طراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : یکشنبه ۲۷ اسفند, ۱۳۹۶ | کد خبر : 76094 | نویسنده : sajad |
  •   

    فانوس زاگرس؛ پاکدل، غلامی و باقری نخبگان رانده شده از دیار به قلم ضیا دولتخواه   در سالروز ملی شدن صنعت نفت که از آن می توان به عنوان یک اتفاق مهم در تاریخ صنعت نفت ایران نام برد همواره یاد می شود از بزرگان و زحمت کشان این عرصه طی سال های دور تاکنون […]

    فانوس زاگرس؛

    پاکدل، غلامی و باقری نخبگان رانده شده از دیار

    به قلم ضیا دولتخواه

     

    در سالروز ملی شدن صنعت نفت که از آن می توان به عنوان یک اتفاق مهم در تاریخ صنعت نفت ایران نام برد همواره یاد می شود از بزرگان و زحمت کشان این عرصه طی سال های دور تاکنون که چرخه این صنعت عظیم را با فداکاری و جانفشانی به حرکت درآورند و همواره بی نام و نشان بوده اند.

     

    در دیار آتش و آفتاب ، گچساران سرفراز بزرگان بسیاری برای صیانت از این منابع عظیم نفتی در این منطقه نفتخیز تلاش کردند اما همواره بدلیل اینکه کار آنها در نقاط صعب العبور و کوهستانی بوده کمتر از آنها یاد شده، نخبگانی که از آنها می توان به طلایه داران صنعت نفت جنوب نام برد اما شاید بسیاری از آنها اکنون دیگر در جمع ما نباشند و تنها یاد و خاطره فدارکاریهای آنها در میان کارکنان صنعت نفت جاری و ساری است.

     

    سیستم منظم و قانونمدار صنعت نفت سالیان سال جوانانی را در آوردگاه نفت و گاز تربیت کرد و آنها را روانه میادین بزرگ تصمیم گیری و سیاست گذاری کلان صنعت نفت نمود.

     

    منطقه مهم و نفتی گچساران نیز که سبقه ای نزدیک به یک قرن در بهره برداری و صیانت از منابع نفت و گاز را در کارنامه خود دارد بسیاری از کارشناسان و متخصصان نفتی را تربیت کرده و نسل به نسل این نظم و قانونمداری و تعصب نسبت به کار و حرفه خود را به یکدیگر منتقل کرده اند تا نسل امروز میراث دار اجداد خود در صنعت عظیم نفت باشند.

     

    در سال های اخیر متاسفانه این میراث گرانبها و عظیم با چالش های زیادی روبرو شد و در بسیاری از شرکت های نفتی خصوصا شرکت نفت و گاز گچساران بدلیل بافت بومی و قومی گرایی برخی سیاست بازیها و تفکرات جناحی و خطی را بایک شیب ملایم درخود احساس کرد که متاسفانه روند آن سال به سال افزایش یافت به نوعی که اکنون این معظل بزرگ گریبانگیر بخش عظیم از صنعت نفت خصوصا در شهرهای کوچک همچون گچساران شده و بسیاری از نیروهای قوی و تربیت یافته نسل های قدیم این صنعت به راحتی و البته با هزینه ای جبران ناپذیر از این منطقه نفتی رانده شده اند.

     

    لازم به توضیح است راقم قصد ندارد با نوشتن این یادداشت افراد خاصی را معرفی نماید بلکه قصدمان پرده برداری از یک بدعت غلط است که نیروهای زبده و کاربلد که سال ها برای پرورش و تربیت آنها هزینه شده و در کنار مدیران بزرگ تربیت یافته اند اما متاسفانه بدون اینکه از استعدادها و توانایی های آنها برای تربیت مدیران جوانان استفاده نماییم به راحتی آنها را از ادامه کار دلسرد و شرایط لازم را برای فراری دادن آنها فراهم می کنیم که البته این با سیستم یکپارچه و تخصصی صنعت نفت کاملا در تضاد است چرا که در سیستم نفت سلسله مراتب براساس ارشدیت و ارزشیابی افراد سنجیده می شود و مدیران در این سیستم طی یک بازی زمانی براساس اولویت و شایستگی به پست و مقام بالاتر ارتقاء پیدا می کنند.

     

    هرچند سالیان سال توجه به بومی گرایی در عین شایسته سالاری مورد توجه مسئولان نفتی بوده اما طی چند سال اخیر شاهد هستیم که تعدادی از جوانان دیروز این صنعت همچون غلامرضا پاکدل، سعید غلامی و یوسف باقری به عنوان نماینده ای از دیگر نخبگان بومی این شرکت امروز دیگر در این دیار و شرکت فعالیت نمی کنند و در کمال ناباوری و با وجود توانمندی بالای آنها و سابقه مدیریتی در پست های همچون مدیرعاملی، مدیر منابع انسانی و مدیر خدمات ، امروز این تجارب را در خارج از شهر و دیار خود به جامعه عظیم صنعت نفت منتقل می کنند.

     

    هرچند خدمت کردن در هرکجای ایران سرافراز برای هر ایرانی افتخار است اما سوالی که اینجا ذهن بسیاری از همکاران و دلسوزان صنعت نفت را به خود مشغول کرده این است، آیا سرنوشتی که برای این مدیران رقم خورد برای سایر همکاران نیز بوجود می آید ؟ در این شرایط چگونه می توان انتظار داشت نیروهای نخبه انگیزه ای برای تلاش و بالابردن راندمان کاری در صنعت نفت را داشته باشند در حالی که زمان رسیدن به پست های مدیریتی بدلیل دخالت های سیاسی و حزبی به راحتی از مجموعه کنار گذاشته می شوند .

     

    اکنون در شرکت نفت و گاز گچساران شاهد هستیم که بسیاری از مدیران سال ها در یک واحد کاملا عملیاتی تربیت شده اند اما امروز در یک واحد کاملا ستادی و غیرمرتبط با سابقه قبلی خود مشغول به کار شده اند که با این کار نه تنها مانع رشد همکاران خود در واحد غیرمرتبط به سابقه خود شده اند بلکه سال ها زمان و هزینه می برد تا مجددا بر اریکه اداره و واحد جدید تسلط یابند که این خود صدمات جبران ناپذیری به بدنه صنعت نفت زده و خواهد زد.

     

    به نظر می رسد سیاست های غلط و قوم گرایی و برگرفته از اینکه هرمدیری بیشترین رای در انتخاب یک نماینده مجلس جذب کند شانس بیشتری برای کسب کرسی های مدیریتی را از آن خود خواهد کرد. که این روش شاید در تاریخ صنعت نفت جهان در کمتر شرکتی روی داده باشد اما متاسفانه شرکت نفت گچساران در این زمینه نیز می توان به عنوان یک شرکت رکورد دار باشد.
    هرچند پاکدل ها، غلامی ها و باقری های زیادی در این شرکت می توانند پرورش پیدا کنند اما در سایه مدیران با تجربه و البته مرتبط با حوزه کاری که سال ها در آن فعالیت می کردند اما متاسفانه این نخبگان بدلیل برخی تصمیمات همان مدیران کم تجربه و غیرمرتبط با کار ، خانه شین و یا به حاشیه رانده شده اند.

     

    اینکه چه شخص و یا گروهی در این اتفاق نقش داشته اند یا دارند کاری دشواری نیست که البته صحبت ها و شعارهای همین مدیران بی تجربه برگرفته از سیگنال های سیاسی و حزبی از بیرون سازمان مطبوع خود است که البته نقش طایفه گرایی و دخالت های برخی افراد نزدیک به خواص خصوصا کسانی در انتخاب نمایندگان مجلس نقش ایفا می کنند یا بهتر بگوییم لیدرهای کاندیداها یا نمایندگان منتخب اخیرا معیار تصمیم گیری های کلان یک شرکت نفتی مهم شده است.

     

    هرچند کسانی که روسا و مدیران این شرکت نفتی را می شناسند و چندسالی را در این منطقه حضور داشته اند به خوبی از روابط فامیلی میان و مدیران و نماینده مجلس آگاه هستند و نیاز به توضیح بیشتر در این زمینه نمی باشد. نکته زمانی جالبتر می شود که گاها از یک خانواده یا یک طایفه چند مدیر و رئیس در این شرکت به کرسی مدیریت رسیده اند که باز هم با کمی بررسی می توان فهمید شایستگی و ارشدیت در این سیستم حرف آخر یا اصلا حرفی برای گفتن ندارد.
    شرکت نفت و گاز گچساران از سال ۹۲ تاکنون ۳ مدیرعامل و یک سرپرست به خود دیده که با کمی تفکر به خوبی می توان عدم ثبات مدیریت در این شرکت پس از یک دوران پرافتخار و پرکار در سال های قبل از ۹۲ و نقش اهرم های فشار از خارج از نفت را به خوبی احساس کرد.

     

    نقش پیمانکاران، برخی رسانه ، روابط فامیلی و طایفه ای و البته حلقه گمشده نخبه پروی را به خوبی در این سال کارکنان این شرکت احساس کرده اند و البته پست هایی که تنها با بالارفتن میزان رای طایفه آن فرد تصاحب می شود و اثری از شایستگی نیست که البته شنیده ها نیز خبر از تایید هر حکم مدیریت و ریاست تنها با مشورت با نماینده شهر گچساران در مجلس شورای اسلامی نهایی خواهد شد.

     

    در این زمان است که بایستی به حال کارکنان این شرکت نفتی خون گریه کرد که چرا با وجود این همه سختی کار و گستردگی حوزه عملیاتی این شرکت و رفت و آمدهای طولانی با اتوبوس های فرسوده و غیر ایمن در جاده های ناایمن و کوهستانی اینگونه با نخبگان صنعت نفت برخورد می شود و هیچ کس هم فریادرس این کارکنان نیست.

     

    اما در شرایط فعلی شاید مطرح کردن انتصاب مدیران غیربومی برای کرسی های این شرکت جهت جلو گیری از اینگونه حق خوری ها نوعی خیانت باشد به نیروهای توانمند شاغل در خود شرکت اما زمانی که دیده می شود مدیران بومی نیز همچون پاکدل، غلامی و باقری که به عنوان سمبلی از مدیران بومی هستند به بیرون از این دیار رانده شده اند و در پست های بالایی نیز عملکرد بسیار مثبتی دارند دیگر زبان برای بیان این حق خوری ها قاصر است .

     

    شاید یکی از دلایلی که مدیران نفتی نیم نگاهی به کرسی نمایندگی مجلس پیدا کرده اند همین باشد که شاید بتوانند از طریق کرسی مجلس نظم و قانونمداری سال های دوررا به این شرکت بازگردانند تا در کسوت یک نماینده دلسوز و آگاه به قوانین وزارت نفت به جای اینکه نیروهای خود را ازسازمان هایی همچون انرژی اتمی، مجلس و نهادهای دیگر به پست های وزارتخانه ای برسانند اینبار از دل مناطق نفتخیز و از میان کارکنان نفتی، مشاوران، مدیران و کارشناسان خوبی برای وزارتخانه معرفی نمایند تا شاید کمی بتوانند مشکلات کلان این نیروهای سخت کوش را به گوش وزرا برسانند.

     

    بی شک همه کارکنان صنعت نفت لایق کسب کرسی های مدیریتی در شرکت ها هستند اما با شایسته سالاری و البته براساس شغل های مرتبط با سابقه کاری سال های خدمت آن فرد در پست سازمانی و تخصصی خودش که البته اگر این اتفاق در این اواخر افتاده بود دیگر نیاز به نوشتن این یادداشت هم احساس نمی شد.

     

    امید است لیدرهای نماینده مردم گچساران و باشت و البته خواص نزدیک به ایشان فرزندان دیار خود را فراموش نکنند و بدانند که این فرزندان که امروز فرصت خدمت رسانی به مردم شهر خود را به اجبار عده ای از دست داده اند فقدان وجودشان در این منطقه خسارت جبران ناپذیری را به بدنه نفت و به طبع کمرنگ شدن تحقق مسئولیت های اجتماعی و البته نارضایتی بی شمار نیروی انسانی را به همراه داشته است .

     

    و سخن پایانی به نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی لطفا دست لیدرها و نزدیکان خود را از نفت کوتاه کنید که در کوتاه ترین زمان دود این اتفاق تلخ به چشمان خودتان و البته نزدیکان تشنه قدرت شما و مردم مظلوم این دیار خواهد رفت.

     

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟
    8 نظر برای ““پاکدل، غلامی و باقری نخبگان رانده شده از دیار””
    1. سلمان گفت:

      ……… رو دیگه قاطی نخبگان نکن
      سراسر دوره خدمتش حاشیه بود
      شرکت رو فلج کرده بود
      هر روز یک حاشیه

      0

      2
    2. ناشناس گفت:

      چه کسانی نخبه هستندبرای بدست اوردن پست هرجایی حاضرندبروند

      1

      0
    3. کارگر گفت:

      غلامی هزار بار شکر که رفت

      3

      0
    4. ناشناس گفت:

      سلام واقعا خدمات آقایان پاکدل و باقری از یاد کسی نمیره درود بر شرف و مردانگیشان ولی آقای غلامی راافرادی چاپلوس خراب کردن که حالا دنبال تخریب مدیرمنابع فعلی هستن
      نخبه هم باید تقوا وتعهد داشته باشد و هم مدرک علم و عمل

      1

      4
    5. دوست وفادار گفت:

      شركت بهره برداري نفت وگاز گچساران به دكتر غلامي بدهكار است.مدير جواني كه داراي افق ديد وسيع و سرد وگرم چشيده روزگار بود.تحصيلكرده و دنبال تحول و خروج از بن بستهاي بروكراسي اداري.
      سعيد صاف ترين و صادق ترين مدير تاريخ صنعت نفت بود .كه الان با رفتن به فضاي كاري جديد و تجربه بيشتر از محيط بعنوان يك نيروي انساني كامل ميتواند گام هاي توسعه را بردارد.
      هر چند نفت گچساران براي دكتر غلامي كوچك بود ولي ايشان ميتواند مجددا به آغوش بام نفت ايران برگردد و خدمات اش را به مردم ديارش ارائه نمايد.

      سعيد محبوبيت خاصي دربين نفتي هاي گچساران دارد.

      1

      2
    6. ناشناس گفت:

      اگر به هرکسی خداتومن حقوق بدن رو کارش تعصب داره جونش هم میده زیادی قصه رو دراماتیک کردی بزرگوار

      0

      1
    7. غضنفریان گفت:

      شاید پاکدل نخبه باشد ولی اون دوتا اصلا معنی نخبه را هم نمیدونن ولی باقری در ناسیونالیست بودن نخبه بود .

      0

      0
    8. بومی گفت:

      پاکدل که مهندس ومدیر عامل بود و مراتب را یکی یکی طی کرده بود آقای باقری هم بعنوان یه مدیر خدمات واقعا توانمند بود وخدمت کرد ولی این غ…….. یه کارگر بود که یا رو تریلی برا جعفری حرف میزد یا برا تاجگردون. هیچی هم ……ش. یه پستی هم تاجگردون بهش داد همه کمکش کردن آخر ………..برد و ……..د ورفت. حالا شما چرا گذاشتیش پیش ای دوتا مدیر درست و حسابی؟

      2

      0

    
    امروز چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۷
    • تـــازه ترین خبرها
    • پـــربازدیدترین ها
  • بازدید آیت الله ملک حسینی از تأسیسات نفتی گچساران+تصاویر
  • نشست صمیمی مدیرآموزش و پرورش چرام با اصحاب رسانه+تصاویر
  • مشمولان قانون ممنوعیت بکارگیری بازنشستگان در کهگیلویه و بویراحمد خداحافظی میکنند!
  • اصولگرایان گچساران/در به در به دنبال “اتحاد”
  • سفر مدیر کل مدیریت بحران استان به شهرستانهای کهگیلویه، چرام و باشت /محمدی تبار:صفر تا صد اعتبارات را نظارت می کنم+تصاویر
  • گناهان واقدامات نابخشودنی غلامرضا تاجگردون
  • گعده اصلاح طلبان و دور باطل!
  • امام جمعه باشت مطرح کرد:دفتر نماینده و لیدرها بر مسؤولان باشت اشراف دارند
  • نظر نماینده گچساران و باشت در خصوص وضعیت شهردار تهران
  • دوئل کامرانی ؛ منطقیان، گُسل در تفکر اصلاح طلبان
  • شکست نفت گچساران از استقلال رامشیر
  • انشقاق اصلاح طلبان کهگیلویه تمامی ندارد/اصولگرایان پیروز آینده انتخابات کهگیلویه بزرگ
  • جلسه شورای همکاری بزرگداشت دفاع مقدس چرام برگزار شد+تصاویر
  • یادداشت علی کامرانی در دفاع از استاندار کهگیلویه و بویراحمد
  • واکنش عضو شورای شهر چرام به خبر استیضاح شهردار
  • شرمنده‌ی آقای استاندار؛ حق با امام جمعه باشت است
  • انتقادات تند اصلاح طلب سرشناس کهگیلویه ای از استاندار کهگیلویه و بویراحمد
  • افسارگسیختگی قیمت‌ها در دهدشت
  • زارعی خبر داد:۳۰ کیلومتر از جاده “بابامیدان – یاسوج – سمیرم” چهارخطه می‌شود
  • سانحه رانندگی در جاده گچساران_باشت ۲ کشته و یک زخمی داشت
  •