طراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : سه شنبه ۱۰ مهر, ۱۳۹۷ | کد خبر : 84888 | نویسنده : sajad |
  •   

    فانوس زاگرس؛ مادری با دستهای خالی؛ آرزوهای بزرگ این گزارش با اجازه ی مصاحبه شونده منتشر میشود.   تاریکی شب، چادرش را برسرِ زمین گسترانیده است. شامگاه هشتم مهرنودوهفت از حومه ی شهر زنی بادوفرزند خردسالش کنار جاده نشسته بودند. بادیدن ماشین، بلند شده وخودش رابه لبِ خط آسفالت رسانید. دستهایش را به علامت توقف […]

    فانوس زاگرس؛

    فانوس زاگرس؛

    مادری با دستهای خالی؛ آرزوهای بزرگ

    این گزارش با اجازه ی مصاحبه شونده منتشر میشود.

     

    تاریکی شب، چادرش را برسرِ زمین گسترانیده است. شامگاه هشتم مهرنودوهفت از حومه ی شهر زنی بادوفرزند خردسالش کنار جاده نشسته بودند. بادیدن ماشین، بلند شده وخودش رابه لبِ خط آسفالت رسانید. دستهایش را به علامت توقف خودرو تکان میدهد. راننده خودرو را متوقف کردتا آنهارا به شهر برساند. سوارکه شدند سلام و خسته نباشیدی گفت و بعداز چند لحظه سکوت سفره ی درد دلش را باز کرد. انگار مدتهابود باکسی حرف نزده بود. میگفت برای گرفتن روپوش مدرسه ی پسرانش به شهر میرود.


    صحبتش با راننده گل انداخته بود و مهربانی وصداقت خاصی درکلامش موج میزد و البته دردی از جنسِ فقر و نداری.

    وسط حرف هایش از سن وسال و زندگی اش پرسیدم.
    خودش را معرفی کرد ۳۶ ساله با تحصیلات دوم راهنمایی.
    خیلی شاکر بود که خداوند دوپسر سالم به اوبخشیده که در مقطع ابتدایی درس میخوانند.

    انسانی خیّر وخداپسند به خاطر نداری و فقرشان اجازه داده بود در کارگاهش بیتوته کنند و کرایه ای از آنان دریافت نمیکرد و در عوض نگهبانی و حفاظت ازکارگاه را پذیرفته بودند. میگفت بعد از مهاجرت از روستایشان ، چند وقتی در حومه ی شهر اجاره نشین بودند ولی توان پرداخت اجاره رانداشتند و خداوند این انسان مومن و نوع دوست رادرمسیر زندگی اش قرار داده تا اندکی از آلام و سختی های زندگی اش بکاهد. اجازه گرفتم تارسیدن به مقصد حرفهایش را ثبت و ضبط کنم شاید گروه های نوعدوست وانسانهای خیّر گره ای از زندگی اش بگشایند. با مهربانی پذیرفت‌. از آرزوهای مادرانه اش گفت. از تحصیل پسرانش تا ازدواجِ آنان. آرزو دارد پسرش رئیس جمهور بشود و به بازار ثباتی بدهد تا کالاها ارزان بشوند و مردم زندگی راحتی داشته باشد. شوهرش کارگر فصلی بود که در استانهای مجاوربه کارگری مشغول است و اکثر اوقات هم بیکار.

    گاهی شوهرش در شهر برای انبارهای مختلفِ تره بار و عمده فروشی ها کار میکند.
    میگفت کارگاه تعطیل شده وهیچ همسایه ای ندارد.

    با بغض میگفت بیشتر شب ها نان خوردن ندارند. کارگاه تولید پلاستیک به دلیل نبود مواداولیه تعطیل شده و شب ها نگهبان کارگاه است. فقر طاقتش را طاق کرده و نگران آینده ی دو فرزندش بود.

    دستی به سر پسرانش کشیدوگفت: یارانه ی پسرانش را به یک موتوری میدهد تا آنها به مدرسه ببرد و برگرداند. نشاط و مهربانی اش به گریه رسید؛ میترسید درسرمای زمستان فرزندانش پشت موتورسیکلتِ سرویسِ مدرسه شان سرمابخورند و نتواند هزینه ی درمان و عقب افتادگی تحصیلی شان را جبران کند.

    کارگاه محل سکونتش از نعمت گاز برخوردار نبود و کولرشان را صاحب کارگاه داده و یخچالشان را خواهر شوهرش.. اهل کهگیلویه هست و تحت پوشش بهزیستی سرفاریاب. میگفت هفت ماهی میشود که بهزیستی سرفاریاب هیچ پرداخت نقدی وغیرنقدی به ایشان نداشته است. پرسیدم از نماینده ی کهگیلویه چه انتظاری داری؟ سکوتی طولانی و آرام جواب داد انتظار دارم کمکم کنند و به خاطر آینده ی فرزندانم به ما کمک کنند نه به خاطر خودمان.

    پرسیدم چرا به ایشان مراجعه نمیکنی؟ باصداقت جواب داد توان رفتن به تهران راندارم و زمانی در کهگیلویه حضور دارند موفق به دیدارش نمیشوم. برایش توضیح دادم به دفتر ارتباط مردمی نماینده ی کهگیلویه مراجعه کند و مشکلاتش را با مسولین مربوطه در میان بگذارد تا کمکش کنند.

    به فرمانداری و بخشدار مرکزی مراجعه کند.
    تنها خواسته اش انتقال پرونده اش از بهزیستی سرفاریاب به دهدشت بود. میگفت نماینده ها ما بیچاره ها رانمیبینند..حاج عدل تهران نشین است و روحانی کاری به ما ندارد.

    دردهایش بسیاربود. آنقدر که باید برای کمک به مادرانه هایش تمام ادارات و فرماندار ونماینده ی کهگیلویه آستین همت بالا بزنند. بدون تعارف، آنان که از دستشان برمی آید باید انسانیت به خرج بدهند و مرهمی باشند بر دردهایش.

    آرزو دارد پسرش رئیس جمهور شود تا بتواند از نظرمالی کمکش کند. اجناس را ارزان کند. حاج عدل کمکش کند و تاجگردون صدایش را بشنود.

    میگفت تاجگردون را از رادیو وتلویزیون میشناسد ولی خواهش میکرد صدایش را بشنود. برای بار آخر پرسیدم شما که شهروند کهگیلویه هستی و در کهگیلویه زندگی میکنی و نماینده ات هاشمی پور است نه تاجگردون، خندید و گفت ما فقرا را هیچ کس نمیبیند صدایم را به تاجگردون برسان.

    به خودم قول دادم صدایش رابه همه برسانم؛ به حاج عدل، فرماندار؛ بخشدار؛ شورای دهدشت، خیّرین و البته تاجگردون.

    در ازدحام ماشین ها پیاده شد. زیر نور تلسکوپی های شهر دست پسرانش را گرفته بود و دور میشد.

    مادری مهربان و فداکار که فرزندانش را برای آینده ای روشن تربیت میکند و آرزوهای مادرانه ای دارد برای کودکانش.

    امیدش به خدا بود ولی از انسانها نیز انتظار یاری داشت.
    اوایل بامداد نهم مهرماه، به مادری فکر میکنم که با سرانگشت هیچ پایی به آرزوهایش نرسیده است ولی باعشق خدادادی برای آینده ی فرزندانش تلاش میکند وزجرمیکشد و گرسنگی…

    اینجاست که حاج عدل و تاجگردون و دیگران باید بدانند مادری که مادرانه کودکانش را برای آینده ی ایران تربیت میکند حق بزرگی به گردن آنان دارد که باید تکلیفشان را در برابرحق این مادران مستحق ادا نمایند.

    ای که از دستت برآید، کاری بکن
    قبل از آن کزدستت نیایید هیچ کار..

    آدرس این خانواده ی شرافتمند در دفتر سایت موجود میباشد. عزیزانی که قصد کمک داشته باشند میتوانند با مدیر سایت تماس بگیرند.

     

    گزارش؛ یعقوب درویشیان

    انتهای خبر/
    برچسب ها :
    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟
    9 نظر برای “مادری با دستهای خالی؛ آرزوهای بزرگ/آرزو دارد حاج عدل کمکش کند و تاجگردون صدایش را بشنود”
    1. ناشناس گفت:

      این وظیفه ای است که خیرین باید انجام دهند نه نماینده، البته نماینده هم میتونه یکی از این خیرین باشه، کاری که نماینده میتونه بکنه تصویب یک قانون هست که مشکلات رفت و امد فرزندان چنین خانواده هایی رو حل کنه. مثلا سرویسهایی در حومه شهر برای انتقال افراد تحت پوشش که در ساعات مشخصی خودشون و فرزندانشون رو به مرکز شهر میرسونن

      0

      0
    2. سعید هوشیاری گشین گفت:

      تو را به خدا ول کن کی به درد دل آدم بدبخت و بیچاره گوش میده یا صدای آنها را میشنوه
      این آقایان فقط آدمهای پول دار و سرمایه دار را میبینند

      0

      0
    3. ناشناس گفت:

      جالبه از موارد هزاران مورد هست که فقط باید گفت آخ تا قیامت واما راجع به تماس گرفتن وصدای کسی را شنیدن ؛بقول یکی از بچه ها :اونجا مرو ؛اوناکه تلفن دارند یا پیام میدهند دستشان به کسی نمیرسد ؛برسد به این بنده خدا که باید همچون شیر ماده ای مواظب دو کودکی باشد که با تربیت حتی با گرسنگی اگر نتواند رئیس جمهور شود حتما حتما گوشه ای از این منظومه شمسی را مسخر خواهد ساخت واما دست اون خیر کارگاه دار درد نکنه واجرش با خدا وتسلیت بابت تعطیلی کارگاهش ؛وما را در غم خود شریک بداند ؛که این حق محفوظ است واجر کمکش مستدام است ؛اما چرا نگهبانی شب که اگر بابت اینکار ؛مادرمان حقوق کامل با حق شیفتی نمیگیرد توصیه میکنم از این حقوق غفلت نکند تا برکات به زندگیش سرازیر شود چون بهر حال اگر قرار باشد کشور ما هم تولید کننده باشد هزینه عملیات باید تمام وکمال انجام شود تا همه از جمله سرمایه گذار ؛دولت ؛نیروی کار ؛مصرف کننده به حقوقش برسد در غیر اینصورت شتر سواری دولا دولا نمیشه ؛اگر دولت با شرایطی که پیش آمده وعمدتا خود ساخته واز روی ضعف مدیریت است بجای بخشودگی مالیاتی که محل درآمد خودش وبنیه اوست ؛سود وجریمه بانکی تسهیلات این کارگاه را اجازه ندهد که بانکها تحمیل کنند که او که اینقدر انسان است وهمین را خیلی ها ندارند وبکلی فراموش کرده اند واین چیزها را نمیبینند بتواند یا این خانواده را حتی اگر ندارد حقوق بدهد لااقل در کارگاه بمیزان ؛بستانکاری نگهبانی اش سهیم کند تا ان شاء الله روزی سرازیر شود وخداوند از ذوق اینکار باران رحمتش را نازل کند

      0

      0
    4. ناشناس گفت:

      جالبه از موارد هزاران مورد هست که فقط باید گفت آخ تا قیامت واما راجع به تماس گرفتن وصدای کسی را شنیدن ؛بقول یکی از بچه ها :اونجا مرو ؛اوناکه تلفن دارند یا پیام میدهند دستشان به کسی نمیرسد ؛برسد به این بنده خدا که باید همچون شیر ماده ای مواظب دو کودکی باشد که با تربیت حتی با گرسنگی اگر نتواند رئیس جمهور شود حتما حتما گوشه ای از این منظومه شمسی را مسخر خواهد ساخت واما دست اون خیر کارگاه دار درد نکنه واجرش با خدا وتسلیت بابت تعطیلی کارگاهش ؛وما را در غم خود شریک بداند ؛که این حق محفوظ است واجر کمکش مستدام است ؛اما چرا نگهبانی شب که اگر بابت اینکار ؛مادرمان حقوق کامل با حق شیفتی نمیگیرد توصیه میکنم از این حقوق غفلت نکند تا برکات به زندگیش سرازیر شود چون بهر حال اگر قرار باشد کشور ما هم تولید کننده باشد هزینه عملیات باید تمام وکمال انجام شود تا همه از جمله سرمایه گذار ؛دولت ؛نیروی کار ؛مصرف کننده به حقوقش برسد در غیر اینصورت شتر سواری دولا دولا نمیشه ؛اگر دولت با شرایطی که پیش آمده وعمدتا خود ساخته واز روی ضعف مدیریت است بجای بخشودگی مالیاتی که محل درآمد خودش وبنیه اوست ؛سود وجریمه بانکی تسهیلات این کارگاه را اجازه ندهد که بانکها تحمیل کنند که او که اینقدر انسان است وهمین را خیلی ها ندارند وبکلی فراموش کرده اند واین چیزها را نمیبینند بتواند یا این خانواده را حتی اگر ندارد حقوق بدهد لااقل در کارگاه بمیزان ؛بستانکاری نگهبانی اش سهیم کند تا ان شاء الله روزی زسرازیر شود وخداوند از ذوق اینکار باران رحمتش را نازل کند

      0

      0
    5. ناشناس گفت:

      البته هنوز هم خیلیها معتقدتد بعضی از آدمها که متزلتی را از جانب مردم کسب کرده اند فرزندان این ملتند وبعید میرسد که سونامی قدرت ومکنت وثروت وسیاست آنها را هم برده باشند چرا که خیلی ها دعا وبدرقه مادر را بهمراه دارند واززیر بوته در نیامده اند وبه اصالتشان بیش از سایر اهمیت میدهند وخدا را در نظر دارند ونیتشان پاک است اگر با تعصب همراه نشود

      0

      0
    6. سید ایوب حسینی گفت:

      امروز صب حاج پروین تاجگردون بنیان گذار بنیاد ملی خورشید کبری تماس گرفتن و پیگیر کمک به این خانم محترم شدن و مبلغی از صندوق بنیاد به این مادر عزیز پرداخت شد.

      1

      0
    7. ناشناس گفت:

      آفرین به بنیاد

      0

      0
    8. ناشناس گفت:

      سید ایوب جک قشنگی بود حسابی خندیدیدیم

      0

      0
    9. ناشناس گفت:

      درویشیام وقت ادعا میگی یگانه سردار جهانه و چنین و چنان بهشتی در کهگیلویه بر پا کرده
      پس چرا از کهگیلویه از تاجگردون میگی
      آدم خطرناکی هستی درویشیان

      0

      0

    
    امروز یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸
    • تـــازه ترین خبرها
    • پـــربازدیدترین ها
  • ادامه آتش سوزی در کوههای لنده و کندی عملیات اطفای حریق +تصاویر
  • یادداشتی بر تحرکات انتخاباتی در کهگیلویه و بویراحمد
  • زمان و مکان آئین تودیع و معارفه استاندار کهگیلویه و بویراحمد با حضور وزیر کشور
  • نماینده بویراحمد و دنا:تمام تلاش خود را برای پیدا کردن جوان غرق شده در رودخانه بشار بکار خواهیم بست
  • جلوی زمین خواری و کوه خواری در پارک ملی دنا را بگیرید
  • درخواستی از سید قدرت الله حسینی و علیمراد جعفری
  • اعلام دلایل برکناری برخی مدیران آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد
  • حاشیه نگاری از یک “جشن” در محله سادات دوگنبدان
  • نماینده گچساران و باشت :اگر می خواهید مرا انتخاب کنید برای دلتان انتخاب کنید/اگر ببینم کسی برنامه خوبی برای آبادانی این دیار دارد دست آنان را بالا می برم اما من ندیده ام/تاجگردون بعد از خدا پشتش به مردم گرم است/دوران خاله بازی گذشت
  • نماینده گچساران میزان افزایش تسهیلات بانکی بافت فرسوده دوگنبدان را اعلام کرد
  • اولین اظهارات استاندار جدید کهگیلویه و بویراحمد درباره استان
  • پلمپ کارخانه تولید آبمیوه و واحد تولیدی ظروف یکبار مصرف در یاسوج
  • مدیرعامل باشگاه لیگ برتری هندبال فرازبام‌ خائیز دهدشت:از بی‌مهری‌ها در کهگیلویه خسته شده‌ام
  • “هراس از همایش های تاجگردون”
  • مدیران غیربومی و عدم تعهد به استان
  • در پی تخریب کانال انتقال آب به زمین های کشاورزی روستا /نامه جمعی از اهالی روستای فتح باشت به تاجگردون
  • توضیحات نماینده گچساران و باشت درباره انتخاب استاندار جدید کهگیلویه و بویراحمد
  • کشف و ضبط یک تن مرغ آلوده در شهرستان بویراحمد
  • پلمپ یکی از معروف ترین شیرینی سرا ها در یاسوج+جزئیات
  • در سالروز تأسیس بيمه آتيه سازان حافظ ؛ گفتگو با مدیر بیمه آتیه سازان استان کهگیلویه و بویراحمد
  •