان ضعیف بود وچاچول باز بودند که پول متعلق به مجموعه شان اعم از جاری یا در حسابها و با حساب سازی وابتدا تبدیل کردن وسپس به جای اولش (ریالها)را برگرداندن ؛که: آب از آب تکان نخورده باشد وتسهیلات مختص اینکارکه هر کسی نمیتواند برخوردار بشود ومنابع در اختیار بانکهای خصوصی ومخصوصا تسهیلاتی که طی این دهه به آنان پرداخته شد ؛چه برای تسویه سپرده ها چه تجهیز سرمایه در گردش و……به ثروتهای نجومی پنهان رساند است که در این روش خبری از قیمت تمام شده ونظارت بر سطح عمومی قیمتها وهزینه ها نیست بطوریکه دستمزد هم این وسط له میشود وصندوق های مشارکتی بیمه ای هم رو به زوال میروند ونهایت میماند علف بیابان وقحطی وچه ازاین بهتر برای دشمن .جالب اینه این آدم نماها هرچه بیشتر رفته حریص تر شده اند ونم پس نمیدهندواز قضا این وآن را بدنام وخود را بری از خطا میدانند واینقدر زرنگند که فقط بعضیشان لاکچریشان میزند بیرون .که ارزهائی که خارج میشود ابدا ربطی به اختلاس ها یا موارد سوء استفاده ای دیگر وخیانت به امانتهای کشور وملت ندارد واتفاقا هزار برابر اینچنین ببر هائیست

      0

      0
    11. ناشناس گفت:

      در پاسخ به کسانیکه نگران افزایش حاملها هستند ومعتقدند در کشورهای دیگر اگر گران است بقیه چیزها چنین است وچنان؛ غیر از اینها
      بابام جان
      باین میگند تبعیت از روشهای کینز .که خودمان اسمش را گذاشته ایم خلیج فارسی یا نصف جهانی ؛که سی ساله عادلی ؛رئیس آنوقت بانک مرکزی کرد توی کت کشور وهرساله ۲۵%تورم را تحمیل کرد وتمام ارزهای کشور را بدون ورود کالا برباد داد وباعث خروج ارز ؛با سیاست تزریق ارز شد وانباشت کنندگان ریال را در طول سال چه آنانی که کاسبی چند برابری داشتند وهمه نفع تولید؛ متوجه آنها میشدوجیغ تولید کننده اینقدر در میآمد تا از پا درآید (با سیاست کینزی تنظیم بازار)چه آنان که پول ملی را به هر شکل در اختیار داشتندوایمانشان ضعیف بود وچاچول باز بودند که پول متعلق به مجموعه شان اعم از جاری یا در حسابها و با حساب سازی وابتدا تبدیل کردن وسپس به جای اولش (ریالها)را برگرداندن ؛که: آب از آب تکان نخورده باشد وتسهیلات مختص اینکارکه هر کسی نمیتواند برخوردار بشود ومنابع در اختیار بانکهای خصوصی ومخصوصا تسهیلاتی که طی این دهه به آنان پرداخته شد ؛چه برای تسویه سپرده ها چه تجهیز سرمایه در گردش و……به ثروتهای نجومی پنهان رساند است اضافه میشود که در این روش خبری از قیمت تمام شده ونظارت بر سطح عمومی قیمتها وهزینه ها نیست بطوریکه دستمزد هم این وسط له میشود وصندوق های مشارکتی بیمه ای هم رو به زوال میروند ونهایت میماند علف بیابان وقحطی وچه ازاین بهتر برای دشمن .جالب اینه این آدم نماها هرچه بیشتر رفته حریص تر شده اند ونم پس نمیدهندواز قضا این وآن را بدنام وخود را بری از خطا میدانند واینقدر زرنگند که فقط بعضیشان لاکچریشان میزند بیرون .که ارزهائی که خارج میشود ابدا ربطی به اختلاس ها یا موارد سوء استفاده ای دیگر وخیانت به امانتهای کشور وملت ندارد ندارد وحساب آنها جداست واتفاقا هزار برابر اینچنین ؛بردنها یا ببر هاست

      0

      0
    12. ناشناس گفت:

      لطفا پیام اخیر را بگذارید بجای چند پیام ناقص واشتباه ارسال شده که محتوا یکیست اما پیام اخیر کامل تر است وبابام جان آن جدا آمده است

      0

      0
    13. ناشناس گفت:

      از اظهار لطف برادر عزیزم حاج افراز نهایت تشکر را دارم لذا چند نکته را لازم میبینم به شرف عرض دوستان برسانم ۱-با شروع مشکلات کشور در چند ماهه اخیر ؛خیلی کوشیدم به شکلی وبدون اینکه در رسانه بیاید اخطار ها وراه حلهای مد نظرم را به گوش کسانیکه احساس میکنم بخاطر مشغله ها ودل مشغولی ها فرصت تامل بر امور جاری را پیدا نمیکنند ومیشود گفت عمدتا در یک طناب کشی پایان ناپذیر گرفتار آمده اند که برنده ای ندارد نکات لازم را متذکر بشوم تا شاید این خلا بشکلی جبران شود وتوجه ویژه داده باشم .واز قضا تهدید به فرصت تبدیل شود لذا بروال معمول وبدون اینکه از رسانه بهره ببرم با روشهای شخصی خودم ؛مثل ارسال پیامک یا پیام واتساپی یا خواهش از بستگان کسانیکه میدانستم در تصمیمات ؛نظرشان نافذ است ؛بدون اینکه حتی لازم ببینم انتقاد کنم یا به گذشته بپردازم وعوامل پدیداری را شرح دهم با ارائه پیشنهاد در موارد عارض شده والبته با توجه به اسلوب واهداف کشور ؛شروع کردم به ارسال این پیامها از جمله برنامه آقای حیدری (سابق پایش بود حالا نمیدانم)وخواهش کردم پیامها را برساند ونیازی ندیدم در رسانه طرح شود که متاسفانه پیش از اینکه اتفاقی بیفتد یا مطلب انعکاس داده شود و بصورت گزینشی مثبتات ؛نکته برداری شود که معمولا چنین بوده است ؛ با مقاومت نه چندان منصفانه مواجه شدم که اگر همین مقاومت نبود شاید اتفاقات آزار دهنده ؛حداقل به این شدت پیش نمیرفت .وقتی از این طریق بعد از توسل به سایر روشهای امکان ارتباط موفق نشدم وچندین شبانه روز خواب وغذا نداشتم ومیدیدم که چه چیزی در پبش است چون دقیقا ریشه ها را میشناختم وکشور را در یک دور ناخواسته ملاحظه میکردم وپاسخ یا تفقدی هم از فرماندار محترم که بعد از این اقدامات در جریان امر قرار گرفتند دریافت نکردم برآن شدم به کسانی مثل حضرتعالی که از خانواده معزز شهدا هستید و سالهاست در رابطه با کشاورزی(در مفهوم عام آن)وآب کشور حرص وجوش میزنیم ویکی دوتن دیگر که حدس میزدم این امکان را دارند شاید با یک تلفن مطالب را انعکاس دهند؛شدم تا جائیکه بنده ۷-۸ماه پیش وقبل از این اتفاقات در رابطه با رونق صتدوق بازنشستگی ومطالبات ودیون دولت وبانک مرکزی وبانکها وبلکه موسسات پیشنهاد دادم با گرد کردن این بدهکاری وبستانکاری ومانده نهائی بستانکار که بنوعی موازنه یا هم پوشانی یا….بودبروز رسانی وتسویه گردد تا ضمن اینکه این بدهی ها حتی اگر شده با تقسیط چند ساله برطرف شودودرکشور رونق بیاید وبانکها حکم فدرال رزرو را پیداکند ورسانه ها خود را جای بورس لندن تلقی نکنند مخصوصا صدا وسیما وروزنامه ها ؛مطالبی را ارائه دادم که عدم تحقق هیچکدام ؛با وجودیکه دچار دلسردیم کرده بود با این وجود بخاطر موضوع آب بلند شدم با هزینه شخصی وعدم یاری هر دوپا (در جابجائی وحرکت وایستادن ) ؛بدنبال اخطارها وپیشنهاداتی که در سفر معاون وزیر نیرو برای افتتاح سد چم شیر که بدرخواست ایشان در آن سالها ؛ منجر به ارسال کتبی موارد شد وقدمتی چندین ساله دارد وحداقل ۲۰ سال قبل از آن متوجه نتیجه این نوع برخورد با آب کشور شده بودم ومدام تذکر وبعضا به شکایت ختم میشد ؛به تهران رفتم تا بدون فوت وقت ؛مستقیما نکاتی را برای برون رفت از این حالت در اختیار وزیر بگذارم که موفق نشدم وبا وجودیکه عصبانی بودم به جلسه با مدیر کل روابط عمومی وکارشناس تن دادم که از آن روز تا کنون با وجودیکه بطور تضمینی خواسته هائی را مطرح کرده بودم ؛خساست بخرج ندادم وبخاطر گل روی کشور ؛متعاقبا ؛بخاطر اینکه کشور را از نکاتی ویژه محروم نکرده باشم این نکات در اختیار قرار گرفت تا وزیر محترم ؛فقط ده دقیقه وقتش را صرف خواندن مطالب ودیدن پاورپوینت ابداعی پشت کوهی بنده قرار بدهد که هنوز اندر خم یک کوچه ایم ومانده ام که وزیر چه ترسی دارد که نمیشود ؛پیامها پرینت شود ودر کارتابل وزیر گذاشته شود ؛شاید دیدی آنها را بدیوار نکوبید واز فرصت استفاده شد وبا اولین بارش ها ؛که پریروز یک موردش از دسترس خارج شد ؛حداقل پایلوتی از آبگیرهای واقع در مسیل ها با اهداف جنرال در شیب این مسیلها ودر تراز مسیل وپیش بینی گریز سیلاب که مسیل ها در بارندگی سیلاب را هدایت میکنندوکوه شور ها از این مسیلها به دشتها سرازیر میشود مخصوصا در حوزه ؛فعلا آبریز ؛ اجرا میشد تا در صورت پاسخ مقتضی ؛سریعا نتایج ثبت وبکمک پیشنهادات دیگر طرح و ؛پس از طرح در هیئت محترم دولت وتصویب دوستان با هم افزائی چندین وچند سازمان ووزارت خانه با هماهنگ کنندگی (کوردینویتری )یک کدام که دولت محترم صلاح بداند در ابعاد وسیع بدون تحمل بار مالی سنگین با پای کار آمدن بدون دغدغه منطقه ای همه امکانات کشور (بدون اختلال در روند امور جاری)با هدف پایداری روستا وصیانت از ذخایر واستمرار تولید کشاورزی وبلکه افزایش راندمان واحیا مراتع با نگرشی متفاوت از آن چیزیکه تا کنون بوده است با مشارکت مردمی ومدیریت میر آبی که از قدیم در قوانین آب بوده است (اما اینبار با سازمان دهی میرآب ها وفعال شدن خود اتکا سازمان مردمی)در تمام حوزه های آبی (روان آب یا سفره ها؛یا همین آبگیرها)یا آبگیرهای طبیعی با استفاده از سییتم آبیاری پرتال اینجانب که توسط فرماندار پیشین پرده برداری شد ومستلزم تولید انبوه است در این آبگیرها ؛وکاهش قطر لوله ها وتاسیسات در سیستم ها متناسب کمترین آب قابل استحصال وسایر موارد مندرج در پیشنهاد؛بکار گرفته میشد تا استرس ناشی از ترک زیست بوم ها کاهش یابد که از مهمترین مشکلات فعلی کشور است که چون نگران بودم باز بسوی طرحهای هزینه وزمان بر؛ پیش از آرامش نسبی برود که خود جای بحث کارشناسی وعلمی دارد طرح آن را لازم دیدم . که عاقبت پس از اینکه حتی حضرتعالی در ایجاد ارتباط موفق نشدید با مطلب بسیار زیبای برادرمان که جانا سخن از دل ما میگوئی ؛برآن شدم به نکاتی تشریحی ومطول وبعضا ؛سکته ؛بدلیل فلبداهه نوشتن ؛در ذیل نوشته پر بار که توصیه میکنم به واحد آموزشی طول خدمت تبدیل شود ؛بگذارم که باز هم سعی کنم موضوع طرح شود تا آدمها ؛که خوشبختانه در روزهای آخر عمر بی نیاز از کردیت یا موقعیتی هستند که شوربختانه سطح سواد مدرک محور اینقدر برای ادای دین اینقدر بالا رفته است که گاهی آدم به خودش میگه ؛ چگونه است که این همه فوق لیسانس ودکتری؛با این همه نیرو واینهمه امتیازات واین برخورداریها از حقوق خوب وسایر امکانات ؛وضعیت بشکلیست که امثال بی مدرکهای دکتری مشابه بنده حقیر وادار میشود به موضوعاتی بپردازد که بعضا بدیهیاتند واقعا چه کم بوده وهست که یکباره اینچنین همه چیز بهم میریزد وچرا تماس با این برادران حتی اگر تلگراف خانه قدیمی مارسی سابق هم راه بیفتد که بگوئی بابام جان سیل دارد میآید وخودتان بکشید به یک بلندی موفق نمیشود الی اینکه کار وزندگیت را رها کنی وبرای پابوسی بروی .بابت چه؟وبرای چی؟وآنوقت هم که بلتد میشی با حال نظار پیداشون میکنی ؛چه سخت است دیدار یار .مخصوصا که این موارد با مواردی که انسان مطالبه ای دارد متفاوت است ونباید آش نخورده دهن سوخته شود ودر بدر وبا التماس وارد مذاکره با کسی شد که در حال صحبت همزمان با دی؛بیشتر با گوشی ور میرود یا پاسخ میدهد یا فوقش بله بله میگوید ومتاسفانه توجه نداریم اگر گوشی همراه در دست گرفتیم برای پخش آهنگ وعکس پروفابل وتماس میلی وکیفی نیست وهمچنانکه از نامش پیداست همراه است وحداقلش اینست که اگر پیامی مخصوصا اضطراری و با اهمیت دریافت شد .اخلاقا بشکلی حتی بشکل اتومات وپیام آماده پاسخ داده شود . لذا امیدوارم لااقل با وجود اتلاف زمان امیدوارم از طریق ؛برادر عزیزمان جناب آقای گوهر گانی که از ابتدا در جریان بودند وبسیار تصدیعشان دادم این اطلاع رسانی ها را انجام داده باشند با به استاندار محترم که معمولا سفر تهران دارند رسانده باشند که البته زمان از دست رفت هرچند هم اکنون هم برای تصمیمات سخت فرصت هست وبلکه میتوانم بگویم که میشود خلق کرد وجالب است صرف نظر از قضیه ارز وگرانی وموارد دیگر از جمله همین بورسی که راه افتاد وخودش کم بود بورس کالا مثل ذرت وآهن واین چیزها هم بی متطق به آن افزوده شد که فقط افزاینده نقدینگی وتورم وحتی رکود است وبنظرم سالها باید کار میشد تا رفتارهای مالی در شرکتهای تابعه وتحت بورس یا باز شده در تابلو اعلان ها ؛سامان مییافت بعد تازه باید تطبیق میشد که آیا اصولا با اسلوبهای هدف سازگاری دارد یا نه ؟آنچنان قیمت بعضی از اقلام را افزایش دادند که رونق گرفتن تولید وساخت وساز آنچنان سخت وپر هزینه شده است که توجیه ندارد ودل خوش کرده ایم که صادرات میکنیم بدون اینکه مابه ازایی برای کشور داشته باشد که اتفاقا با نکردن اینکار یعنی بورس کالا ؛هر دوکار را میشد انجام داد بلکه بهتر وبیشتر .وجالب است که این سرمایه گذاریها هم شخصی نیست وخصولتی شده است که باید یک کدومش ۱۰ تا استان را ارتزاق میکرد که اینکار که نشد شاهد این هستیم که مزیت ها یمان هم از بین رفته وتولید کنندگان هم با مشکلات عدیده مواجه است که بیشتر وضعیت شبیه این شده است که در جعبه فیوز تاسیسات برقی کشور هنوز از فیوزهای فشنگی قدیم که همه بار روی یک فیوز بود است که با کمترین اتصال وشارتی فیوز میپرید وحالا بود که همه باید بدوند در حالیکه فیوزها ی مینیاتوری ومحافظ های لازم پیش از اینکه سایر بخشها در تاریکی فرو رود از چنین اتفاقاتی که بعضا میتواند طبیعی یا استاندارد نبودن باشد میفتد ودقت نمیشود که تنها بحث فیوزدهم نیست وباید کنترل فاز بی متال وسایر ادوات وقطعات هم بکار رود که اگر قرارداست برق برود فقط برق سراسری باشد

      0

      0
    14. ناشناس گفت:

      از اظهار لطف برادر عزیزم حاج افراز نهایت تشکر را دارم لذا چند نکته را لازم میبینم به شرف عرض دوستان برسانم ۱-با شروع مشکلات کشور در چند ماهه اخیر ؛خیلی کوشیدم به شکلی وبدون اینکه در رسانه بیاید اخطار ها وراه حلهای مد نظرم را به گوش کسانیکه احساس میکنم بخاطر مشغله ها ودل مشغولی ها فرصت تامل بر امور جاری را پیدا نمیکنند ومیشود گفت عمدتا در یک طناب کشی پایان ناپذیر گرفتار آمده اند که برنده ای ندارد نکات لازم را متذکر بشوم تا شاید این خلا بشکلی جبران شود وتوجه ویژه داده باشم .واز قضا تهدید به فرصت تبدیل شود لذا بروال معمول وبدون اینکه از رسانه بهره ببرم با روشهای شخصی خودم ؛مثل ارسال پیامک یا پیام واتساپی یا خواهش از بستگان کسانیکه میدانستم در تصمیمات ؛نظرشان نافذ است ؛بدون اینکه حتی لازم ببینم انتقاد کنم یا به گذشته بپردازم وعوامل پدیداری را شرح دهم با ارائه پیشنهاد در موارد عارض شده والبته با توجه به اسلوب واهداف کشور ؛شروع کردم به ارسال این پیامها از جمله برنامه آقای حیدری (سابق پایش بود حالا نمیدانم)وخواهش کردم پیامها را برساند ونیازی ندیدم در رسانه طرح شود که متاسفانه پیش از اینکه اتفاقی بیفتد یا مطلب انعکاس داده شود و بصورت گزینشی مثبتات ؛نکته برداری شود که معمولا چنین بوده است ؛ با مقاومت نه چندان منصفانه مواجه شدم که اگر همین مقاومت نبود شاید اتفاقات آزار دهنده ؛حداقل به این شدت پیش نمیرفت .وقتی از این طریق بعد از توسل به سایر روشهای امکان ارتباط موفق نشدم وچندین شبانه روز خواب وغذا نداشتم ومیدیدم که چه چیزی در پبش است چون دقیقا ریشه ها را میشناختم وکشور را در یک دور ناخواسته ملاحظه میکردم وپاسخ یا تفقدی هم از فرماندار محترم که بعد از این اقدامات در جریان امر قرار گرفتند دریافت نکردم برآن شدم به کسانی مثل حضرتعالی که از خانواده معزز شهدا هستید و سالهاست در رابطه با کشاورزی(در مفهوم عام آن)وآب کشور حرص وجوش میزنیم ویکی دوتن دیگر که حدس میزدم این امکان را دارند شاید با یک تلفن مطالب را انعکاس دهند؛شدم تا جائیکه بنده ۷-۸ماه پیش وقبل از این اتفاقات در رابطه با رونق صتدوق بازنشستگی ومطالبات ودیون دولت وبانک مرکزی وبانکها وبلکه موسسات پیشنهاد دادم با گرد کردن این بدهکاری وبستانکاری ومانده نهائی بستانکار که بنوعی موازنه یا هم پوشانی یا….بودبروز رسانی وتسویه گردد تا ضمن اینکه این بدهی ها حتی اگر شده با تقسیط چند ساله برطرف شودودرکشور رونق بیاید وبانکها حکم فدرال رزرو را پیداکند ورسانه ها خود را جای بورس لندن تلقی نکنند مخصوصا صدا وسیما وروزنامه ها ؛مطالبی را ارائه دادم که عدم تحقق هیچکدام ؛با وجودیکه دچار دلسردیم کرده بود با این وجود بخاطر موضوع آب بلند شدم با هزینه شخصی وعدم یاری هر دوپا (در جابجائی وحرکت وایستادن ) ؛بدنبال اخطارها وپیشنهاداتی که در سفر معاون وزیر نیرو برای افتتاح سد چم شیر که بدرخواست ایشان در آن سالها ؛ منجر به ارسال کتبی موارد شد وقدمتی چندین ساله دارد وحداقل ۲۰ سال قبل از آن متوجه نتیجه این نوع برخورد با آب کشور شده بودم ومدام تذکر وبعضا به شکایت ختم میشد ؛به تهران رفتم تا بدون فوت وقت ؛مستقیما نکاتی را برای برون رفت از این حالت در اختیار وزیر بگذارم که موفق نشدم وبا وجودیکه عصبانی بودم به جلسه با مدیر کل روابط عمومی وکارشناس تن دادم که از آن روز تا کنون با وجودیکه بطور تضمینی خواسته هائی را مطرح کرده بودم ؛خساست بخرج ندادم وبخاطر گل روی کشور ؛متعاقبا ؛بخاطر اینکه کشور را از نکاتی ویژه محروم نکرده باشم این نکات در اختیار قرار گرفت تا وزیر محترم ؛فقط ده دقیقه وقتش را صرف خواندن مطالب ودیدن پاورپوینت ابداعی پشت کوهی بنده قرار بدهد که هنوز اندر خم یک کوچه ایم ومانده ام که وزیر چه ترسی دارد که نمیشود ؛پیامها پرینت شود ودر کارتابل وزیر گذاشته شود ؛شاید دیدی آنها را بدیوار نکوبید واز فرصت استفاده شد وبا اولین بارش ها ؛که پریروز یک موردش از دسترس خارج شد ؛حداقل پایلوتی از آبگیرهای واقع در مسیل ها با اهداف جنرال در شیب این مسیلها ودر تراز مسیل وپیش بینی گریز سیلاب که مسیل ها در بارندگی سیلاب را هدایت میکنندوکوه شور ها از این مسیلها به دشتها سرازیر میشود مخصوصا در حوزه ؛فعلا آبریز ؛ اجرا میشد تا در صورت پاسخ مقتضی ؛سریعا نتایج ثبت وبکمک پیشنهادات دیگر طرح و ؛پس از طرح در هیئت محترم دولت وتصویب دوستان با هم افزائی چندین وچند سازمان ووزارت خانه با هماهنگ کنندگی (کوردینویتری )یک کدام که دولت محترم صلاح بداند در ابعاد وسیع بدون تحمل بار مالی سنگین با پای کار آمدن بدون دغدغه منطقه ای همه امکانات کشور (بدون اختلال در روند امور جاری)با هدف پایداری روستا وصیانت از ذخایر واستمرار تولید کشاورزی وبلکه افزایش راندمان واحیا مراتع با نگرشی متفاوت از آن چیزیکه تا کنون بوده است با مشارکت مردمی ومدیریت میر آبی که از قدیم در قوانین آب بوده است (اما اینبار با سازمان دهی میرآب ها وفعال شدن خود اتکا سازمان مردمی)در تمام حوزه های آبی (روان آب یا سفره ها؛یا همین آبگیرها)یا آبگیرهای طبیعی با استفاده از سییتم آبیاری پرتال اینجانب که توسط فرماندار پیشین پرده برداری شد ومستلزم تولید انبوه است در این آبگیرها ؛وکاهش قطر لوله ها وتاسیسات در سیستم ها متناسب کمترین آب قابل استحصال وسایر موارد مندرج در پیشنهاد؛بکار گرفته میشد تا استرس ناشی از ترک زیست بوم ها کاهش یابد که از مهمترین مشکلات فعلی کشور است که چون نگران بودم باز بسوی طرحهای هزینه وزمان بر؛ پیش از آرامش نسبی برود که خود جای بحث کارشناسی وعلمی دارد طرح آن را لازم دیدم . که عاقبت پس از اینکه حتی حضرتعالی در ایجاد ارتباط موفق نشدید با مطلب بسیار زیبای برادرمان که جانا سخن از دل ما میگوئی ؛برآن شدم به نکاتی تشریحی ومطول وبعضا ؛سکته ؛بدلیل فلبداهه نوشتن ؛در ذیل نوشته پر بار که توصیه میکنم به واحد آموزشی طول خدمت تبدیل شود ؛بگذارم که باز هم سعی کنم موضوع طرح شود تا آدمها ؛که خوشبختانه در روزهای آخر عمر بی نیاز از کردیت یا موقعیتی هستند که شوربختانه سطح سواد مدرک محور اینقدر برای ادای دین اینقدر بالا رفته است که گاهی آدم به خودش میگه ؛ چگونه است که این همه فوق لیسانس ودکتری؛با این همه نیرو واینهمه امتیازات واین برخورداریها از حقوق خوب وسایر امکانات ؛وضعیت بشکلیست که امثال بی مدرکهای دکتری مشابه بنده حقیر وادار میشود به موضوعاتی بپردازد که بعضا بدیهیاتند واقعا چه کم بوده وهست که یکباره اینچنین همه چیز بهم میریزد وچرا تماس با این برادران حتی اگر تلگراف خانه قدیمی مارسی سابق هم راه بیفتد که بگوئی بابام جان سیل دارد میآید وخودتان بکشید به یک بلندی موفق نمیشود الی اینکه کار وزندگیت را رها کنی وبرای پابوسی بروی .بابت چه؟وبرای چی؟وآنوقت هم که بلتد میشی با حال نظار پیداشون میکنی ؛چه سخت است دیدار یار .مخصوصا که این موارد با مواردی که انسان مطالبه ای دارد متفاوت است ونباید آش نخورده دهن سوخته شود ودر بدر وبا التماس وارد مذاکره با کسی شد که در حال صحبت همزمان با دیگریست و؛بیشتر با گوشی ور میرود یا پاسخ میدهد یا فوقش بله بله میگوید ومتاسفانه توجه نداریم اگر گوشی همراه در دست گرفتیم برای پخش آهنگ وعکس پروفابل وتماس بی پاسخ نیست وهمچنانکه از نامش پیداست همراه است وحداقلش اینست که اگر پیامی مخصوصا اضطراری و با اهمیت دریافت شد .اخلاقا بشکلی حتی بشکل اتومات باپیام آماده پاسخ داده شود . لذا امیدوارم لااقل با وجود گذشت بیش از یکماه فقط برای انتقال مطالب وسپری شدن زمان امیدوارم از طریق ؛برادر عزیزمان جناب آقای گوهر گانی که از ابتدا در جریان بودند وبسیار تصدیعشان دادم این اطلاع رسانی ها انجام شده باشد با به استاندار محترم که معمولا سفر تهران دارند رسانده شده باشدکه البته زمان از دست رفت هرچند هم اکنون هم برای تصمیمات سخت فرصت هست وبلکه میتوانم بگویم که میشود خلق کرد وجالب است صرف نظر از قضیه ارز وگرانی وموارد دیگر از جمله همین بورسی که راه افتاد وخودش کم بود بورس کالا مثل ذرت وآهن واین چیزها هم بی منطق به آن افزوده شد که فقط افزاینده نقدینگی وتورم وحتی رکود است وبنظرم سالها باید کار میشد تا رفتارهای مالی در شرکتهای تابعه وتحت بورس یا باز شده در تابلو اعلان ها ؛سامان مییافت بعد تازه باید تطبیق میشد که آیا اصولا با اسلوبهای هدف سازگاری دارد یا نه ؟آنچنان قیمت بعضی از اقلام را افزایش دادند که رونق گرفتن تولید وساخت وساز آنچنان سخت وپر هزینه شده است که توجیه ندارد ودل خوش کرده ایم که صادرات میکنیم بدون اینکه مابه ازایی برای کشور داشته باشد که اتفاقا با نکردن اینکار یعنی بورس کالا ؛هر دوکار را میشد انجام داد بلکه بهتر وبیشتر .وجالب است که این سرمایه گذاریها هم شخصی نیست وخصولتی شده است که باید یک کدومش ۱۰ تا استان را ارتزاق میکرد که اینکار نشد وشاهد این هستیم که مزیت ها یمان هم از بین رفته وتولید کنندگان هم با مشکلات عدیده مواجه اند که بیشتر وضعیت شبیه این شده است که فیوز قدیمیمان پریده (سابق جعبه فیوز تاسیسات برقی کشور هنوز از فیوزهای فشنگی قدیم که همه بار روی یک فیوز بود استفاده میشد که با کمترین اتصال وشارتی فیوز میپرید وتازه باید همه میدویدند ببینن چه سده است در حالیکه فیوزها ی مینیاتوری ومحافظ های لازم پیش از اینکه سایر بخشها در تاریکی فرو رود از چنین اتفاقاتی که بعضا میتواند طبیعی یا ازاستاندارد نبودن باشد ممانعت میکند ودر دسترس است اما دقت نمیشود که تنها بحث فیوزدهم نیست ومیشود کنترل فازو بی متال وسایر ادوات وقطعات هم بکار رود که اگر قرارداست برق برود فقط برق سراسری باشد؛نگران مواد غذائی شدم که بفرض اگر روش کینزی سابق وتنظیم بازار سابق با روش واردات در شرایط تحریم جواب نداد چه باید کرد ؟که برآن شدم بناچار به رسانه روی آورم تا توانسته باشم به مسئولیت اخلاقی خود پرداخته باشم وکاری که از دستم برمی آمده را انجام دهم لذا هرگز نباید فراموش کرد که با شارژ تسهیلات ؛علی الخصوص ؛بانکهای خصوصی ؛از ابتدا پیدا بود که تهاجم سنگینی به کشور خواهد شد که کاش با منظور بدهی بنام این بانکها وموسسات ؛راسا ؛سپرده ها توسط خود بانک مرکزی پرداخت وتسویه میشد که همه اینها تعاریف مالی وحقوقی خاص خود را دارد وریالی ارز بدون تصویب قانون (درست یا غلط)پیش وپس از ثبت وضبط عمل یا حواله ای یا اسناد یا برات در اختیار کسی قرار بگیرد که ذکر تسهیلات برای پرداخت معوض ارزی کلا متفاوت از تسهیلات ارزی دولت یا بانکی شدن است که خاص موارد صلاحدید شده دولت پس از تقدیم لایحه اضطراریست برای تهیه مایحتاجی که ممکن است کالای اساسی هم نباشد نه اینکه برداشت ارزی طوری اوپن شود که بانک مرکزی را در عین استقلال اختیار دار تام وتمام بدون رصد روزانه کند که قبلا شرح داده ام ِلذا هم اکنون هم پرداختن مجرد به موضوعات مبتلا به راه بجائی نمیرود ورفتارهای غلط باید جمع شود وتصمیمات سخت با عنایت به اهداف واسلوب انتخابی وعلمی با رفتار مالی وپولی رابج دنیا ؛بلکه بهتر از آن به رفع مشکلات در کوتاه ؛میان؛وبلند مدت پرداخت که اکنون هم میگویم یکی از دلایل عدم سرمایه گذاری شراکتی بصورت سهامداری در غالب شرکتهای خصوصی ویا تعاونی که لازم است از تنوع کمی شرکا برخوردار باشد مستلزم تحقق سیستم های تکامل یافته تر مالی وپولی وسیستم های اجرائی دارای پارامتر ونشانگرهاو….فرآیندهای قابل رصد ومحسوس وشفاف است که تنها شرکا وبازرسین را حق میدهد که به حسابرسی بآن پرداخته شود که اگر سییتم مالی دوبرگه کدینگ اینجانب که پنجاه سال است کشف وابداع شده است وپایه اش دریافت وپرداخت پیش از بدهکار وبستانکاری رفتار های مالی تعریف شده در علم حسابداریست بکار گرفته شود ؛در گردش مالی امور حتی یک ریال اهمیت موفقیت یک اقتصاد کلان را پیدا میکند وامکان شراکت دهها هزارنفری را هم میسر میکند بدون اینکه شانه هاشان بهم بخورد واین همان چیزبست که خلا آن در بدو شراکت؛ تعاونی ها وشرکتها را از ادامه فعالیت باز میدارد وتمایل سرمایه گذاران به تک خوری جلب میشود وما هم اسمش را میگذاریم خصوصی که ابدا چنین نیست وحتی در آمریکا هم دیگر امثال راکفلر ها کم است واگر گفته میشود خصوصی ؛در واقع شرکتهای سهامی هستند که بعضا تعداد شرکا به دهها وصدها ودر بورس ها به هزاران نفر میرسد که برای همین پبشنهاد دادم که در شرایط تحریم اگر اروپا راست میگوید ایران میتواند با پول نفتی که قادر نیست انتقال دهد با عرضه نفت به شرکتهای جدید که دیگر شریک آمریکائی نداسته باشند که مشمول تحریم شوند وعمده سهامداربش هم میتواند ایرانی واز جانب دولت ایران باشد ؛در اروپا سرمایه گذاری و حتی سپرده گذاری کند مشروط بر اینکه حق فسخ وسایر خیارات لحاظ شود وتا پیش از سرمایه گذاری وسپرده ؛با تعهدی که دولتها با تضمبن اتحادیه مبسپارند در حساب بستانکاری وزارت دارائی کشور کارسازی شود لذا باز هم حیفم میاد مختصر باین اشاره نکنم که عمده مشکل کشور ما عدم تغییر تاکتیک ها ونرمش یا سخت گیری های بیشتر است که تامل ومکث نمیشود ومسیری که به مقصد نمیرسد را رها نمیکنیم وراه دیگری انتخاب نمیکنیم مثل همین قضیه آب که چند دهه بهانه مان شد تعارضات اجتماعی ومشغول شدن از طریق مصرف که میشد نباشد ونتایج بهتر وبهینه تری را با افزایش تولید وصیانت از ذخایر کسب کرد وبهترین مدعا این است که همین لفظ ذخیره بهترین راهنما بوده واگر درک شود متوجه میشویم مصرفی نیست وباید جایگزبن وباز تولید شود در عین حالیکه میشود برداشت کرد که کاملا با الفاظ دبگر مشابه مثل سپرده واندوخته که گاه بجای هم بکار میرود متفاوت است وتلقی اشتباه انحراف ایجاد میکند که اگر جای آقازاده که بدرخواست خودش آنوقت صندوق ذخیره را برایش شرح دادم ویا همین لفظ مسیل ؛برای وزیر نیرو وشرح اینکه کاش وزارت نیرو وزارت انرژی ونیرو بود تا متوجه شویم خداوند نیرو را داده وفقط باید انرژی تبدیل شود که نمیشود خلقش کرد کارآمدی بیشتری داشته باشد ؛با سوغات وبرسم خودمان پشت کوهی ها همراه با یک گوشتی وسوغات حرکت میکردم ببینم همین مطلب ساده وغیر غامض را کیست توجه داده است نه اینکه پیشنهادی ناقص وبدون اعمال فرایندهای ناقص صرفا به ابعادی از آن پرداخت وکمترین ارزشی هم قائل نشد وچه آدمیم بنده که با همه این نفاسیر همچنان به سعادتمندی کشور امیدوارم موفق باشید

      0

      0
    15. ناشناس گفت:

      لذا معتقدم جرمی اتفاق افتاده ؛که تعمیم آن ابتدا به ساکن ربطی به رفتار دولت و تامین نقدینگی ؛یا پر کردن بدهی وکسری بودجه؛ ویا جمع آوری نقدینگی باین روش غلط؛ ندارد هر چند مسبب الاسباب بوده وهست (چون این کاریست که سالهاست توسط دولتها انجام میشده ؛که نتیجه دنباله کشی متد کینزیست ؛منتهی در دودوره ریاست جمهوری شدت گرفت واز کنترل خارج شد وکاملا مشهود است که چنین حجم نقدینگی برای خرید اینهمه سکه وارز از جاهائی بیرون زده است که حسابرسان قسم خورده میتوانند بدانند ماخذ ومبدا کجا بوده است وکافیست حسابرسی ها شروع واز تنخواه وپول در گردش؛ یا از وجوه اختصاص یافته به امری دیگر که در صورت انحراف بسوی معامله سکه وارز رفته ؛ تا حساب سازی ها وانتقالات؛ وتخصیص به امر غیر عادی دیگر؛ وارتکاب جرم در تمام ارکان وپیکره مالی وپولی کشورقابل حسابرسیست تامتوجه شد چه اتفاقی استنادا افتاده است
      که از قضا باید مشمول بخش خصوصی نیز بشود ؛که حسابرسی هیچ مزاحمتی در روند امور ندارد تاحداقل این گمانه که اصل پول جاری نبوده یا اگر بوده به چیزی دیگر اختصاص داشته معلوم شود که چون برگشت شده کشف آن مستلزم حسابرسیست ودر ترازهای مالی چیزی مشهود نیست صحت وسقمش معلوم گردد که از قضاء باعث خوشحالی سرمایه گذاران خصوصی هم مبشود تااین اطمینان پیدا شودکه در این کشور میشود کاری کرد که کسی نتواند با پولیکه متعلق به او نیست کاسبی حرام کند.بنابراین جز مورد تعهدات ذکر شده در رابطه با چنج پول ملی که منع قانونی ندارد وحق مسافر ودانشجوست که باید از طریق بانکی صورت بگیرد باید این دارائی خلق شده ء ناصواب پیدا ومسترد شود تا همین دارائی به اقتصاد تزریق شود ونیازی به تزریق ذخایر نباشد که متاسفانه در پیشنهادات اخیر اقتصاد دانان؛ نه تنها این مورد با تعارضات دیگرمواجه است وامکان عملیاتی شدن یک اقتصاد مقاومتی وپایه محور وقرص ومحکم ؛را؛دور از دسترس میکند وجز چند مورد ؛ پرداختن به معلولهاست ؛لذا همچنان این سئوال باقیست که آیا گزارشات پولی ومالی کشور بروز ومستند وقابل اتکا برای عرضه به سازمانی در مجلس یا ریاست جمهوری با حفظ استقلال ؛مخصوصا استقلال بانک مرکزی بوده است ؟وواقعا اینچنین ومطابق ترازهای مالی ارسال شده هست؟یا میشده است بااستناد بآن؛ پاسخگوی قوه دیگر بود؟تا بشود بروز؛ روی آن کار ورصد نمود؟وآیا طوری بوده است که تا در صورت غیر عادی بودن رفتار پولی ومالی هشدار ها بکار بیفتد یا سوپاپ های اطمینان نتواند خطا را رد کنند؟یا :
      تنها به یک گزارش ساده بسنده میشده است ؟که در صورت حالت دوم ؛این حسابرسی ها که از قضا ء چون چند لایه وکنترل کننده است وحسابرسی چند باره برای کاهش از قلم افتادگیها الزامیست ؛باعث خواهد شودحالت اول فعال وسامان داده شود ودیگر شاهد اینهمه تهاجم به کشور در هر قامتی وهر کس یا بهانه ای نشد که باید از خود دولت وبانکها وخصولتی ها (که باید شاکر باشند که سرمایه آماده در اختیارشان گذارده شده است !!!!و باید راندمانشان طوری میبود که برای حقوق پرسنل وهزینه هاهرگز ننالند وگریه نکنند ودر هر حالت حتی زمانیکه مواد اولیه مفت در اختیارشان قرار میگیرد وامصیبتا نگویند وخانواده ها را آزار ندهند تا جائیکه جیغشان درآید وباید بیشترین سهم اشتغال کشور با حقوقهای طبقه بندی شده حرفه ای وبیشترین برخورداران سود سهامداران را داشته باشند ودر جهت ارزانی ومقرون به صرفه بودن ؛متناسب قدرت خرید گام بردارند وبا چند برابر شدن قیمتها متاثر از باز شدن نماد کالا هائی مثل آهن وذرت که کویتیشان کرده است وسایر که هنوز من مانده ام این الگو از کجا گرفته شد وقتی که خود کشاورز یا پرسنل تولید کننده برخوردار نمیشود از کجا وارد اقتصاد شد که ساخت یک آلونک را هم سخت کرده است ومرغداریها له له میزنند که کارشان اقتصادی شود و کارشان.سخت وسخت تر شده وناچارند ذرت بورسی بخرند ؛تا جائیکه تولید غیر خصولتی تهدید است وهزاران شغل در معرض نابودی ؛انصاف بخرج دهند وبهتر بجنبند ( یا اگر نجنبیدند فرمول دیگری بکار گرفته شود)
      که:
      متاسفانه وقتی اقتصاد دان هم به مشورت گرفته میشود تازه بحث ارز و وام وابن چیزها به میان میآید که معلوم نبست منطقش چیست؟(که دوباره تسهیلات همه گونه سرازیر شود به مواردیکه اصلا مشکلشان این نیست )که دست ساخته سیاست های پولی ومالیست ومیشود با چند حرکت منابع را مدیریت کرد وبداد تولید کنندگانیکه بدهی های ناشی از نوسانات؛ ضعیف یا از پایشان درآورده یا کالایشان روی دستشان میماند وسرعت سود وجریمه بیشتر از فرصت عرضه کالانابودشان کرده رسید.
      و:
      نمیگویند که کافیست از حجم بدهی وفشار این تولید کنندگان وبنگاهها کاسته شود وبانکها جرائم حرام را بردارند ودولت در این خصوص مساعدت کند.وبا تنظیم بازار از طریق واردات مشابه از پای در نیایند وهمچنان بر اقتصاد آدام اسمیتی که بخوبی هم تفهیم نشده ااصرار ورزیده وبر طبلش کوبیده میشود ودور تسلسل وسیکل بیمار اقتصادی تکرار میگردد که اگر نمایندگان با اطلاع رسانی های متعدد متوجه نمیشدند که کشاورز با اینهمه زحمت والبته با مصرف آب از منفعت دوره کاشت ؛داشت ؛برداشت ؛وسردرختی یا دامداری وسایر محصولات طرفی نمیبندد ( در حالیکه تنها بخش سیر کننده جامعه با محرومیت خود طی چهل سال بوده اند وفقط از بی بارشی وسوء مدیریت آب نگران بوده اند وقانع به اداره زندگی وبلاگردون کشور )؛وبدادشان نمیرسیدند و اقدامیکه در خصوص کشاورزان بدهکار زیر یکصد میلیون ؛محقق نمیشد که سیف بنده خدا وبی خبر از نوع گرفتاریها در مقابلش موضع گرفت ونتوانست بپذیرد که تجمیع وتقسط ها وجرائم وحتی سود اندر سودها اشکال شرعی وهمزمان قانونی دارد که معلوم نبود با این وضعیت چه بر سر کشور میآمد که خوشبختانه نتیجه ۲۰ سال اطلاع رسانی وتوضیح و تشریح وضعیت وارائه پبشنهاد به نمایندگان سبب شد نور امیدی تابیده شود تَا در این وانفسا با وجود فشارهای شدید شاهد صادرات ؛(البته غیر رسمی؛وبه ثمن بخس)انواع تولیدات باغی وصیفی وغیره کشاورزی ودامی باشیم که مطمئنا احتکارش ربطی به کشاورز ندارد واتفاقا اگر ظرفیت صادرات واردات فعال بود همین روزها نیازی نبوددر کالای داخلیمان کمبود ایجاد شود وبجای صادرات مایحتاج خودمان؛ میلیونها تن فرآورده ای که در کشور همسایه بیرون ریخته میشد را میشد به همین روش بدون تاثیر سوء بر اقتصاد داخلی صادرکرد وبمراتب مشکلات کمتر بودخدا میداند چه میشد؟
      بنابراین بهترین اقدام بواسطه ؛بهره برداریهائی که دولتها وبانکها طی سه دهه تولید سخت ؛فارق از رانت خواریها واستفاده از امتیازات ویژه که بعضا ربطی به تولید نداشته که اگر نبود اقتصاد ؛راه اعتباری خود را مییافت ؛حمایت از تولید با برداشتن فشارها امری است واجب برای دولتها که دیگر کسی نمیتواند بگوید دستمان خالیست که اگر قرار باشد چنین اظهاری شود یا برای جائی دل سوزانده شود که هستی تولید را بر باد داده ونتیجه سی سال زحمت را فنا کرده است جفاست جفاست جفاست ودلیلی نبوده است تولیدی که دارائی یک کشور طی سی سال خرجش شد راکد بماند واگر هیچ کار مالی وپولی نتوانیم انجام دهیم حداقلش سلف خری تولید با نگرش صرفه اقتصادی ومشارکت خیل جوانان در این نوع سرمایه های آماده بکار خوابیده است وباید دیگر از راحت خوری دست برداشت و فکر خلق درآمد از راه عرضه ءارز را بعنوان کالا از مخیله خارج کرد وباور داشت که راه افزایش قدرت خرید پول ملی در گرو کاستن از ارزش برابری ارزهاست نه غنیمت کردن ارز وداغ کردن سکه وارز که:
      هر کدام از شاخص های بین المللی بالا بزند نشانه خیلی چیزهاست وافزایش چند برابری سکه وطلا نسبت به قیمت جهانی ؛در این حد علاوه بر بادکنکی وحباب بودن ؛حکایت دیگریست که باید به آن پرداخت که صراحت لهجه در اعلام بانکی وسریع شدن وکافی بودن ارز مسافری ودانشجو وشروع حسابرسی وتن ندادن به قیمتی که بی جهت برای عرضه در بازار گرانتر عرضه شده است صدای تق بادبادک وحباب را طوری در میآورد که دلار دمش را روی کولش بزارد وبرود آنجا که پدر بزرگ مختلصین ومحتکرین وحرامیان رفت

      0

      0

    
    امروز دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷
    • تـــازه ترین خبرها
    • پـــربازدیدترین ها
  • مرگ‌ دلخراش کودک ۳ساله در گچساران+جزییات
  • مرگ دلخراش عروس مشهدی در سانحه رانندگی گچساران+تصاویر
  • بی اطلاعی فرماندار و رئیس دفتر نماینده از تغییر مدیر آموزش و پرورش گچساران
  • تشکیل شورای پیشگیری از جرائم با حضور معاون قضایی استان در شهرستان چرام+تصاویر
  • “آزمون وزرای مردود”
  • استخدام ۱۰۰ فرزند شهید با مدرک دیپلم و زیر دیپلم در دستگاه‌های اجرایی استان
  • در نامه ای به دادستان گچساران/لزوم نظارت بر فعالیت موسسات خیریه در شهرستان
  • آموزه های سعدی شیرین سخن
  • بارش ۵۲ میلی متری باران در منطقه دیل /آخرین وضعیت جوی استان
  • گزارش تصویری آیین تکریم و معارفه روسای جدید و قدیم دادگستری گچساران /مزارعی:ملک ۱۰۰۰میلیاردی در گچساران به بیت المال بازگشت
  • مراسم تودیع و معارفه دادستان های سابق و جدید چرام برگزار شد+تصاویر
  • بررسی پروژه های آبرسانی کهگیلویه بزرگ با حضور وزیر نیرو
  • ابراز نگرانی فرماندار بویراحمد از افزایش خودکشی
  • ‍ وادادگی برخی مدیران گچسارانی پس از بیماری تاجگردون
  • نشست هم اندیشی رئیس آموزش و پرورش ، مربیان ورزش مدارس با رئیس و اعضا هیئت هندبال لنده+تصاویر
  • یک غروب بارانی در گچساران به روایت تصویر
  • کشف ۲ محموله سنگین تخته چوب mdf در باشت
  • رئیس کل جدید دادگاههای عمومی و انقلاب شهرستان بویراحمد معرفی شد
  • مدیرعامل آب و فاضلاب روستایی کهگیلویه و بویراحمد ابقاء شد
  • سلاخی انسانیت پشت عابر بانک بن‌سلمان
  •