طراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : یکشنبه ۱۵ مهر, ۱۳۹۷ | کد خبر : 85261 | نویسنده : sajad |
  •   

    فانوس زاگرس؛ به قلم سید ایمان تقوی   یایید باهم در دهدشت دوری بزنیم بعد انصافا ببینیم دهدشتی هستیم یا نه! صبح که بیدار میشوی دختربچه های یتیم همسایه سمت راست را میبینی که کنار جوب بازی میکنند. بیوه زن روبه رو که چهار فرزند دارد در حال جاروب جلو منزل اجاره ایش به شعاع […]

    فانوس زاگرس؛

    به قلم سید ایمان تقوی

     

    یایید باهم در دهدشت دوری بزنیم بعد انصافا ببینیم دهدشتی هستیم یا نه! صبح که بیدار میشوی دختربچه های یتیم همسایه سمت راست را میبینی که کنار جوب بازی میکنند. بیوه زن روبه رو که چهار فرزند دارد در حال جاروب جلو منزل اجاره ایش به شعاع حدوداً ده متر است. چند قدم بالاتر نوجوانان و جوانانی مشغول گوشی بازی هستند. سر کوچه و سر بسیاری کوچه ها جوانان نشسته هستند که غالبا حرف خاصی برای اختلاط با هم ندارند.

     

    مغازه های کم مشتری چند خط در میان بازند. اما مغازه و کیوسکهای مخصوص فروش دخانیات و وسایل قلیان پر رونقند. در لابه لای کوچه ها به کرّات از بوی گند قفسهایی که نماد مرغ زنده اند به فروش غیر مجاز و فقیرانه ی ماکیان پی خواهی برد. امواج مشاغل کاذب اندر کاذب تو را آرام آرام به مرکز شهر هدایت میکند. ج دهدشت شهری که تمام مغازه هایش تخفیف میدهند بجز داروخانه ها! دهدشت! دهدشت یک بن بست مطلق.

     

    یک قیف برعکس. یک پیردخترِ ازدواج نکرده ی مُطَلقه. شهری که تقریبا بسیاری از ساکنانش آرزوی هجرت دارند و تا دستی به دهان رسیده و چهارچرخه ای مهیا شده پرواز اتفاق می افتد. دهدشت شهر نزاع های معمولا بی علت. شهر تیراندازی های شبانه. دهدشت شهر کارگران فصلی شرافتمندِ از دهدشتی بودن، خجالت کشیده ی شرمسار از زن و فرزند! دهدشت شهرِ اولِ بیکاری! گاهی از خانه های کوتاه قد شهر و مردمان همیشه راضی و میهمان نواز که خسته میشوی به دشت میزنی.

     

    آنجا از کرور کرور کشتزارهایِ دیم میگذری که تک تک علفهایش دست به آسمانند و در آرزوی تکه ابر و چکه بارانی به زردی میزنند. کمی آنسوتر به کوهستان که نزدیک میشوی بلوطهای نیمه سبز و نیمه سوخته و نیمه کرم خورده و زخم تبردیده را مبهوت میشوی که در لابه لای آنها چال زغالهای غیر مجاز منتظر سیاه سوخته کردن درختان چندصد ساله اند.

     

    در این هنگام بیت خوانی دخترکان فقیر بغض ات را میپراند. ژنده پوشانی که صبح تا شام بهاری به چیدن علفهای خوراکیِ کوهی مشغولند، بلکم وعده ای قوت لایموت را بر سفره ی خانواده سبز کنند. آنان با گله های گرسنه ی همه چیزخوار در قاپیدن گیاهان مفید در رقابتند. گله هایی که از گیاه و گل صحرا و پوست و برگ چُروها گرفته تا ته مانده ی خوراک و پوشاک و کاغذ و ظروف یکبارمصرف به جا مانده از پیک نیک کننده ها را میبلعند. و اگر سعادت یاری کند در گوشه کنار دره و در دشت ،دسته دسته جوانانی را میبینی که جهت وقت کشی و احیانا تفریح و لذت صرفا قلیان میکشند نه چیزی دیگر. اینجا دهدشت است! همان دهدشتی که خود به این کوچکی چند گردان بزرگ و مستقل در جبهه ها داشت. با سردارانی که رعب و وحشتشان در دل عراقی ها موج میزد.

     

    شهر کاروان کاروان شهید و مجروح جنگی. شهر آیت الله های گمنام. شهر ولایت مداران مخلص. شهر هر ساله دارای بهترین رتبه های کنکور کشور. شهر پیشتازان المپیادهای ملی و بین المللی علمی، ورزشی، فرهنگی، هنری و مذهبی. شهر قاریان و حافظان بین المللی، شهر بالاترین بهره های هوشی، شهر مخترعین و مکتشفین، شهر جراحان بین المللی با پنجه های طلایی، شهر شصت هزار نفری با بیش از چندین نویسنده و صدها عنوان کتاب و نشریه،شهر هنرمندان کم نظیر، شهر مهندسین و اساتید دانشگاهی ملی و بین المللی، شهری که در جای جای کشور مسئول لایق دارد، اما خالی از نخبه ها و سرمایه ها و سرمایه گذارها. دهدشت شهری با قبرستانِ پُر رونق! اما تو! تو! تو! ای مدعیِ عزیزِ دهدشتی بودن؟! برادر و خواهر روشنفکرِ سالهای سال، دهدشت ندیده ام! عزیز مسئولم! ارجمندِ تحصیلکرده ام! نازنینِ خبرنگارم! پدر و مادرِ به غربت هجرت کرده ی فرزند! دانشجویم! ثروتمندِ گران قیمتم! سهامدارِ بیکرانه ام! آخوندِ فصیح ام! واعظ بلیغ ام! هنرمندِ مهربانم! بزرگوارِ بازاریم! ای دهدشتیِ دهدشت ندیده ام! ای دهدشتیِ دهدشت فراموش کرده ام! همه! همه! همه! بگو! کجای تو دهدشتی است! به همه بگو! انصافا سهم تک تکِ ما از زمینه سازی توهین به دهدشت چه قدر است؟! منِ ساکنِ دهدشت و تویِ غریبِ با شناسنامه ی دهدشت لازم است ابتدا دهدشتی بودن مان را ثابت کنیم! بعد؟ بگوییم؟ من دهدشتی هستم؟؟؟  

    برچسب ها :
    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟
    3 نظر برای “من دهدشتی نیستم!!”
    1. دیوجام گفت:

      احسنت

      1

      0
    2. علی گفت:

      واقعا هم نیستی

      0

      0
    3. دهدشتی گفت:

      والا پدرت ۸ سال بدون هیچ گونه تخصصی شهرداردهدشت بودنابود کرد دهدشت را دیگه بسه نمی خوادخودت مقاله بنویسی

      0

      0

    
    امروز دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷
    • تـــازه ترین خبرها
    • پـــربازدیدترین ها
  • به مناسبت روز جهانی غذا/نگرانی هایی که جدی گرفته نمی شود
  • “سرهنگ بیعت اصل”،سخنگوی نامزدهای اصولگرا گچساران و باشت
  • تشکیل پرونده قضایی برای مدیرکل ورزش و جوانان کهگیلویه و بویراحمد
  • اخبار بویراحمد و دنا؛مجتمع رفاهی یاسوج پارکینگ می‌شود/تعیین تکلیف زیرگذر “چنار برم” شهرستان دنا بعد از گذشت ۱۰ سال/ورودی‌های پایتخت طبیعت ایران ساماندهی می‌شود/عملیات اجرایی ۳ پروژه عمرانی در شهرستان دنا متوقف شده است/بی توجهی فاحش مسئولان آبفای شهری یاسوج به هدر روی آب
  • پهپادی کاملا ایرانی بر فراز بام نفتی ایران
  • واکنش مدیرکل سازمان هواشناسی کهگیلویه و بویراحمد به خبر فانوس زاگرس؛ هواشناسی هرگز در خواب نیست
  • خبر خوش نوروزی برای بخش خصوصی
  • دلسوزان اصیل انقلاب باید اشعری های زمان خود را بشناسند
  • مدیر آموزش و پرورش بهمئی؛ دفاع از دولت در اولویت کاری مدیران
  • فرمانده سپاه فتح استان کهگیلویه و بویراحمد تغییر کرد
  • “بویراحمد گرمسیر” و انتخابات مجلس یازدهم
  • غلبه سیاسیون بر اراده‌ی استاندار؟
  • ما هم می دانیم جناب پورالحسینی مدیر موفقی است اما …
  • اولین بارش پاییزی و قطعی گسترده برق در یاسوج
  • رودخانه های بشار، باشت و موگرمون به بخش خصوصی واگذار می شوند
  • پیرامون بحث تغییر مدیر آموزش و پرورش گچساران
  • مدیرعامل جدید شهرک‌های صنعتی کهگیلویه و بویراحمد معرفی شد
  • مرگ دلخراش دختر یک ساله بر اثر تصادف با کامیون در یاسوج
  • رزمایش پدافند غیر عامل در چرام برگزار شد+تصاویر
  • بازدید فرماندار کهگیلویه از پروژه مهم جاده برفکوه چاروسا+تصاویر
  •