طراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : سه شنبه ۱۳ مهر, ۱۳۹۵ | کد خبر : 27660 | نویسنده : sajad |
  •   

    فانوس زاگرس؛ گفتگوی خواندنی اولین دانشگاهی ” کهگیلویه و بویراحمدی ” با استقبال مخاطبان این پایگاه خبری روبرو شده است . به گزارش ” خبردنا ” دکتر “عطا صالحی پور تلچگاه” اولین ” کهگیلویه و بویراحمدی ” که به دانشگاه راه یافته بود در گفتگوی دوساعته اختصاصی با این پایگاه اطلاع رسانی از سالهای دور […]

    فانوس زاگرس؛

    گفتگوی خواندنی اولین دانشگاهی ” کهگیلویه و بویراحمدی ” با استقبال مخاطبان این پایگاه خبری روبرو شده است .

    به گزارش ” خبردنا ” دکتر “عطا صالحی پور تلچگاه” اولین ” کهگیلویه و بویراحمدی ” که به دانشگاه راه یافته بود در گفتگوی دوساعته اختصاصی با این پایگاه اطلاع رسانی از سالهای دور استان و تحصیل و کار و …… خاطرات خواندنی و بسیار جذابی را بازگو کرد .
    5627_854
    دکتر ” صالحی پور تلچگاه ” متخصص جراحی عمومی است که با عشقی بی نظیر و ماندگار از زادگاهش و لهجه لری یاد می کرد که در این مصاحبه جذاب خواهید خواند .

    بخش های اول و دوم  این گفتگو روزهای قبل در این پایگاه خبری منتشر شده و آنچه می خوانیم بخش سوم این گفتگو است .

    بخش های بعدی این گفتگو خواندنی را روز های آینده در همین پایگاه اطلاع رسانی منتشر خواهد شد.

    ******

    ** در آن زمان از استان ” کهگیلویه و بویراحمد ” از شما درخواست همکاری نشده بود ؟

    مهندس جوهری استاندار  وقت “کهگیلویه و بویراحمد” برای ساخت بیمارستان در یاسوج  از من کمک خواست که اعلام آمادگی کردم  و  مرحوم”باشتی” هم گفت من با شما می آیم.

    ** منصورخان باشتی؟

    بله . آمد و گفت من در گچساران زمین رایگان می دهم تا بیمارستان بسازید. وزارت بهداری  آن دوران اعلام کرد بودجه نداریم و من هم  به آقای مهندس جوهری گفتم که وزارت بهداری اعلام کرده است بودجه نداریم و کار ساخت بیمارستان در یاسوج متوقف شد.

    در دوره ای که بهبهان بودم یک تلگراف آمده بود که در “پراشکفت” تعداد زیادی مریض شده و برخی ها هم مرده اند. تیمی را به آنجا فرستادم ولی پیغام دادند که ما نمی توانیم به آنجا برویم. خبر رسید که تیمسار “علیزاده” در گچساران است .

    راهی گچساران شدم. به رئیس ساواک که یک جهرمی بود گفتم با تیمسار “علیزاده” کار دارم و به ایشان بگوید که دکتر “صالحی پور” آمده است. تیمسار “علیزاده” آمد. به ایشان گفتم تعدادی از همشهریانم در “پراشکفت” دچاربیماری شده و برای رفتن به آنجا به هلی کوپتر نیاز دارم.

    به هر صورت تلاش هایی کرد ولی نتوانست تهیه کند . . گفتم داوطلبانه می روم تا  همشریان و هم استانی هایم را درمان کنم. گفت با چی می روی؟ گفتم با همین وانت می روم. گفت با این نمی توانی بروی ولی راه افتادم و تا سه راهی “سپبدار” رفتم.

    آخر پاییز بود و هوا بسیار سرد ، رفتیم و ده (روستا) جلیل را رد کردیم و به روستای که جزء بابکان بود رسیدیم . شب شد و آقایی به نام آقا حسین ما را به خانه خود برد. مرد بسیار خوبی بود. بعد از پذیرایی به ایشان گفتم هرچه مریض دارید همین امشب بیاورید و چراغ توری (چراغ های قدیمی که برای روشنایی از آن استفاده می شد) را هم روشن نگاه دارید.

    تا ساعت یک شب همه مریض ها را دیدم. آنجا فارسی صحبت می کردم. بعد از اینکه مریض ها را دیدم به من گفتند دکتر پول یا روغن چه بدهیم. به آنها گفتم من نه پولی هستم و نه روغنی ( با خنده ) . گفتم من می خواهم بروم “پراشکفت”. گفت با چی؟ گفتم با هرچیزی که بشود. گفت تنها یک راه دارد که از این کوه برفی می گذرد و با اسب می شود رفت.

    آخر شب بود و داشت از منطقه برایمان می گفت و با هم حریف می زدیم. حرف به جایی رسید که گفتند طایفه دولیاری(دولتیاری) همیشه چوبشان روی سرمان بود. گفتم کدامش؟ گفت “کا علی سینا” دولیاری (دولیاری یا دولتیاری نام یکی از طایفه های بزرگ باوی است.)

    %db%b2%db%b0%db%b1%db%b6-%db%b1%db%b0-%db%b0%db%b4-%db%b1%db%b5-%db%b2%db%b8-%db%b5%db%b0-2054375862

    ** “کا علی سینا” از بستگان شما بود؟

    پدر بزرگ مادری ام بود (با خنده) ولی آنجا در مورد نسبت خودم با ” کا علی سینا “چیزی نگفتم.
    خلاصه گفتم که ما فردا صبح به همراه دو نفری که با من هستند می خواهیم به “پراشکفت” برویم.گفت فکر نکنم شما بتوانید از این کوه بالا بروید.

    صبح راه افتادیم و حدود ساعت یک به بالای کوه رسیدیم.پس از کمی استراحت راه افتادیم تا به دره ای رسیدیم که آب داشت. روستای “پراشکفت” بود. به روستایی که برادران آقا “محمد تقی خوبانی” در آن بودند رسیدیم. چند روستا بودند. واکسن زدیم و بیماران را دیدیم . پول و روغن آوردن گفتم اینها را بردارید و فقط بیماران را بیاورید تا همه را مداوا کنیم. من برای اینها ( روغن و پول) نیامدم.

    عصر برگشتیم  و شب دوباره به خانه “آقا حسین” رفتیم. برایمان “بره ” کشت و شام خوردیم . خیلی تشکر کرد بخاطر اینکه همه مریض ها را رایگان دیدیم.

    شب که خواستیم بخوابیم از او  پرسیدم که آن شخصی که شما را اذیت می کرد چه نام داشت؟  گفت “کا علی سینا” دولیاری. گفتم “کا علی سینا” بوامه (پدربزرگمه).( با خنده )

    گفت مگر تو دکتر”صالحی” هستی؟ گفتم آره. گفت ببخشید اگر بی حرمتی کردم. گفتم شما کار قشنگی کردید که ندیده و نشناخته ما را به خانه ات راه دادی و برایمان گوسفند سر بریدی.  بخاطر این کار قشنگت هیچ گاه اسمت را فراموش نمی کنم و به همین خاطر است که هنوز اسم “آقا حسین” در ذهنم مانده است.

    ** تخصص شما در چه سالی تمام شد؟

    سال ۱۳۵۳٫ جراحی عمومی. البته الان متخصصان جراحی عمومی فقط جراحی عمومی می توانند انجام دهند ولی من شکسته بندی (ارتوپدی) هم انجام می دادم.

    **  بعد از تخصص چکار کردید؟

    به آبادان رفتم و تا انقلاب شد. در بخش خصوصی آبادان بودم و بیمارستان کورش آبادان را ساختم.

    ** در مدتی که در آبادان بودید به کهگیلویه و بویراحمد هم می آمدید؟

    همیشه می آمدم. چرام و چشمه بلقیس خیلی می آمدم. “اسکندرخان چرامی” آدم خوبی بود. کار ندارم که چه کارهایی کرد یا نکرد. ولی آدم خوبی بود. برای مراسم تشییع جنازه و چهلمین  روز درگذشتش هم رفتم.

    ** آقای دکتر فرمودید که در سال ۱۳۲۰ به مکتب رفتید؟

    وقتی پدرم فوت شده ،مادرم مرا به مکتب فرستاد.

    ** یعنی در آن زمان باشت مرکز آموزشی داشت؟

    بله. ملا “علی عسکر گوهرگانی” مکتب خانه ای زده بودند و آموزش می دادند.

    ** یعنی از نظر تاریخی قبل از اینکه زنده یاد” بهمن بیگی” برای آموزش عشایر به استان کهگیلویه و بویراحمد بیاید در باشت مکتب آموزشی بود؟

    بله. مدرسه شهر باشت سال ۱۳۲۵ باز شد. بعد از اینکه در باشت آموزش دیدم مرحوم” بهمن بیگی” به استان آمد و چندین بار نیز با هم دیدار هایی داشتیم.

    ** فقط در باشت مدرسه بود یا در شهرهای دیگر استان نیز مدرسه بود؟

    فقط در باشت بود. مدرسه اندرزی باشت اولین مدرسه استان بود.

    ** منظورم مکتب است نه مدرسه؟

    اگر دیگر شهرهای استان مکتب داشته اند من خبر نداشتم.

    %db%b2%db%b0%db%b1%db%b6-%db%b1%db%b0-%db%b0%db%b4-%db%b1%db%b5-%db%b2%db%b8-%db%b4%db%b5-732763977

    پایان بخش سوم —- ادامه دارد

    ابرچسب ها :
    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟
    6 نظر برای “گفتگو با دکتر”عطا صالحی پور تلچگاه” ؛” باشت ” قبل از ” بهمن بیگی ” مدرسه داشت / ” اسکندرخان ” آدم خوبی بود”
    1. صالح صالحی گفت:

      احسنت عمو جان ?????????

      0

      0
    2. دکتر گفت:

      خدا حفظش کند

      2

      0
    3. کهنه قلعه ای گفت:

      اقای دکتر صالحی عزیز من به شما افتخار میکنم وارزوی سلامتی وتندرستی دارم.لارمه به عرض دوستان برسد باشت قبل از۱۳۰۹مکتب خانه داشت وبعد از تثبیت بخشداری نظامی در باشت مدرسه مختلط در باشت به نام منوچهری تاسیس شد.مرحوم اندرزی بزرگ به نمایندگی از اداره مالیه همراه فردی به نام زندی به باشت امدند وفرهنگ باشت مدیون زنده یاد اندرری بزرگ است.

      0

      0
    4. کهنه قلعه ای گفت:

      اقای دکتر صالحی عزیز من به شما افتخار میکنم وارزوی سلامتی وتندرستی دارم.لارمه به عرض دوستان برسد باشت قبل از۱۳۰۹مکتب خانه داشت وبعد از تثبیت بخشداری نظامی در باشت مدرسه مختلط در باشت به نام منوچهری تاسیس شد.مرحوم اندرزی بزرگ به نمایندگی از اداره مالیه همراه فردی به نام زندی به باشت امدند وفرهنگ باشت مدیون زنده یاد اندرری بزرگ است.

      0

      0
    5. فرخ صالحی گفت:

      افتخار میکنیم عمو جان

      1

      0
    6. شرافتي گفت:

      درود بر دكتر صالحي

      1

      0

    دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط فانوس زاگرس در وب سایت منتشر خواهد شد

    پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

    پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد

    نظرات

    وارد کردن آدرس ایمیل اختیاری می باشد

    وارد کردن آدرس وبسایت اختیاری می باشد

    امروز پنج شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
    • تـــازه ترین خبرها
    • پـــربازدیدترین ها
  • مروری بر عملکرد دکتر محبوبه رضایی در شورای چهارم شهر دوگنبدان
  • “شعارهایی که اجرایی شدن آن از عهده نماینده هم شاید برنیاید”
  • وعده‌های فریبنده اقتصادی، برای «رئیس جمهور شدن» /کاندیداهایی که بخاطر رای میزان «یارانه» را بالا و پایین می‌کنند
  • پاسخ قاطع رئیس فرهنگ و ارشاد اسلامی چرام به منتقدان: کنسرت‌ها اسلام را به خطر نمی‌اندازد/آیا در دولت قبلی که مسئولانش هاله‌ نور مشاهده می‌کردند اسلام در خطر نبود
  • عدل هاشمی پور خبر داد :مشکل آب پتروشیمی دهدشت رفع می‌شود
  • “تخصص،درمان نهایی زخم های دهدشت”
  • دبیر و معاون تبلیغات ستاد روحانی در استان منصوب شدند
  • در پی درگذشت پیر بانوی هییت دارامام حسین (ع)؛همدردی جمعی از ورزشکاران گچسارانی ورزشکاران باخانواده ی منصف
  • “مدیریت شهری و نقش آن در توسعه پایدار”
  • “شهرداری ها و تامین منابع پایدار”
  • اظهارات متفاوت و منصفانه محمدرضا باهنر: روحانی زمانی روی کار آمد که تورم ۴۴ درصد بود، الان تورم ۳۰ درصد کاهش پیدا کرده / برخی سیاه نمایی می کنند و می گویند برجام اثری نداشت؛ ما با برجام ۷ گل زدیم / حاضر نیستم به زمان قبل از برجام برگردیم / کاندیداها وعده ندهند و اموال کشور را به تاراج نگذارند
  • رئیس ستاد قالیباف در کهگیلویه و بویراحمد منصوب شد+تصویر
  • اخبار استان؛طرح روگذر باشت نیمه دوم اردیبهشت بهره برداری می‌شود/برگزاری مسابقه بهترین عکس خبری با محوریت سپاه و بسیج/امام جمعه گچساران: بی‌عدالتی در استخدام‌‌های بی‌ضابطه مردم کهگیلویه و بویراحمد را رنج می‌دهد/اجرای برنامه‌های متنوع در هفته نکوداشت یاسوج/ کتاب بانوی دهدشتی در بیروت منتشر شد/معلمان نمونه شهرستان چرام معرفی شدند/تصویر
  • اعلام مناطق ممنوعه برای برپایی ستادهای انتخاباتی در یاسوج+جزئیات
  • “عبرتها و انتخابات در ایران”
  • فراخوان حضور خيرش زنان استان كهگيلويه و بويراحمد به انتخابي اعتدالي
  • مسئول ستاد دانشجویی دکتر حسن روحانی در گچساران منصوب شد +تصویر
  • با حضور مسئولان کشوری؛بیمارستان ۹۶ تختی دوگنبدان اردیبهشت بهره‌برداری می‌شود/اختصاص اولویت استخدام به بانوان
  • تلاش جلیلی برای رییس‌جمهور نشدن قالیباف /روح سعید جلیلی در ابراهیم رئیسی ظهور می‌کند
  • “نمایندگان کهگیلویه و بویراحمد و انتخابات ریاست جمهوری”