طراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : پنج شنبه ۳ اسفند, ۱۳۹۶ | کد خبر : 74442 | نویسنده : sajad |
  •   

    فانوس زاگرس؛ به قلم سید رحمت الله خادمی اپیزود اول:ایلیا و بابا تهران ساعت ۷ آلودگی: قابل تحمل صبح بخیر بابا سحر خیز شدی پسرم بابایی دارم میرم دهدشت آخ جووووون بابا رو هم می بری ؟ نه باباجون من و مامانی و طاها میریم شما هم میمونی اینجا کمک می کنی بیمارا حالشون خوب […]

    فانوس زاگرس؛

    به قلم سید رحمت الله خادمی

    اپیزود اول:ایلیا و بابا
    تهران
    ساعت ۷
    آلودگی: قابل تحمل
    صبح بخیر بابا
    سحر خیز شدی پسرم
    بابایی دارم میرم دهدشت
    آخ جووووون
    بابا رو هم می بری ؟
    نه باباجون
    من و مامانی و طاها میریم شما هم میمونی اینجا کمک می کنی بیمارا حالشون خوب بشه
    باشه بابایی؟
    ای جااااااانم
    اطاعت میشه قربان…
    بابا سلام نظامی داد
    حالا بگو پسرم چی میخای واسه بابا بیاری ؟
    بابایی میخام جشن تولد که گرفتم کیکم رو مثه یه کهره کوچولو درست کنم
    خببببببب
    آها
    یادم اومد
    برات یه کهره کوچولو میارم خخخخخخخ
    ای شیطون
    کهره که عشق خودته
    آره دیگه مثلا واسه تو میارمش ولی واسه خودمه
    خوب دیگه قندعسل بابا مواظب داداشت و مامانت باش
    بابا ایلیا رو میبوسه
    چشماشو
    پیشونیشو
    دستاشو
    سیر بغلش می کنه
    بابایی دوستت دارم
    من دارم میرم گریه نکنی ها
    زودی برمی گردم
    ای نیم وجبی شیطون ….حالا ببینیم کی گریه می کنه ،؟
    من یا تو؟
    باشه
    می بینیم

    تهران
    ساعت نه و بیست و پنج دقیقه
    هواپیمای مسافر بری تهران _یاسوج که ساعت ۸:۵۵به سمت یاسوج پرواز کرده بود از صفحه ی رادار خارج شده است
    مسولان شرکت هواپیمایی آسمان با تایید این خبر از تلاش ها برای اطلاع از وضعیت هواپیما و ۶۶ سرنشینش خبر داده اند.

    اپیزود دوم: برف شادی یا برف غم
    ایلیای عزیزم
    برای نوشتن تمام این کلمات درد کشیده ام
    اشک ریخته ام
    تمام وجودم درد می کند
    از که باید بپرسم
    از که باید سراغت را بگیرم فرشته ی کوچولوی من
    چگونه بگویم از شمعی که نه برای تولدت که برای پروازت باید روشن کنم
    تضادها بیشمارند و کشنده
    تو الان باید غرق در برف شادی بودی و لنز دوربین ها لبخندهای شیرین و معصومانه ات را شکار می کردند اما زیر برف سرد و کشنده ی دنا و غول آهن پاره ی آسمان جسم کوچکت درد می کشد
    و چه پارادوکس کشنده ای است برف و برف
    باید شمع های تولدت را با هورای مان فوت می کردی و حال شمع های پروازت را با ضجه هایمان روشن می کنیم
    و باز چه پارادوکس ویرانگری است این شمع ها و آن شمع ها
    آهنگی که انتظارش را می کشیدی تولد تولد تولدت مبااااااااااارک بود
    اما زوزه ی بوران و سردی کشنده گوش های لطیفت را می خراشد
    تو خود را در حلقه ی شادی و بوسه های عاشقانت می دیدی نه در قفس کشنده ی یخ بسته ی دنا
    ایلیای عزیزم
    کوچک مرد بزرگ
    پرستوی پرگشوده
    تولدت
    نه
    پروازت مبارک
    اما
    پرواز را بخاطر بسپار پرنده ی کوچک ایلمان.

     

    برچسب ها :
    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟
    2 نظر برای ““تولدت مبارک ایلیا””
    1. علی گفت:

      واقعا بعد از این همه روزها که از ماجرا می گذره هنوز پیگیر اخبار سقوط هواپیما هستم .وواقعا دلم به تپش می افته وبغض گلویم را می گیره .حالا ببین ازحال وروز دکتر دانشی وبازماندگان سایر عزیزان ازدست رفته وسایر اقوام وفامیل ایشان چه می گذره واقعا حیف بود این غنچه ها به همراه مادر مهربونشان اینجوری ازبین برن واقعا خدا صبر بده من که نمی تونم فراموش کنم .هرروز سراغ اینترنت میرم وعکس این دوتا کودک با چهره معصومشون می بینم گریه می کنم . خدایا بهشت برین را نثارشون کن وبه بازماندگان صبر عطا کن

      -1

      1
    2. علی گفت:

      بمیرم براتون طاها وایلیای نازنین شما که بامعصومیت تمام با این دنیای بی مروت خدا حافظی کردین، اما داغ شما تا روزی که زنده ایم بردلمون موند . خیلی دلم میسوزه ، حالم اصلا خوب نیست .کاش پیکر گم شده مامان مهربونتون هرچه زودتر پیدا شه وشما هم ازاین بلاتکلیفی بیرون بیاین .شاید دکتر عزیز وخانواده محترم و سایر اقوام وفامیل این جوری تسلا پیدا کنند.
      چنان داغ دل، داغ دل دیده ام
      که حال خود از لاله پُرسیده ام

      به هر جا چمن در چمن، گل به گل
      همان مُهر داغ تو را دیده ام

      کدامین چمن را گل از گل شکفت
      کز آن بوی نام تو نشنیده ام؟

      به بوی تو، تنها به بوی تو بود
      که هر جا گلی دیده ام، چیده ام

      دلم را به هر آب و آتش زدم
      که چون شمع در گریه خندیده ام

      همه هفت بندم همین یک نواست
      چو نی در هوای تو نالیده ام

      ز راز دلم باد بویی نبرد
      که چون غنچه سربسته خندیده ام

      ز باغ دلم یک بغل پر غزل
      برای گل روی تو چیده ام

      0

      0

    
    امروز شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷
    • تـــازه ترین خبرها
    • پـــربازدیدترین ها
  • قشقایی به تاجگردون نیازمند است یا او به قشقایی ها
  • پیام عدل هاشمی پور در پی مهار آتش سوزی جنگل های شهرستانهای لنده و بهمئی
  • توضیحی درباره خبر  “سرقت از حرم بی بی حکیمه خاتون(س) “+عکس
  • در لنده و بهمئی کهگیلویه و بویراحمد عزای عمومی اعلام شود
  • فرهاد جعفری:سرمربی تیم فوتبال نفت و گاز گچساران به زودی معرفی می شود/قضاوت های عجولانه و غیرکارشناسی سم مهلک است
  • نامه مدیرکل اسبق تحول اداری استانداری کهگیلویه و بویراحمد به استاندار و هشدار درباره آتش سوزی جنگلهای بهمئی و طیبی
  • واکنش معاون سیاسی و امنیتی استاندار به خبر مرگ یک بیمار در بیمارستان شهید بهشتی یاسوج
  • گزارشی از نشست خبری مدیرکل دادگستری استان/مزارعی:سرقت خط قرمز ماست
  • مسئولیت جدید برای عضو شورای شهر دوگنبدان
  • سرقت از حرم بی بی حکیمه(س) تکذیب شد
  • روزهای گرم گچساران/دمای هوای امام زاده جعفر به ۴۵ درجه رسید
  • توضیحات رئیس دامپزشکی درباره حمل غیر بهداشتی لاشه گوشت در دهدشت+تصویر
  • آیین تودیع و معارفه مدیران آموزش وپرورش کهگیلویه برگزار شد+تصاویر
  • بازدید معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی دانشگاه علوم‌پزشکی استان از پروژه های حوزه سلامت بیمارستان امام خمینی(ره) دهدشت + تصاویر
  • رئیس دانشگاه یاسوج رسمأ انتخاب شد + جزئیات
  • “استاندار فقط خوب حرف می زند”
  • گزارشی از نشست شورای برنامه‌ریزی استان؛بررسی طرح الحاق روستاهای اطراف مرکز استان به شهریاسوج
  • حمله خرس به چوپان در منطقه طسوج چرام+عکس
  • اعضای بدن بیمار مرگ مغزی در گچساران اهدا شد
  • تدبیرهایی برای عبور از خشکسالی در بام نفتی ایران
  •