طراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : سه‌شنبه 17 نوامبر, 2020 | کد خبر : 121863 | نویسنده : فانوس زاگرس |
  •   
  •           بعد از این حادثه، همچنان در شوک بودم؛ اما با خود فکر می‌کردم که بالاخره خوب می‌شوم. پزشک‌ها نیز دلگرمی می‌دادند که جوانی و خوب می‌شوی. بعد از ۳ ماه، تحقیق و جست و جو، فهمیدم که دیگر امیدی نیست و در یاس و بهت غریبی فرو رفتم. آری من […]
  • فانوس زاگرس؛

     
     
     
     
     
    دوستانم به بیرون پرت شدند ولی من دستم را محکم به دستگیره گرفتم تا نیفتم. این صحنه در طی چند ثانیه رخ داد و هنوز برای من شبیه خوابی است که دوست دارم از آن بیدار شوم.
    بعد از وقوع سانحه، شخصی به کمکم آمد. تلاش می‌کرد درب اتومبیل را باز کند، اما موفق نشد. در این حین متوجه شدم که کمرم عین ژله می‌چرخد.
    هرچه تلاش کردم، پایم را تکان بدهم، نتوانستم. ترس داشتم ماشین دچار حریق شود، نمی‌توانستم از ماشین بیرون بروم.
    در این حادثه تلخ یکی از بهترین  دوستانم را از دست دادم. با آمبولانس به بیمارستان منتقلم کردند. قفسه سینه و دنده‌هایم ضربه دیده بودند، نفسم درست بالا نمی‌آمد، دماغم شکسته بود و خونریزی داخلی شدیدی داشتم.
    بعد از این حادثه، همچنان در شوک بودم؛ اما با خود فکر می‌کردم که بالاخره خوب می‌شوم. پزشک‌ها نیز دلگرمی می‌دادند که جوانی و  خوب می‌شوی. بعد از ۳ ماه، تحقیق و جست و جو، فهمیدم که دیگر امیدی نیست و در یاس و بهت غریبی فرو رفتم. آری من دچار ضایعه‌ی نخاعی شده بودم!!
    همه امید و آرزو هام به یکباره فرو ریخت و من اکنون باید با این واقعیت روبرو می‌شدم، بله، زندگی روی صندلی چرخ دار!!
     
     

     

    داستان ما دردآور است

    داستان افرادی همچون ما درد آور است. نمی‌خواهم اشکی درآورم؛ بلکه تصمیم دارم واقع بینانه به این اتفاق نگاه کنم؛ اما همچنان  بعضی می‌گویند قسمت این بود و خدا را شکر که هنوز زنده است؛ اما  من همچنان با این ماجرا، کنار نیامده ام و اگر کنار بیایم، یعنی کم آورده‌ام، به همین دلیل  روزی هزار بار  با خودم تکرار می‌کنم که روزی خوب خواهم شد و با پاهای خودم، دوباره راه خواهم رفت.
    من تک دختر خانواده‌ام هستم ‌ و  دو برادر دارم.
    خانواده‌ام  به پای من و شرایطم از غم سوختند.
    زمانی که سالم بودم همیشه شاد و پرانرژی و پرتکاپو بودم؛  اما بدشانسی‌های من فقط این نبود، مادرم   از کودکی، صرع داشت و آخرین بار که دچار تشنج شد، اکسیژن به مغزش نرسید و دچار مرگ مغزی شد. شرایط  به گونه‌ای پیش می‌رفت که قصد داشتیم  همه  اعضای بدنش را اهدا کنیم که زنده ماند. در ابتدا حتی چشمانش را باز نمی‌کرد. بعد از مدتی که قدرت تکلمش هم برگشت، دیگر کسی را نمی‌شناخت.
    من تنها، بدون اینکه مادر ویا خواهری در کنارم باشد، بزرگ شدم.
    دوران دبیرستان در رشته‌ی تجربی تحصیل می‌کردم؛ اما به دلیل مسائل خانوادگی، ادامه‌ی تحصیل ندادم و بیشتر هدفم کار آزاد بود. مدتی امور اداری چند وکیل را انجام می‌دادم  و همچنین منشی دفترهای  مهندسی بودم؛ اما بعد از زمین گیر شدن خودم را  با طراحی چهره، نقطه کوبی و نقاشی سرگرم کردم.

     

     

    بارقه‌های امید

    در این سختی ایام، می‌خواهم دوباره سلامتی‌ام را به دست بیاورم. در چند کشور امکان عمل نخاعی وجود دارد و حتی تلفنی با دکتر دانشی صحبت کردم. ایشان به من گفتند:  زندگی کن و تمرین و فیزوتراپی. امکان عمل و درمان وجود دارد و در آینده ممکن است در کشور انجام شود اما الان در حد آزمایش هست. البته در چند کشور مانند سوئیس، این عمل حدوداً ۵۰ الی ۶۰ هزار یورو هزینه دارد. زندگی برای مستانه پور آزادی، دختر ۲۴ ساله همچنان ادامه دارد؛ اما اگر رویای دوباره راه رفتن نباشد، عطای زیستن را به لقایش خواهد بخشید.

    شماره کارت بانک رفاه _ مستانه پور آزادی به شرح زیر است؛

    ۵۸۹۴۶۳۱۵۵۳۹۰۲۹۳۳

     

    https://www.kebnanews.ir/images/docs/files/000427/nf00427604-3.jpg

    گزارش: صیاد خردمند

     

    انتهای خبر/
    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟
    2 نظر برای “قصه زندگی دختری به نام «مستانه» که یک اتفاق او را ویلچرنشین شد”
    1. گفت:

      بعد ده روز مطب رو باز کردم حتی یک کامنت نداشت
      حیرانم
      کرم دار را درم نیست،درم دار رو کرم نیست
      خواهش میکنم این مطلب رو بفرستید برا حاج یدالله مرادی که اندازه جهودا آمریکا پول جمع کرده،


    
    امروز سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
    • تـــازه ترین خبرها
    • پـــربازدیدترین ها
  • ثبت نام کاندیدای کراواتی در انتخابات۱۴۰۰
  • اخبار انتخابات میان دوره ای/رحیمی بیانیه داد/اعتراض کرده ام و پیگیری خواهم کرد
  • شورای نگهبان خودش را پاسخگو نمی‌داند
  • مانع‌تراشی در سردتر شدن انتخابات تاثیر دارد
  • مذاکرات وین در مسیر احیای برجام
  • چراییِ افزایش هجمه‌های سنگین علیه ظریف
  • ۱۲ هزار میلیارد منابع شهر قربانی یک امضا
  • مسائل کشوربه این سادگی‌ها قابل حل نیست
  • در کلاب‌هاوس علیه محسن هاشمی چه گفتند؟
  • رییس‌جمهور، مصوبه جنجالی شورای نگهبان را رد کرد
  • ظریف به اصلاح‌طلبان: من اصلاح‌طلب نیستم، دست از سرم بردارید!
  • به همت انجمن حمایت از زندانیان ؛ طرح ویزیت رایگان خانواده مددجویان در گچساران اجرا شد
  • معاون اداره کل امنیتی و انتظامی استانداری کهگیلویه و بویراحمد منصوب شد
  • این بار، شورای نگهبان، دستور رییس‌جمهور را رد کرد!
  • انتخابات نزدیک شد، «بدحجاب‌ها» عزیز شدند!
  • اظهارات متفاوت دو عضو شورای نگهبان درباره شرایط داوطلبان رییس‌جمهوری
  • اتفاق متفاوت در انتخابات ۱۴۰۰
  • احمدی‌نژاد: خیلی راحت می‌خواهند انتخابات را مهندسی کنند
  • بیانیه ریحان محمدپور ده بزرگ بعد از اعلام تایید صلاحیت از شورای نگهبان
  • آمریکا اعلام وضعیت اضطراری کرد
  •